به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، حجت الاسلام والمسلمین محسن الویری، استاد تاریخ دانشگاه باقرالعلوم(ع) در یادداشتی به مناسبت شهادت امام خامنهای، این واقعه را دارای پیامدهای اجتماعی معرفی میکند و اثرات این خون را شرح میدهد:
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ (دهم ماه مبارک رمضان ۱۴۴۷ ق.) بزرگترین رویداد تاریخ معاصر جهان پس از پیروزی انقلاب اسلامی در زمینی از تبار کربلا رخ داد و بزرگمردی از تبار سیدالشهداء به دست نامردانی از تبار یزید در نهایت مظلومیت به شهادت رسید.
این رویداد که خود نیز از تبار عاشورا بود، از یک سو غمبارترین رویداد تاریخ معاصر کشورمان را رقم زد و از سوی دیگر نیز، بزرگترین حماسه را در این بازه عینیّت بخشید.
اکنون در عصر عاشورایی آن سوگ و حماسه، خیمهگاه سپاه آن زعیم شهید، گاه با حمله و غارت و آتش ناپاکترین حاکمان تاریخ معاصر جهان میسوزد ولی ستایش خدای را که خرگاه زشتسیرتان نیز از تیغ برنده شیربچههای حیدری در امان نیست.
آن چه مردم نجیب و شریف و فهیم کشورمان در این سه روز اخیر به نمایش گذاشتند، آن چه جوانان غیور صبور فکور ما در این سه روز با سرپنجه ابتکار خودجوش خود رسم کردند، آن چه رزمندگان مظلوم و مقتدر بدون فرمانده ما در این چهار روز در ترکیب غیرت و عزت ایرانی و معرفت و عرفان ایمانی پدید آوردند، آن چه از همدلیهای باورنکردنی و ستودنی مردمان عزیزمان در این روزها رؤیت و روایت شده است، آن چه از مجاهدت خاموش و بیمانند دولتمردانمان و همدلی قوای سه گانه در این ایام به چشم آمده است، همه و همه بیتردید از درخشانترین و ماندگارترین صفحات تاریخ چند هزار ساله کشور ماست.
اکنون در اوج این کارزار که در یک سو جگرگوشههایمان از کودک دبستانی تا مردانی با بیش از هشت دهه زندگی در مقابل دیدگانمان پرپر میشوند و در دیگر سو، رزمندگانمان با اقتداری غرورآفرین لرزه بر اندام خصم میاندازند و لبخند شادی بر لبان حقخواهان جهان مینشانند و در سویی دیگر برخی دلسوختگان، مویهکنان با اشک چشم آتش دل خاموش میکنند، باید بدانیم و بپذیریم که زمانه دگرگون شده و بر خلاف محرم سال ۶۱ ق.، روایت زودهنگام آن چه بر ما میگذرد بخشی از نبرد دیرینه حق و باطل است.
امت امام شهیدمان اکنون خود به مثابه “کنتم خیر أمه أخرجت للناس” نقش امامت بر دوش گرفته و حجت را برای این فراخوان بر همه تمام کرده است که از ساحت عزا به ساحت غزا پا نهیم و با جامه سوگ به جامعه و سوق قدم گذاریم و رزمندگان غریب عزیزمان را و رهبر شهیدمان را تنها نگذاریم.
اکنون برای ما که هنوز اجازه و امکان سلاح در دست گرفتن برایمان فراهم نیامده، فرض است که قلم در دست بگیریم و در رثای امام شهیدمان بنویسیم.
فرهنگنامههای عربی رثا و مرثیه گفتن را به دل سوزاندن برای و گریستن بر کسی که از دنیا رفته و همزمان ستودن او (کتاب العین ؛ ج۸ ؛ ص۲۳۴ و یا برشمردن نیکیهای او (الصحاح ؛ ج۶؛ ص۲۳۵۲) معنی کردهاند. ستودن زعیم شهیدمان (واژه زعیم دلالت بر توانمندی دارد؛ ر. ک. الفروق فی اللغه، در تفاوت بین رئیس و زعیم، ص ۲۰۲) تنها نگاشتن چکامههایی پر اشک و آه و یا برشمردن نیکخصالیهای او نیست، بلکه برشمردن چگونگی بسط وجودی او در امت پیرو او و تبیین اندیشهها و راه و مرام و یادگارهای او و حتی اندیشیدن در باره چگونگی پایدار ساختن مکتب او و سرعت بخشیدن به نکبت دشمنان او و هشدار دادن در باره پیچیدگیهای کید سردمداران فاسد جهان و هوشیاری ما برای چگونگی بیاثر کردن آنها و نشان دادن پیامدهای موقعیت کنونی و افقهای روشن آینده هم هست.
همه دوستان و همراهان عزیز به ویژه اعضای خانواده بزرگ تاریخ در دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام و در دیگر مراکز آموزشی حوزهای و دانشگاهی را به همیاری فرا میخوانم.
یکی از مهمترین مؤلفههای تغییرات اجتماعی در آموزههای دینی، تحول روحی مردم است. به بیانی ساده، مراد از تحول روحی مردم جایگزین شدن ارزشها و باورها و گرایشهای پاک خداجویانه در روحیات مردم بدون یک برنامهریزی طولانی روشمند پرهزینه است. چنین برمیآید که هنوز صورتبندی علمی دقیقی از این پدیده در دانشهای سنتی مانند کلام و عرفان و دانشهای جدید مانند انسانشناسی و جامعهشناسی در دست و یا در دسترس نیست، ولی امام راحلمان و رهبر شهیدمان بارها در سخنان خود به این نکته اشاره کرده بودند و رمز توفیق شگفت مسلمانان برای گستراندن اسلام در دهههای نخستین و نیز پیروزی باورنکردنی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس را با تأکید بر این مؤلفه تحلیل میکردند.
رعایت امانت ایجاب میکند که گفته شود، مرحوم روحالله نامداری در پایاننامه مقطع کارشناسی ارشد خود با عنوان “نسبت تمدن اسلامی و مدرنیته در اندیشه اسلامی” که در تاریخ ۱۳۹۰/۱۲/۱۰ در دانشگاه باقر العلوم علیهالسلام دفاع شد و بنده هم توفیق داوری آن را داشتم، تقریبا به صورت گسترده به این موضوع پرداخته است.
در نوشتههایم دست کم دو باره به این موضوع مهم اشاره شده است. یک بار در یادداشتی با عنوان “چشمان غبار گرفته ما و دست آشکار خدا” به تاریخ ۱۳۹۸/۱۰/۱۹ در باره شهادت حاج قاسم سلیمانی که با الهام از یکی از جملههای رهبر شهید انقلاب در باره نقش ایمان و غیرت دینی در مقابله پیروزمند در برابر زورگویان عالم، به نقش مهم مؤلفههایی همچون صبر و تقوا و مشیت الهی در تحولات و کامیابیهای اجتماعی اشاره و چنین نوشته شد: “چنین بر میآید که آن چه این روزها در جامعه ما میگذرد تجلی دوباره این سنت الهی است. تحولی که در این هفته در دلهای ایرانیان و عراقیان و دیگر کشورهای منطقه و نقاط بسیاری از دنیا واقع شد یک تحول عینی و واقعی و خارج از قدرت مدیریت بشر بود.”
یادداشت دیگر هم بازنشر مقالهای با عنوان “شهید رئیسی و الهیات اخلاص” در کتاب “ملت ابراهیم؛ یادنامه اصحاب علوم انسانی و اجتماعی در نکوداشت شهدای پرواز اردیبهشت ۱۴۰۳” منتشر شد.
در آن یادداشت با تأکید بر این که هرگز بدون یک نگاه الهیاتی (که اخلاصِ یک کنشگر را بنمایه این تحول اجتماعی میشمرد) نمیتوان تحول روحی مردم و دگرگونه شدن یکباره فضای عمومی جامعه پس از شهادت شهید رئیسی را فهم کرد، چنین آمده بود: “سفر جاودانه شهید رئیسی در جامعه نیز روحی تازه دمید. این که چگونه کسی همراه با رهاشدگی خود بتواند چنین موجی بزرگ در جامعه پدید آورد پرسشی است که بر پایههای آموزههای سیاسی و اجتماعی و روانشناختی اجتماعی نمیتوان پاسخی درخور و قابل پذیرش بدان داد. اما در این باره نیز آموزههای دینی راهگشایی دارند. …”
اکنون یک بار دیگر و برای چندمین بار در تاریخ معاصر کشورمان پیامدهای اجتماعی خون شهید را آشکارا میبینیم.
تحول روحی، زدوده شدن زنگار از دلها، تحقق یک انسجام ملی مثالزدنی و موج بزرگ حضور خیابانی حیرتآور مردم در این روزها و شبها که در برخی شهرها در چهل سال اخیر بیسابقه بوده است، به برکت خون به ناحق ریخته شده شهیدان عزیزمان از دختر بچههای معصوم دبستانی گرفته تا شهیدانی از همه اقشار دیگر به قاقلهسالاری یک رهبرِ مدبرِ مؤمنِ مخلصِ عابدِ مجاهدِ از جانگذشتهی مظلوم چهره بسته است.
ظرفیت فرهنگی و ژرفای تمدنی و انباشت فرهیختگی ایرانیان که زمینهساز تجلی این سنت الهی است، منافاتی با این تحلیل ندارد. این تحول روحی غیرقابل پیشبینی و غیرقابل تحلیل در چارچوب نظریههای رایج جامعهشناختی توانست کَید دشمنان دونمایه را خنثی کند و از این روست که شاهد حملات کور و دیوانهوار آنها در این روزها به خانه و کاشانه و محل کسب و کار مردم مظلوممان هستیم.
این تحول روحی غرورآفرین که مایه سربلندی و عزت ما ایرانیان پیرو مکتب اهل بیت علیهمالسلام در پهنه گیتی شده است، بار دیگر این وظیفه و ظرفیت و ضرورت گریزناپذیر را گوشزد میکند که باید به بازتولید دانشهای اجتماعی در نگاهی بومی و اسلامی همت گماشت. بازخوانی گذشته در پرتو این نگاه نیز از جمله نقطه عزیمتها برای تحولی بنیادین در دانش تاریخ است.
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














