به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، مسئله علوم انسانی در ایران فقط کمبود مقاله، همایش یا نظریه نیست؛ مسئله اصلی، ضعف در صورتبندی مسئله است. ما غالباً پیش از آنکه واقعیت را دقیق ببینیم، مفاهیم آماده را برمیداریم و روی آن میگذاریم. از توسعه و حکمرانی تا قدرت، هویت، رسانه و امنیت، بسیاری از واژههایی که به کار میبریم پیشتر در زمینهایی دیگر، برای توضیح مسئلهای دیگر و بر مبنای تجربه تاریخی دیگری ساخته شدهاند. طبیعی است که با این ابزارهای وارداتی، بخشی از واقعیت اجتماعی خودمان دیده نشود.
تولید علم از جایی آغاز نمیشود که نام یک نظریه خارجی را تکرار کنیم؛ از جایی آغاز میشود که بتوانیم یک پدیده واقعی را با دقت توصیف کنیم، تناقض درونیاش را ببینیم و برای آن، پرسش درست بسازیم. نظریه، پاسخ شتابزده به یک مسئله نیست؛ حاصل ماندن جدی و روشمند در کنار مسئله است. برای مثال، اگر با یک پدیده اجتماعی پیچیده روبهرو هستیم، نباید فوراً آن را ذیل برچسبهایی مانند «بحران»، «عقبماندگی»، «پوپولیسم» یا «توسعهنیافتگی» قرار دهیم.
ابتدا باید بپرسیم؛ بازیگران این پدیده چه کسانیاند؟ چه منابعی در اختیار دارند؟ روابط قدرت چگونه توزیع شده؟ چه نهادهایی تصمیم میگیرند؟ مردم چگونه معنا تولید میکنند؟ و مهمتر از همه، چه سازوکاری این وضعیت را بازتولید میکند؟
علوم انسانی زنده، علوم انسانی مفهومساز است؛ یعنی از دل مشاهده دقیق واقعیت، واژه و چارچوبی میسازد که بتواند آن واقعیت را توضیح دهد. این کار نه با شعار استقلال علمی به دست میآید و نه با دشمنی با دانش جهانی. مسئله، کنار گذاشتن دانش دیگران نیست؛ مسئله، تبدیل شدن از مصرفکننده نظریه به پژوهشگری است که تجربه زیسته جامعه خود را به پرسش، مدل و گزاره علمی تبدیل میکند.
تولید علم یعنی واقعیت را آنقدر جدی بگیریم که حاضر نباشیم با اولین مفهوم آماده، از کنار پیچیدگی آن عبور کنیم.
نویسنده: سعید سپاهی، تحلیلگر امنیت شناختی
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














