به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، «عَلِیٌّ عَنْ أَبِیه عَنْ أَبِی هَاشِمٍ الْجَعْفَرِیِّ قَالَ کُنَّا عِنْدَ الرِّضَا (ع) فَتَذَاکَرْنَا الْعَقْلَ والأَدَبَ فَقَالَ یَا أَبَا هَاشِمٍ الْعَقْلُ حِبَاءٌ مِنَ اللَّه والأَدَبُ کُلْفَهٌ فَمَنْ تَکَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْه ومَنْ تَکَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدَدْ بِذَلِکَ إِلَّا جَهْلاً.»
سند حدیث: در سند این حدیث سه راوی حضور دارند که عبارتند از: ۱. علی بن ابراهیم قمی (موثق)؛ ۲. ابراهیم بن هاشم قمی (موثق)؛ ۳. داود بن قاسم ابو هاشم جعفری (موثق). با توجه به اتصال سند و وثاقت راویان این حدیث طبق نظر مشهور صحیح و به طریق اولی بر اساس نظریه تصحیح، صحیح تلقی میگردد.
متن حدیث: کُنَّا عِنْدَ الرِّضَا (ع) فَتَذَاکَرْنَا الْعَقْلَ والأَدَبَ؛ ظاهر عبارت نشان میدهد که گفتگویی میان ابوهاشم جعفری با فرد یا افرای دیگر در حضور امام رضا(ع) درباره عقل و ادب و رابطه و تفاوت آنان جریان یافت و امام وارد بحث آنان شده و خود چنین اظهار نظر فرمود. مواردی از این دست در روایات دیگر نیز وجود دارد و حکایت از رفتار کریمانه اهل بیت(ع) دارد که گاه اجازه می دادند دیگران در حضور آنان به بحث و گفتگو بپردازند و خود در صورت نیاز در پایان اظهار نظر آنان، دیدگاه خود را بیان میکردند.
فَقَالَ یَا أَبَا هَاشِمٍ الْعَقْلُ حِبَاءٌ مِنَ اللَّه والأَدَبُ کُلْفَهٌ؛ واژه «حباء» به معنای عطا و ارزانی بدون منتن و بدون انتظار پاداش است؛ «الحباء: عطاء بلا من ولا جزاء» (العین، ج ۳، ص ۳۰۹؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص ۱۶۲) یعنی عقل عطیّه خداوند به بندگان است که بر اساس حکمت و مصلحت خود به بندگانش ارزانی میکند. گاه زیاد و گاه کم میبخشد؛ چنان که در همه موارد امر در اختیار او قرار دارد.
به این آیه توجه کنید: «لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ الذُّکُورَ أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَنْ یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ؛ از آن خداست فرمانروایى آسمانها و زمین. هر چه بخواهد مىآفریند. به هر که بخواهد دختر مىبخشد و به هر که بخواهد پسر مىبخشد و یا هم پسر دهد و هم دختر و هر کس را بخواهد عقیم مىگرداند، زیرا او دانا و تواناست.» (شوری، ۴۹ – ۵۰)
وقتی مُلک و پادشاهی عالم دست خداوند باشد، به برخی تنها دختر؛ به برخی تنها پسر؛ به برخی هم پسر و هم دختر میبخشد و برخی را از داشتن فرزند محروم میکند. بنابراین وجود تفاوت در دادهها و توانشها امر مسلّم و قطعی است که بارها در متون دینی مورد تاکید قرار گرفته است. از این جهت قرآن بارها تکلیف را مطابق «وسعها» و «ما آتیها» دانسته است و بر همین اساس، قانون تفضیل در زمینههای داشته های مادی و معنوی شکل گرفته است.
واژه «ادب» به معنای اخلاق نیکو و پسندیده است: (الأدب: حسن الأخلاق … وأدبته أدبا من باب ضرب: علمته ریاضه النفس ومحاسن الأخلاق … وفی الحدیث: خیر ما ورث الآباء لأبنائهم الأدب» (مجمع البحرین، ج ۲، ص ۵) دهخدا ادب را این چنین معنا کرده است: «حسن معاشرت. حسن محضر. طور پسندیده . (غیاث اللغات ).طریقه ای که پسندیده و صلاح باشد. اخلاق حسنه. فضیلت. مردمی. حسن احوال در قیام و قعود و حسن اخلاق و اجتماع خصال حمیده»
واژه «ادب» در متون روایی به معنای اخلاق نیکو بهکار رفته است. شاهد مدعا روایت نبوی: «أدبنی ربی فأحسن تأدیبی» (بحار الانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۰) واژه «کلفه» به معنای هر کاری است که انسان را به زحمت می اندازد: «و الکلفه: ما تکلفت من أمر فی نائبه أو حق» (العین، ج ۵، ص ۳۷۲) کاری که گاه فراتر از انسان باشد: «ویقال: حملت الشئ تکلفه إذا لم تطقه إلا تکلفا وهو تفعله» (الصحاح، ج ۴، ص ۱۴۲۴) بر این اساس، معنای فقره «والأَدَبُ کُلْفَهٌ» آن است که اخلاق با رنج و زحمت قابل دستیابی است.
فَمَنْ تَکَلَّفَ الأَدَبَ قَدَرَ عَلَیْه و مَنْ تَکَلَّفَ الْعَقْلَ لَمْ یَزْدَدْ بِذَلِکَ إِلَّا جَهْلاً؛ بر اساس تحلیل پیشگفته، امام رضا(ع) میفرماید که عقل عطای الهی است؛ یعنی چنان نیست که در پی عمل و رفتاری و از باب پاداش و استحقاق به کسی داده شده باشد. نتیجه چنین تحلیلی آن است که نباید شخص خود را درباره افزودن و یا کاستن عقل به زحمت اندازد؛ همان گونه که اگر مقدر الهی بر عقیم بودن انسان تعلق یافته باشد، دیگر تلاش انسان برای فرزنددارشدن لغو و بیهوده خواهد بود. مراد از ادب همان خلق و خو است؛ یعنی ادب با زحمت و رنج بدست می آید و در حقیقت برخورداری از ادب و افزودن یا کاستن از آن دست خود انسان است.
انسان میتواند در سایه تلاش و ریاضت نفس خود را به انواع ادب و اخلاقیات خوب و پسندیده متصف سازد؛ چنان که می تواند در پی کوتاهیها، غفلتها و لغزشها خود را از فضایل و کمالات محروم سازد و در برابر، رذایل و پلشتیها در صفحه نفس او صورتگری کنند.
وقتی ادب و اخلاق امری اختیاری باشند، انسان می تواند در نتیجه زحمت و تلاش خود را از آن بهره مند سازد. این بخش از سخن امام رضا(ع) اختیاری بودن انسان و امکان تغییر و تحول اخلاقی را اثبات میکند و ردّی است به شبهه کسانی که اخلاق را امری جبلّی و غیرقابل تغییر میدانند.
احادیث آموزنده از امام رضا علیه السلام:
کُلَّما اَحْدَثَ الْعِبادُ مِنَ الذُّنُوبِ ما لَمْ یَکُونُوا یَعْمَلُونَ، اَحْدَثَ اللّه ُ لَهُمْ مِنَ الْبَلاءِ ما لَمْ یَکُونُوا یَعْرِفُونَ.[وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۴۰.]
از عباس بن هلال شامى است که، شنیدم امام رضا علیه السلام مى فرمود: هـرگاه که بندگان، گناهان تازه پـدید آورنـد که قبلاً مرتکب نمى شدند، خداوند بلاى تازه اى برایشان پیش مى آورد که قبلاً نمى شناختند.
یـَکُونُ الرَّجـُلُ یَصِلُ رَحِمَهُ فَیَکُونُ قَدْ بَقِىَ مِنْ عُمْرِهِ ثَلاثُ سِنینَ، فَیُصَیِّرُهَا اللّه ُ ثَلاثینَ سَنـَهً وَ یَفْعـَلُ اللّه ُ ما یَشـاءُ. [اصول کافى، ج
گـاهى کسى صـله رحـم مى کنـد، در حالى که از عمرش سه سال باقى است. خـداونـد (بـه خـاطر ایـن عمـل) باقى مانده عمر او را سى سال مى کند و خــدا آنچـه بخـواهد مى کنـد.
مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى زِیارَتِنا فَلْیَزُرْ صالِحى مَوالینا یُکْتَبْ لَهُ ثَوابُ زِیارَتِنا.[مسند الامام الرضا علیه السلام، ج ۲، ص ۲۵۴.] هرکس نتـواند ما را زیـارت کنـد، دوستان و پیروان شایسته ما را زیارت کند، تـا پاداش زیـارت مـا برایش نوشـته شـود.
لا یَسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقیقَهَ الایمـانِ حَتّى تَکُونَ فیهِ خِصالٌ ثـَلاثٌ: اَلتـَفـَقـُّهُ فىالدّینِ، وَ حُسْنُ التَّقْدیرِ فِى الْمَعیشَهِ وَالصَّبْرُ عَـلَى الرَّزایا.[تحف العقول، ص ۴۴۶.] هیـچ بنده اى به کمال حقیقى ایمان نمى رسد، تا اینکه این سه خصلت در او باشد: دین شـناسى. اندازه و برنامه ریزى در زندگى. شکیبایى بر سختیها و ناملایمات.
المُستَتِرُ بالسَّیئَهِ مَغفورٌ لَهُ.امام رضا (ع) :پوشاننده گناه آمرزیده مى گردد. الکافی: ج۲ ص۴۲۸ ح ۱، گزیده حکمت نامه رضوی، صفحه: ۴۸۲
السَّجدَهُ بَعدَ الفَریضَهِ شُکراً للّهِ ـ تَعالى ذِکرُهُ ـ عَلى ما وَفَّقَ العَبدَ مِن أداءِ فَرضِهِ، وأدنى ما یجزی فیها مِنَ القَولِ أن یقالَ: «شُکراً للّهِ، شُکراً للّهِ»، ثَلاثَ مَرّاتٍ. سجده شکرگزاردن پس از نماز واجب، در برابر توفیقى است که خداوند متعال به بنده داده تا واجبش را انجام دهد و کمترین چیزى که از گفتار در آن کفایت مىکند، این است که سه مرتبه “شکرا للّه ” گفته شود. علل الشرائع: ص۳۶۰ ح ۱، گزیده حکمت نامه رضوی، صفحه: ۴۰۰
یادداشت از: آیت الله علی نصیری، استاد حوزه و دانشگاه
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم
-درباره-جایگاه-عقل-FHw.webp)




-هر-کس-پیام-دوستی-به-آمریکا-بفرستد-دهانش-خبیث-و-نجس-است-dK2.webp)








