به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، حجتالاسلام محمدتقی سبحانی، رئیس انجمن علمی امامت حوزه و رئیس بنیاد بین المللی امامت در یادداشتی به بررسی بیانیه حوزه پیشرو و کارآمد پرداخته است:
موضوع این نوشتار بررسی بیانیه «حوزه پیشرو و کارآمد» از قائد شهید امت امام خامنهای، تبیین دغدغهها و مطالبات موجود در این سند و ارائه راهکارهای عملی برای اجراییسازی آن است.
در مقدمه بحث، اشاره به دو نکته اساسی که در فرمایش برخی از اساتید نیز مشهود بود، ضرورت دارد. اهمیت این بیانیه را میتوان از دو جنبه کلیدی مورد توجه قرار داد:
۱. جایگاه علمی و تجربی صادرکننده بیانیه
نخستین وجه اهمیت، به شخصیت صادرکننده این بیانیه بازمیگردد؛ شخصیتی که تاریخ معاصر حوزههای علمیه را با نگاهی محققانه و عمیق شناخته و تحولات آن را پیگیری کرده است. امام شهید ما در دهه ۱۳۴۰، شاید نخستین گزارش تحلیلی را درباره حوزه علمیه خراسان به رشته تحریر درآوردند و در طول زمان، همواره به ابعاد گوناگون آینده حوزه و آسیبشناسی ضعفهای آن توجهی جدی داشتهاند.
فارغ از تعصب و تنها از منظر یک بحث فنی و تخصصی، این بیانیه محصول یک تجربه گرانبها و پرمایه از حضور در حوزههای علمیه قم و خراسان، بازبینی دقیق وضعیت موجود و درگیری در میدان عمل و کنشگری به عنوان یک روحانی برجسته است؛ تجربهای که حاصل مشاهده روزمره حوادث پیشروی حوزه و نسبت آن با جهان معاصر است.
در میان تمامی شخصیتهای حوزوی، اگر بخواهیم فردی را به عنوان رصدکننده دقیق وضعیت حوزه معرفی کنیم که شایستگی ارائه چنین تحلیل و سخنی را داشته باشد، بیشک شخصیت ممتاز سید قائد شهید در صدر قرار میگیرد. از این رو، شایسته است تمامی دلسوزان حوزه از این زاویه به متن بنگرند.
۲. اصالت و پختگی متن بیانیه
نکته دوم این است که متن حاضر در اوج پختگیِ شخصیتی صادرکننده و برآمده از تأمل، دقت و کاوش جدی است. از آنجا که تا حدودی در جریان نگارش این متن بودهام با اطمینان میگویم که این بیانیه محصول مستقیم اندیشهورزی شخص ایشان است.
همانطور که مطلعاید، برگزاری کنگره سده حوزههای علمیه نزدیک به سه ماه به تعویق افتاد؛ چرا که قائد شهید شخصاً مشغول تدوین و نگارش این نوشتار بودند. برخلاف بسیاری از بیانیهها در ساختارهای دیوانسالارانه که توسط دیگران تنظیم و تنها به تایید مقامات میرسد، این متن با خامه و قلم خود قائد شهید نگاشته شده است.
طبق فرموده جناب آیتالله اعرافی، حجم انبوهی از کارهای پژوهشی انجامگرفته در اختیار ایشان قرار گرفت و ایشان پس از مطالعه تمام آنها و با اتکا به تجربه زیسته خود، این متن را سامان دادند. بنابراین این بیانیه یک سند پخته است که وضعیت حوزه را از فراز و از دو منظر درونسازمانی و برونسازمانی رصد میکند، البته این سخن به معنای معصومسازی و قدسیسازی متن نیست؛ ممکن است کسی با بخشی از این مطالب موافق یا مخالف باشد، اما هدف ما مبنا قرار دادن متنی با این ویژگیهای ممتاز است تا از این دریچه، امروز و فردای حوزه را بازخوانی کرده و تکالیف پیشرو را استخراج کنیم.
به نظر میرسد این بیانیه را باید در دو لایه مجزا مورد تحلیل قرار داد:
لایه اول؛ تحلیل درونمایه گفتمانی: بررسی اینکه متن چه پیامی دارد و چگونه به تحلیل دانش کلام مینشیند، آسیبها و کاستیهای آن را برمیشمارد و بایستههای این دانش را ترسیم میکند.
لایه دوم؛ راهکارهای اجراییسازی: بررسی این مهم که اگر قرار باشد این مطالبات و ایدهها به پیشنهادهای عملی تبدیل شوند، چه فرآیندی باید طی شود؟ واضح است که این اهداف با دستورالعمل و ابلاغیههای اداری محقق نخواهند شد. هر یک از این محورها نیازمند بررسیهای کارشناسی و مدیریتی است. امروز رسالت حوزههای علمیه و مجموعههای توانمندی نظیر «مؤسسه دارالحدیث» این است که سهم خود را در عملیاتی کردن این مطالبات ایفا کنند؛ چرا که این موارد، نیازهای واقعی حوزه معاصر شیعه برای بازیافتن جایگاه اندیشهای و وظیفهشناسی خود است.
در لایه دوم، باید سنجید که برای نمونه، آیا پژوهشگاه قرآن و حدیث توانسته است به این مطالبات جامه عمل بپوشاند؟ و در صورت منفی بودن پاسخ، راهکار عملی چیست؟ در ادامه تبیین خواهم کرد که در حوزه دانش کلام، این مطالبات باید در قالب کدام کلانپروژه و نقشه مدیریتی اجرا شوند و سهم «پژوهشکده کلام اهلبیت(ع)» در این میان چیست.
بنده در جلسهای تخصصی و با حضور صاحبنظران، به جد از این ایده دفاع خواهم کرد که پژوهشگاه قرآن و حدیث میتواند مدعی گامهای بزرگی در عرصه مرجعسازی، مبناسازی و مشروعیتسازی برای حدیث باشد. مقام معظم رهبری دانش حدیث را دانش مادر برای تمامی علوم میدانند؛ بدین معنا که همه علوم حوزوی، مرجعیت و منبعیت خود را در کنار قرآن کریم، از حدیث اخذ میکنند.
دو مبحث اجرایی و تئوریک را از هم تفکیک کرده و در این فرصت، لایه اول (خوانش درونمایه گفتمانی) را به تفصیل ارائه میدهم تا زمینه بررسی دقیقتر برای پژوهشگران فراهم شود.
منظر دوگانه بیانیه به دانش کلام
با تحلیل گفتمانی این بیانیه، متوجه میشویم که امام شهید، دو منظر متمایز را نسبت به دانش کلام ارائه میدهند:
منظر اول؛ کلام به عنوان دانش رسمی و تاریخی: نگاه به کلام به عنوان دانشی سنتی و جاافتاده در حوزهها که امروزه در کنار سایر علوم، پایگاهی مقبول و مشروع دارد و مورد تدریس و پژوهش قرار میگیرد.
منظر دوم؛ نگاه نوآورانه و مطالبهگر معاصر (وجه نوآوری بیانیه): این بخش شامل حجم گستردهای از مطالبات است که به دلیل تحولات جهانی، شرایط ملی، وقوع انقلاب اسلامی و ظهور ظرفیتهای عظیم جهان تشیع، متوجه دانش کلام شده است.
ایشان در بخش نخست، دقیقاً از واژه «کلام» استفاده کرده و آنرا در کنار فقه و فلسفه، به عنوان یکی از سه رکن اصلی حوزه معرفی میکنند که باید در کنار درسهای قرآن کریم ارائه شود، اما در بخش دوم، روح این مطالبات جدی کلامی در تمام عناصر و گزارههای بیانیه سایه افکنده است. اگر کسی بتواند این مطالبات را در قالب یک بسته پیشنهادی سازماندهی کند، دانش کلام دچار یک نقطه عطف طلایی در تاریخ خود خواهد شد که کارآمدی حوزه معاصر را برای آیندگان به اثبات میرساند.
با توجه به اشرافی که بر تاریخ دانش کلام دارم، با ضرس قاطع عرض میکنم که اگر این مطالبات به ساحت کلام سرایت کند و تبدیل به نظام رسمی پژوهش و آموزش حوزه شود، شاهد پویایی، روزآمدی و تحول جدی این دانش خواهیم بود.
قیاس گفتمانی با منشور روحانیت
این بیانیه یک سند تاریخی برای حوزه و ایران معاصر است. اگر بخواهیم این متن را به درستی بشناسیم، باید آن را در ظرف تاریخی خود و در مقایسه با بیانیه معروف حضرت امام خمینی(ره) موسوم به «منشور روحانیت» قرار دهیم. تفاوت گفتمانی این دو بیانیه پس از گذشت نزدیک به ۳۷ سال، نشاندهنده یک جهش فکری، فرهنگی و اجتماعی در جامعه ایران و ادبیات حوزه معاصر است. این قیاس روشن میکند که منشور روحانیت، حوزه را در چه جایگاهی مینشاند و نسبتش را با دنیای معاصر چگونه تعریف میکرد، و بیانیه قائد شهید با چه ادبیات جدیدی همان خط راهبردی را دنبال میکند.
