اربعین؛ پارادایم حکمرانی مردم‌پایه و مانور تاب‌آوری تمدنی
اربعین؛ پارادایم حکمرانی مردم‌پایه و مانور تاب‌آوری تمدنی

اربعین می‌تواند به عنوان الگویی عینی از حکمرانی مبتنی بر ایمان، اخلاق و مشارکت مردمی مورد توجه قرار گیرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، اربعین حسینی فراتر از یک رخداد آیینی، در قامت یک «پارادایم حکمرانی نوین» قابل مطالعه است؛ پدیده‌ای که می‌توان آن را نمونه‌ای عینی از گذار از مدیریت سلسله‌مراتبی و دولتی به سوی الگوی «حکمرانی شبکه‌ای و مردم‌پایه» دانست. در این الگو، سرمایه اجتماعی برخاسته از انگیزه‌های معنوی و باورهای دینی، نقشی تعیین‌کننده در سامان‌دهی زیست جمعی ایفا می‌کند.

در فضای اربعین، مفهوم «خدمت» از یک فعالیت رفاهی فراتر رفته و به یک «مسئولیت تمدنی» تبدیل می‌شود. مواکب در این میان، صرفاً ایستگاه‌های خدماتی نیستند، بلکه واحدهایی خودجوش و مردمی هستند که در آنها فرهنگ ایثار، انفاق و مواسات به محور روابط اجتماعی تبدیل می‌شود.

اربعین در برابر الگوهایی که منفعت فردی را مهم‌ترین عامل کنش‌های اقتصادی و اجتماعی می‌دانند، منطق دیگری را به نمایش می‌گذارد؛ منطقی که بر پایه برادری، مسئولیت‌پذیری و احساس تعلق مشترک شکل گرفته است. در این میدان، تفاوت‌های ملی، قومی و فرهنگی در سایه یک هدف مشترک قرار می‌گیرد و رنج و خستگی مسیر به عاملی برای پیوند عاطفی و اجتماعی میان انسان‌ها تبدیل می‌شود.

آنچه اربعین را به یک «مانور تمدنی» تبدیل کرده، تولید نوعی قدرت نرم فراتر از مرزهای جغرافیایی است. در این شبکه گسترده انسانی، بسیاری از کارکردهایی که در نظام‌های رسمی از طریق قوانین و ساختارهای اداری مدیریت می‌شوند، از مسیر اخلاق، اعتماد و مسئولیت‌پذیری جمعی تحقق پیدا می‌کنند.

نظم موجود در اربعین نه حاصل بخشنامه‌های رسمی، بلکه نتیجه حضور انسان‌هایی است که خود را در برابر دیگران مسئول می‌دانند. هر زائر و هر خادم، با پذیرش مسئولیت داوطلبانه، بخشی از یک شبکه بزرگ اجتماعی را شکل می‌دهد؛ شبکه‌ای که بدون تمرکز سازمانی گسترده، توانایی هماهنگی و مدیریت یک تجربه جمعی عظیم را دارد.

از این منظر، اربعین نشان‌دهنده ظرفیت جامعه دینی برای ایجاد «تاب‌آوری راهبردی» در برابر بحران‌های پیچیده معاصر است؛ بحران‌هایی که می‌تواند از ضعف ساختارهای اداری، فردگرایی افراطی، گسست‌های اجتماعی و چالش‌های هویتی ناشی شود.

در الگوی حکمرانی مدرن، قدرت عمدتاً در ساختارها، سازمان‌ها و قوانین رسمی متمرکز است؛ اما در تجربه اربعین، قدرت حکمرانی در رفتار و کنش انسان‌ها آشکار می‌شود. مدیریت جمعی در اینجا از دل ارتباطات انسانی، اعتماد متقابل و باور مشترک شکل می‌گیرد.

با این حال، وظیفه نخبگان دانشگاهی و حوزوی آن است که از مرحله توصیف این پدیده عبور کرده و به سوی نظریه‌پردازی تمدنی حرکت کنند. پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان روحیه خدمت، مسئولیت‌پذیری و اراده جمعی تجربه‌شده در اربعین را به عرصه سیاست‌گذاری عمومی و مدیریت ساختارهای رسمی جامعه منتقل کرد؟

اگر اربعین را مدرسه‌ای برای تربیت «جامعه مسئول» بدانیم، باید بررسی کنیم که چگونه می‌توان این الگو را از یک تجربه محدود زمانی و مکانی، به یک الگوی پایدار در اداره جامعه تبدیل کرد.

اربعین تنها یک رخداد سالانه نیست؛ بلکه می‌تواند به عنوان الگویی عینی از حکمرانی مبتنی بر ایمان، اخلاق و مشارکت مردمی مورد توجه قرار گیرد. برای بهره‌گیری از این سرمایه اجتماعی عظیم، باید نظم اخلاق‌مدار و فرهنگ خدمت را فراتر از مسیر نجف تا کربلا، در ساختارهای اجتماعی و مدیریتی جامعه نهادینه کرد.

جامعه‌ای که بر سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و مسئولیت‌پذیری جمعی تکیه کند، می‌تواند در برابر چالش‌های پیچیده جهان معاصر مقاوم‌تر عمل کند و ظرفیت‌های تازه‌ای برای شکل‌دهی به الگوهای نوین حکمرانی ارائه دهد.

یادداشت از: حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی‌آقا پیروز، مدیرگروه مدیریت و حکمرانی اسلامی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم