قبیله‌سازی؛ آفتی برای شایسته‌سالاری
قبیله‌سازی؛ آفتی برای شایسته‌سالاری
شایسته‌سالاری با شعار محقق نمی‌شود؛ با انتخاب‌های واقعی مدیران سنجیده می‌شود. هر انتصاب، در حقیقت یک پیام به بدنه سازمان است: اینکه در این مجموعه، «توانستن» مهم‌تر است یا «شناخته‌شدن».

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، مهدی باقری: یکی از آسیب‌های جدی در مدیریت اجرایی و علمی، شکل‌گیری حلقه‌های بسته و قبیله‌های مدیریتی است؛ جایی که گاهی رفاقت، نزدیکی، هم‌فکری شخصی و تعلق گروهی، جای تخصص، تجربه و شایستگی را می‌گیرد.

قبیله‌سازی شاید در کوتاه‌مدت برای یک مدیر احساس امنیت و همراهی ایجاد کند، اما در بلندمدت هزینه آن را مجموعه و جامعه می‌پردازند. وقتی مدیران، اطراف خود را عمدتاً از افراد نزدیک و همسو پر می‌کنند، فرصت رشد از نیروهای توانمند گرفته می‌شود و به‌تدریج این پیام شکل می‌گیرد که برای پیشرفت، بیش از آنکه توانمند باشی، باید «خودی» باشی.

این آسیب در محیط‌های علمی حساس‌تر است. دانشگاه و مراکز پژوهشی باید محل رقابت اندیشه، تخصص و کارنامه باشند، نه میدان شکل‌گیری حلقه‌های بسته. وقتی معیار انتخاب و ارتقا از شایستگی فاصله بگیرد، هم انگیزه نیروهای جوان و متخصص کاهش می‌یابد و هم سرمایه اجتماعی و اعتماد به مجموعه آسیب می‌بیند.

البته اعتماد به نیروهای نزدیک، ذاتاً ایراد نیست؛ مشکل از جایی آغاز می‌شود که اعتماد شخصی جایگزین شایستگی حرفه‌ای شود. مدیر موفق کسی نیست که بیشترین افراد نزدیک به خود را منصوب کند؛ مدیری موفق است که بتواند حتی خارج از حلقه دوستان و آشنایان خود، بهترین نیروها را پیدا کند و فرصت خدمت بدهد.

شایسته‌سالاری با شعار محقق نمی‌شود؛ با انتخاب‌های واقعی مدیران سنجیده می‌شود. هر انتصاب، در حقیقت یک پیام به بدنه سازمان است: اینکه در این مجموعه، «توانستن» مهم‌تر است یا «شناخته‌شدن».

اگر قرار است مدیریت اجرایی و علمی به سمت کارآمدی حرکت کند، باید قبیله‌سازی را جدی گرفت و اجازه نداد حلقه‌های بسته، مسیر ورود و رشد نیروهای شایسته را مسدود کنند. سازمان‌ها زمانی رشد می‌کنند که در آنها شایستگی، نه وابستگی، معیار اصلی اعتماد باشد.