پنج محور رسالت اصلی حوزه در بیانیه
ایشان در بیانیه خود، رسالت تفکر حوزوی را در پنج محور بنیادین تبیین میکنند. اگرچه برخی از این محورها در ظاهر فاقد واژه کلام یا مطالبه مستقیم کلامی هستند، اما در واقع رسالتهای دانش کلام در لایهلایه این پنج اصل جریان دارد:
۱. مرکز علمی با تخصصهای معین (نظام دانش)
نگاه اول به حوزه، به عنوان یک ساختار تولید، تدریس و تداول دانش است. در عبارتهای برگزیده بیانیه آمده است:
«برنامههای درسی حوزه باید بهگونهای تدوین شود که فقه روشنبین، پاسخگو، بهروز، فنی و متکی بر شیوه سنتی اجتهاد، همراه با فلسفهای روشن و دارای امتداد اجتماعی و صاحبنظر در شاکله جامعه، در کنار دانش کلام رسا، استوار و دارای قدرت اقناع، به وسیله استادان ماهر تدریس شود.»
ایشان در نخستین سفر خود به قم پس از رهبری، در مدرسه فیضیه (دارالشفا) صراحتاً فرمودند که حوزه علمیه دو پایه دارد: پایه فقه و پایه کلام. اما در طول زمان و بهویژه در دهههای اخیر، این تفتن و التفات برای قائد شهید حاصل شد که وجود دانش فلسفه نیز در کنار این دو دانش ضروری است، البته فلسفهای که در اینجا مد نظر ایشان است، با فلسفه مرسوم و رایج در حوزهها تفاوت دارد. به عنوان شاهد؛ ایشان در بازدیدی که از نمایشگاه آثار پژوهشگاه دفتر تبلیغات داشتند، پیش از ورود به جلسه رسمی خطاب به مسئولان فرمودند: «در رابطه با فلسفه، همان کارهای گذشته را تکرار میکنید، در حالی که این وظیفه شما نیست. منظور من از فلسفه، اندیشهورزی، تفلسف و فعالیت عقلی است.»
این فرمایش به تعبیر اساتید حاضر، نقدی جدی بر رویکرد سنتی فلسفه در حوزه بود. قائد شهید فلسفه را به معنای مصطلح امروز جهان تعبیر میکنند؛ یعنی دانشی عقلی و اندیشمندانه که بنا دارد بنیاد گفتمان انسانی را پایهریزی کند. به این معنا، ما نیازمند فلسفه به عنوان یک زیرساخت عقلانی هستیم؛ همانطور که متکلمان و حتی فقیهان در علم اصول (مانند آخوند خراسانی یا مرحوم نائینی) بسیاری از قواعد عقلانی را به عنوان اصول موضوعه پذیرفتهاند که در واقع همان اصول فلسفی است. پس کلام، بال دوم فقه است که زیرساختی عقلانی به نام فلسفه را میطلبد.
۲. مرکز تربیت نیروی مهذب و کارآمد برای هدایت دینی و اخلاقی جامعه
هرچند ظاهر این محور تربیتی است و به نظر میرسد ارتباطی با کلام ندارد، اما شش محور کلیدی ذیل آن وجود دارد که اولاً و بالذات دانش کلام را مخاطب قرار میدهد. قائد شهید رسالت بزرگ حوزه را «بلاغ مبین» مینامند و در توضیح آن از گستره عظیم معارف والای توحیدی تا وظایف شخصی شرعی سخن میگویند؛ این تبیین باید از دستگاه مبنایی توحید آغاز شود. همچنین بر ضرورت آشنایی با فضای فکری جامعه و ایجاد تناسب میان برنامههای تبلیغی با واقعیتهای فرهنگی تأکید میکنند که این امر، جوهره اصلی رسالت دانش کلام است. در اندیشه ایشان آمده است: «باید تازهترین و شایعترین القائات و آفتهای فکری و اخلاقی رصد و گردآوری شده و قویترین و رساترین پاسخها با ادبیات متناسب حوزه برای آنها فراهم گردد.»
این فرآیند اگرچه ذیل عنوان تبلیغ مطرح میشود، اما تبلیغ بدون کلام کارآمد، مصداق «بلاغ مبین» نخواهد بود؛ چرا که تبلیغ علاوه بر موضع سلبی، نیازمند موضع ایجابی و حتی تهاجمی است.
۳. خط مقدم جبهه تقابل با تهدیدهای دشمنان در عرصههای گوناگون
حوزهای که در جبههبندی میان حق و باطل قرار نگیرد، با هویت حوزه تشیع بیگانه است. قائد شهید ریشه اصلی مشکلات معاصر را مسئله سکولاریسم و جدایی دین از سیاست میدانند؛ تفکری که مانع از حضور حوزه در صحنه مواجهههای اجتماعی میشود. تبیین سکولاریسم و ارائه مبنای صحیح در پیوند میان دین، اجتماع، سیاست و انسان، دقیقاً وظیفه دانش کلام است و اگر کلام این بنیاد نظری را نسازد، جبههبندی ما دچار اختلال خواهد شد.
۴. مرکز تولید و تبیین اندیشه اسلام در باب نظامات اجتماعی
ایشان بر ضرورت نگاه نظاممند به اندیشه دینی تأکید دارند. نکته جالب توجهی که معمولاً در بحثهای فقه نظام در حوزه مغفول میماند، این تفتن ویژه قائد شهید است که میفرمایند هر دستگاه نظاممندی در دنیا، مبتنی بر پایههای فکری و بنیادهای نظری است؛ خواه این بنیادها برخاسته از ذهن متفکران باشد و خواه زاییده سنتها و عادات عرفی. نظامات دنیا مانند لیبرالیسم و سوسیالیسم بر اساس بنیادهای نظری خود شکل گرفتهاند. بنابراین اگر حوزه علمیه خواهان نظاماندیشی است، ابتدا باید چارچوب نظری و معرفتی آن را بسازد که این امر، در وهله اول متوجه دانش کلام است.
۵. مرکز نوآوریهای تمدنی و آیندهنگری در چارچوب پیام جهانی اسلام
نگاه تمدنگرایانه به اندیشه اسلامی، از مهمترین رسالتهای حوزه است. بنده در مقالهای که سالها پیش با عنوان «اندیشه اجتماعی در ایران معاصر» در مجله نقد و نظر به چاپ رساندم، به جریانشناسی این عرصه پرداخته و یکی از جریانهای اصلی را «تمدنگرایی» معرفی کردم. قائد شهید صراحتاً میفرمایند تحقق افق آینده تمدن اسلامی از درون حوزه تشیع، نیازمند زیرساختهای فکری است. تا زمانی که تفسیر ما از انسان، جامعه و جهان تبیین نشود، امکان عرضه تمدن نوین اسلامی در برابر تمدن جاهلانه غرب وجود نخواهد داشت.
نتیجهگیری و پیشنهاد راهبردی
برای تحقق این پنج محور، ما نیازمند یک «برنامه عمل» مشخص هستیم. پیشنهاد میشود جلسات هماندیشی نخبگانی برگزار گردد تا نقشه عمل حوزههای علمیه در توسعه ابعاد مختلف دانش کلام ترسیم شود و سهم هر یک از نهادها و بهویژه پژوهشگاه و دانشگاه قرآن و حدیث مشخص گردد.
این بیانیه توسط شخصیتی ارائه شده است که در دهههای ۱۳۴۰ به عمق جریانهای روشنفکری اشراف داشتند و پرخوانترین شخصیت علمی معاصر به شمار میرفتند؛ فردی که مسائل دنیا را با پوست و استخوان لمس کرده و فارغ از جایگاه رهبری یا مرجعیت، به عنوان یک رصدگر، این پیشنهادهای راهبردی را به حوزه علمیه ارائه داده است. یکی از پرخوانترین شخصیتهای علمی معاصر ما، قائد شهید بودند که مسائل دنیا را عمیقاً درک میکردند.
جای طرح این پرسش باقی است که در یک سال گذشته، پاسخ حوزه به این پیشنهاد چه بوده است؟ حوزه باید این سند را نه متعبدانه، بلکه محققانه و با دقت لازم مورد تأمل قرار دهد تا بتوانیم بخشی از این مطالبات را در حوزه دانش کلام اجرایی کنیم.
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم





-هر-کس-پیام-دوستی-به-آمریکا-بفرستد-دهانش-خبیث-و-نجس-است-dK2.webp)








