اربعین؛ آنجا که در میان شما با تمام خستگی‌هایم راه می‌روم
اربعین؛ آنجا که در میان شما با تمام خستگی‌هایم راه می‌روم

خودم را مدیون شما می‌دانم و در میان شما راه می‌روم؛ نه با پاهایم، بلکه با کلماتم.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، چند روزی است جاده‌های دیار نور دوباره پر شده‌اند از رفت‌وآمد؛ نه از خودروها، بلکه از آدم‌هایی عاشق که با پای پیاده به سوی کربلا می‌روند. آدم‌هایی که کوله‌بارشان تنها عشق است و اندکی آب و نان.

اربعین در راه است و من هر سال، وقتی این تصاویر را می‌بینم، قلمم می‌لرزد؛ نه از سر ضعف، بلکه از سر شرم. شرم از اینکه آنها می‌روند و من می‌مانم و می‌نویسم.

اما امسال تفاوت دارد. امسال فهمیده‌ام که اربعین فقط یک راهپیمایی نیست؛ یک «اعلام موجودیت» است. بزرگ‌ترین عملیات شناختی مردمی جهان است. میلیون‌ها انسان از مرزها عبور می‌کنند تا یک پیام را فریاد بزنند: «ما هنوز هستیم. ما تحقیر را نمی‌پذیریم. ما نمی‌گذاریم حقیقت فراموش شود.»

این همان «جمهوری مقاومت» است که از آن نوشته‌ام؛ نه در خیابان‌های شهرها، بلکه در جاده‌های میان نجف و کربلا. این همان «اقتصاد حیثیت» است؛ میلیون‌ها انسان مؤمن و صالح که پیاده می‌روند تا ارزش کرامت و عزت را بالا ببرند.

خودم را مدیون شما می‌دانم و در میان شما راه می‌روم؛ نه با پاهایم، بلکه با کلماتم.

هر قدمی که شما برمی‌دارید، واژه‌ای می‌شود در ذهن من. هر پرچمی که شما بلند می‌کنید، مفهومی می‌شود در قلبم. هر «لبیک یا حسین»ی که از گلوی شما برمی‌خیزد، توان و انگیزه‌ای می‌شود تا با قلمم به مقابله با روایت‌های تحریف‌شده برخیزم.

ما با هم یک جبهه‌ایم؛ شما در جاده‌ها و من پشت این صفحه. مسیرمان یکی است.

وقتی شما از مرزها عبور می‌کنید، جهان به تماشا می‌ایستد؛ زیرا اربعین را نمی‌توان در قاب رسانه‌ها محدود کرد. نمی‌توان میلیون‌ها انسانی را که داوطلبانه، بی‌هیچ چشم‌داشتی، در گرمای مسیر به سوی حرم عشق حرکت می‌کنند، نادیده گرفت.

جهانی که گرفتار محاسبات مادی و منطق مصرف‌گرایی است، شاید نتواند به‌سادگی این تجربه معنوی و انسانی را درک کند.

اربعین، پیروزی «روایت مردم» بر «روایت قدرت» است. و من، به عنوان کسی که دغدغه‌ام فهم روایت شماست، در برابر این عظمت سر تعظیم فرود می‌آورم؛ زیرا این روایت را نه قدرت‌ها، بلکه شما با ایمان و اخلاص خود ساخته‌اید.

و در نهایت، من کجا هستم؟

در میان شمایم.

شاید همان غباری که از قدم‌هایتان برمی‌خیزد؛ در همان چای موکب‌هایی که دست‌به‌دست می‌چرخد؛ در همان زمزمه‌های عاشقانه‌ای که با عطر اسفند و گلاب همراه می‌شود.

من همان سایه‌ای هستم که در کنار شما راه می‌رود؛ آرام و بی‌صدا، زیرا شما مرا به کلمه، باور و ایمان مسلح کرده‌اید.

با شمایم؛ و تا وقتی شما می‌روید، من می‌نویسم.

اربعین، تنها راه رسیدن به کربلا نیست؛ راه رسیدن به خودمان است. رسیدن به آن «ما»یی که در هیاهوی دنیا گم شده بود.

و من، در این جاده و در میان شما، دوباره خودم را پیدا می‌کنم.

آرزوی من برای شما، زائران خستگی‌ناپذیر، تنها یک چیز است:

آن لحظه‌ای که گنبد طلایی را می‌بینید و اشک در چشمانتان حلقه می‌زند، خداوند سهم شما را از آرامش عطا کند و دعاهایتان را مستجاب گرداند.

ان‌شاءالله به سلامت بازگردید و حال دلتان آن‌قدر خوب شود که تا اربعین بعدی، هر زمان خسته شدید، همان حال به یاری شما و ما بیاید.

التماس دعا

یادداشت از: سارا صمدی، فعال رسانه

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم