امام شهید نخستینبار از ابعاد ناشناخته شخصیت علامه بهابادی پردهبرداری و ایشان را به حوزه معرفی کردند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، حسن عبدیپور، دبیر علمی کنگره بینالمللی علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی با حضور در بیت آیتالله محسن اراکی، عضو مجلس خبرگان رهبری و استاد درس خارج حوزه علمیه قم با وی دیدار و گفتوگو کرد.
در این نشست صمیمانه، آیتالله اراکی ضمن واکاوی نقش تاریخی و تمدنساز علمای شیعه در ادوار گوناگون (از مغولان تا صفویه)، به تبیین دقیق جایگاه اثرگذار کتاب «حاشیه ملاعبدالله یزدی» بر تهذیب المنطق تفتازانی پرداخته و مجموعهای از دغدغهها، تجارب میدانی بینالمللی و پیشنهادهای عملیاتی را برای دبیرخانه کنگره، حوزههای علمیه و مراکز دانشگاهی مطرح کرد.
1. مکتب تشیع، فرهنگ بقا و رسالت تمدنسازی عالمان شیعه
آیتالله اراکی در سخنان خود با تأکید بر فلسفه حیات و بقا در فرهنگ مکتب اهلبیت (ع) فرمودند: «در نگرش توحیدی و شیعی، مفهومی به نام مرگ و انقطاع برای عالمان ربانی و شهیدان راه حقیقت وجود ندارد؛ چرا که به فرموده امیرالمؤمنین (ع): الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ، أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَهٌ وَأَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَهٌ. این همان معنای عمیقی است که لسانالغیب حافظ شیرازی در بیت نغز: هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق/ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما و شیخ اجل سعدی در سروده ماندگارش: سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز / مرده آن است که نامش به نکویی نبرند؛ به نظم کشیدهاند. فرهنگ شیعه فرهنگ زندگی، جاودانگی و حضور عینی است، نه فرهنگ موت و بنبست. ائمه اطهار(ع) حاضر و ناظر بر زندگی جامعه ایمانیاند؛ اربعین حسینی و جوشش میلیونی مؤمنان شاهدی آشکار بر این حیات جاودانه است، چرا که تحولی با این عظمت هرگز کار انسانی مرده نمیتواند باشد. شهیدان زنده حقیقی و منشأ جوشش و حرکت به سمت حیات معنوی هستند.
وی با تطبیق این اصل بر تاریخ سیاسی و اجتماعی اسلام، هنر بینظیر علمای شیعه را مدیریت بحرانهای سهمگین تاریخی برشمرد و خاطرنشان کرد: دولت مقتدر صفوی بدون شک مدیون و مرهون میراث علمی و فقاهتی علمای بزرگ شیعه است. علمای ما در طول تاریخ، در شرایطی که مذهب در مظلومیت محض بود و پیروان مکتب اهلبیت (ع) در شامات، جبل عامل و نقاط گوناگون تحت تعقیب بودند و شهدای بزرگی همچون شهید اول و شهید دوم را تقدیم کردند، با درایت و زمانشناسی، تشیع را از سختترین گردنهها عبور دادند. نمونه اعلای این نبوغ تمدنی، رفتار جناب خواجه نصیرالدین طوسی با قوم مغول بود؛ خواجه نصیر با مهار و هدایت این قوم ویرانگر، از آنان حامیانی برای تمدن، دانش و فرهنگ اسلامی–ایرانی ساخت، تا جایی که از بطن همان خاندانها چهرههای عالم و دانشپرور پدید آمدند.
اراکی با استناد به پژوهشهای تاریخی معاصر افزود: دیدگاه برخی مورخان از جمله عباس العزاوی (نویسنده موسوعه تاریخ العراق بین احتلالین) نشان میدهد که گرایش سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) به تشیع امامیه، صرفاً یک تصمیم آنی یا ناشی از مناظرهای منفرد پیرامون مسئله طلاق نبود؛ بلکه زمینه این گرایش از پیشتر و در بستر حله و عراق با تدبیر خواجه نصیرالدین طوسی و سپردن امر تربیت او به محضر علامه حلی شکل گرفته بود. الجایتو تربیتیافته مکتب علامه حلی بود و با برطرف شدن موانع سیاسی، مذهب حق اهلبیت (ع) را آشکار و رسمی ساخت. انتقال این تجارب تمدنساز شیعه به مناطقی همچون شبهقاره هند، شمال آفریقا و شرق آسیا شاهکار تاریخی عالمان ماست که باید امروز با قلم و زبان هنر بازنمایی شود.
2. بسته پنجگانه تحولآفرین برای تصحیح و احیای «حاشیه ملاعبدالله»
آیتالله اراکی با تأکید بر جایگاه بیبدیل کتاب «حاشیه ملاعبدالله» در تاریخ آموزش منطق و برتری مبنایی آن در مقایسه با بسیاری از متون متأخر، از دبیرخانه کنگره خواست پروژه احیا و بازتولید این اثر را با رویکردی چندبعدی سامان دهد:
- الحاق درسنامه در پایان هر بخش با مثالهای نوین: همراه کردن متن کتاب با درسنامهای استاندارد، کاربردی و روان پس از پایان هر بخش؛ بهگونهای که برای تمام قواعد صوری و ساختارهای قیاسیِ آن بخش، نمونهها و مصادیق عینی، ملموس و روزآمد آورده شود تا مباحث از فضای انتزاعی صِرف خارج شده و برای نسل جوان، دانشآموزان و دانشجویان کاملاً قابل فهم و تطبیق باشد.
- تصحیح منقح و انتقادی با مقابله نسخ معتبر: شناسایی و گردآوری نسخههای کهن و اصلی جهت رفع کامل تصحیفات و لغزشهای متنی و تدوین نسخهای استاندارد.
- الزام به درج متن اصلی (مرحوم دوانی) در کنار حاشیه ملاعبدالله: آیتالله اراکی با استناد به شیوه اصیل نگارش در آثاری چون الخراره فی شرح العجاله (که اثری مستقل از حاشیه تهذیب المنطق است) یادآور شدند که متن اصلی اثرِ مرحوم محقق دوانی حتماً باید در کنار و همراه با حاشیه ملاعبدالله درج و چاپ شود تا خواننده از مراجعه مکرر به منابع دیگر بینیاز گردد و تطبیق عبارات و پیگیری مباحث با سهولت انجام پذیرد.
- پژوهش تطبیقی: سنجش و مقایسه نظاممند آرای ملاعبدالله با متون نامدار منطقی نظیر الجوهر النضید علامه حلی و المنطق مرحوم مظفر به منظور استخراج و تبیین نوآوریهای مکتب منطقی ملاعبدالله.
- روانسازی و ویرایش فنی: بهرهگیری از قلم یک ادیب و ویراستار مسلط به زبان عربی برای گرهگشایی از عبارات پیچیده، تبیین اصطلاحات دشوار و نگارش تعلیقات توضیحی و راهگشا در پاورقی.
3. نظریهپردازی درباره «فلسفه و سنت تحشیهنویسی در تشیع»
اراکی در بخش دیگری از سخنان خود به واکاوی ریشههای معرفتی «حاشیهنویسی» در میان اندیشمندان امامیه پرداختند و آن را یک روششناسی مترقی برای توسعه علم دانست:
- اخلاص علمی و گریز از نامجویی: علمای شیعه به دنبال فضلفروشی و ابراز نام نبودند. اینکه عالمی دانشمند به جای نوشتن کتابی مستقل با نام خود، بر اثر دیگری حاشیه میزد یا در مواردی سکوت میکرد، نشانگر آن بود که قصد او صرفاً افزودن گرهگشایی علمی و بسط مرزهای معرفت بوده است.
- نقد علمی به عنوان موتور محرک تولید علم: سنت تحشیه ماهیتاً متمرکز بر نقد، تحلیل موشکافانه، شناسایی نقاط ضعف و تصحیح گزارههاست. اگر نقد متوقف شود، علم متصلب میشود؛ بنابراین حاشیهنگاری بیش از نگارش مستقل، به تعمیق اندیشه کمک کرده است.
- زمینهسازی و گشودن افق برای آیندگان: حاشیهنویس با ثبت تعلیقات خود، مصالح و زیرساختهای فکری لازم را برای آیندگان فراهم میکند تا هرگاه ضرورتی در جامعه علمی پدید آمد، مؤلفان بعدی بتوانند با بهرهگیری از همین نقدها، رسالهها و منظومههای فکری جدیدی بنا نهند.
- تمایز سنت تحشیه شیعی با سنت شرحنویسی: در میان اهلسنت بیشتر «شرحنویسی» و گزارش متن رواج داشته، اما در مکتب علمی اهلبیت (ع) «حاشیهنویسی انتقادی» محوریت داشته است؛ از همین رو کتاب حاشیه ملاعبدالله یزدی خود به پایهای برای دهها حاشیه دیگر از سوی فحول علمای پس از وی تبدیل شده است.
4. بحران جدی انقطاع نسلی در حوزه نسخهشناسی و درسهای مأموریت لندن
وی با یادآوری خاطرهای مهم از دوران حضور در انگلستان، به آسیبشناسی مهارت نسخهشناسی در کشور پرداخت و گفت: در زمان مسئولیت در لندن، مطلع شدم که در کتابخانه بریتانیا انبارها و مخازن متعددی از نسخههای خطی گرانسنگ اسلامی و شیعی وجود دارد که سالهاست بدون تفکیک، شناسایی و فهرستنگاری، دستنخورده در انبارها باقی مانده است. بنده شخصاً با رئیس این کتابخانه وارد مذاکره شدم و پیشنهاد دادم که ما آمادگی داریم نسخهشناسان برجسته را برای فهرستبرداری به لندن اعزام کنیم، به این شرط که یک نسخه کامل عکسبرداریشده از کلیه آثار به ایران واگذار شود. آنها پذیرفتند و ما بلافاصله از استاد جناب آقای سید احمد اشکوری دعوت کردیم و ایشان برای آغاز پروژه به انگلستان آمدند. اما متأسفانه با پایان مأموریت بنده در انگلستان، پیگیری کار متوقف شد و ایشان نیز به ایران بازگشتند.»
وی با تأسف عمیق از وضعیت کنونی نسخهشناسی افزود: امروز با خلاء سنگین رجال بزرگ این عرصه روبهرو هستیم. ما استوانههای بیبدیلی چون مرحوم سید عبدالعزیز طباطبایی و مرحوم سید مهدی خرسان را از دست دادهایم؛ بزرگانی که در نجف اشرف و سایر بلاد نماد دقت بودند. معدود اساتید باقیمانده نیز به دلیل کهولت سن امکان سفرهای پژوهشی و کارهای سنگین میدانی را ندارند. نسخهشناسی صرفاً یک دانش نظری و کلاسی نیست، بلکه مهارتی تجربی، شهودی و نیازمند ممارست طولانی است. اگر برای تربیت نیروی متخصص و جوان اقدام فوری نشود، میراث ما در گوشه و کنار جهان خاک خواهد خورد؛ انتظار داریم محققان این پروژههای نیمهتمام بینالمللی را دوباره احیا کنند.
5. ضرورت راهبردی ورود تفکر منطقی به مدارس، حکمرانی و مناظرات علمی
استاد حوزه علمیه قم با هشدار نسبت به تشتت ذهنی نسل جدید تأکید کرد: آموزش منطق نباید منحصر به دروس تخصصی حوزوی و دانشگاهی بماند، بلکه باید از دوران کودکی و متناسب با سنین دانشآموزان تدریس شود. تفاوت ضریب هوشی یا کندی ذهن در بسیاری از موارد به دلیل بهمریختگی و آشفتگی دادههایی است که روزانه به ذهن پمپاژ میشود. ذهن انسان همانند یک سیستم پردازشی و رایانهای نیازمند نظم و انضباط الگوریتمی است. اگر فرزندان ما تفکر منطقی را بیاموزند، دادههای زائد را پالایش میکنند و ذهن سریعتر به استنتاج صائب میرسد. از این رو تدوین آثاری چون منطق برای کودکان، منطق و سیاست و منطق حکمرانی ضرورتی اجتنابناپذیر است.
وی در تأیید این موضوع به تجربه مناظرههای اعتقادی خود اشاره کرده و گفت: در جریان گفتوگو و مناظره مکتوبی که با یکی از علمای نامدار جریان سلفی–وهابی عربستان سعودی (دکتر محمد المسعری که به صورت کتاب حوار فی الإمامه منتشر شده) داشتم، ایشان هرگاه در جریان استدلال و مباحثه علمی درباره امامت متوقف و درمانده میشد، با شگفتی میگفت: گویا شما منطق خواندهاید! و تصریح میکرد که علت موفقیت شیعه در مباحثات، تسلط بر منطق استدلالی است. واقعیت این است که جریان وهابیت به دلیل تحریم خواندن منطق و فلسفه و کفر دانستن این علوم، حتی توان چیدن یک صغری و کبری ساده منطقی و استنتاج مقدماتی را ندارند و بلد نیستند کلام را به گونهای طراحی کنند که طرف مقابل بدون احساس تحمیل به همان نتیجه علمی مطلوب برسد؛ مهارتی که مزیت مطلق عالمان تربیتیافته در مکتب اهلبیت (ع) است.
6. آسیبشناسی نظام آموزش حوزوی: سنت تقریرنویسی در محضر شهید مطهری
اراکی با مقایسه شیوههای کهن و نوظهور در امر تحصیل علوم دینی، به خاطرهای از درس استاد شهید مرتضی مطهری اشاره کرد: «مرحوم شهید مطهری همواره به طلاب گوشزد میکردند که در سر کلاس درس چیزی ننویسید. در سنت اصیل حوزوی، یادداشتبرداری در حین تدریس استاد مرسوم نبوده است، زیرا درک و فهم عمیق کلام استاد نیازمند استماع کامل، تمرکز ذهنی و حضور تام است. روش علمای سلف این بود که در طول هفته تمام تمرکز خود را بر پیشمطالعه، گوشسپاری دقیق به درس و مباحثه با هممباحثهها میگذاشتند و در روزهای پنجشنبه و جمعه به تدوین، تنظیم و تقریر دقیق دروس اقدام میکردند. همین روششناسی است که باعث شده تقریرات بهجامانده از علمای گذشته تا این حد استوار، دقیق و فاقد سطحینگری باشد.
7. لزوم احیای مکتب علمی شیراز و واکاوی الگوی حکمرانی و موقوفات علامه یزدی
استاد حوزه علمیه قم در بخش پایانی سخنان خود دو مأموریت مهم را برای کنگره علامه بهابادی یزدی برشمرد: احیای جایگاه پایگاهی شیراز در علوم عقلی و ادبی: ایشان یادآور شدند که شیراز در سدههای گذشته، بهویژه در طلیعه عصر صفوی و روزگار ملاعبدالله، قطب بیرقیب علوم معقول و منقول بوده و مفاخر کمنظیری را پرورانده است که بازشناسی جامع این مکتب ضرورتی تاریخی است.
پژوهش در نظام اداره عتبات عالیات و الگوی وقف در عصر ملاعبدالله: با توجه به جایگاه و نقش تولیت ملاعبدالله یزدی در ساماندهی و اداره حرم امیرالمؤمنین (ع)، ایشان پیشنهاد دادند محققان کنگره به دقت بررسی کنند که ساختار کالبدی و مدیریتی حرم و موقوفات علوی در آن روزگار چگونه توسط ایشان طراحی و توسعه یافته است، تا از این الگوی تاریخی در مدیریت نوین اماکن متبرکه و ساختار موقوفات الگوبرداری گردد.
در این دیدار عبدیپور، دبیر علمی کنگره بینالمللی علامه ملاعبدالله بهابادی یزدی، ضمن ابراز خرسندی از رهنمودهای جامع و راهبردی آیتالله اراکی، گزارشی از روند شناسایی، گردآوری و ثبت نسخههای خطی منسوب به ملاعبدالله در داخل و خارج از کشور (از جمله ردیابی اسناد و پژوهشهای مرتبط در کشورهای عربی و شمال آفریقا) ارائه نمود.
وی با اشاره به جایگاه والاستثنایی این عالم بزرگ یادآور شد: این رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای بودند که برای نخستینبار از ابعاد ناشناخته شخصیت علمی و اجتماعی علامه بهابادی یزدی پردهبرداری کرده و ایشان را به حوزههای علمیه معرفی نمودند؛ عالمی تمدنساز که در تراز تمدن نوین اسلامی و الگویی جامع برای حوزوی انقلابی به شمار میرود.
دبیر علمی کنگره خاطرنشان کرد: دبیرخانه کنگره علیرغم محدودیتها و مشکلات مالی، در تلاش است تا موسوعه علامه را در ۲۰ مجلد و پژوهشهای مرتبط با منظومه علمی و جهادی ایشان را در ۳۰ مجلد تدوین و آماده انتشار سازد. در همین راستا و به منظور تبیین ابعاد ناشناخته سیره علمی و عملی این عالم متفکر، تاکنون بیش از ۶۰ نشست علمی به زبانهای فارسی، عربی و انگلیسی و همچنین چند همایش علمی تخصصی در مراکز آموزش عالی شاخص از جمله دانشگاه کوفه عراق، دانشگاه فردوسی مشهد و دانشگاه شیراز برگزار شده است.
عبدیپور در پایان با اعلام برگزاری همایش بینالمللی تاریخ و زمانه ملاعبدالله بهابادی یزدی در سال جاری به میزبانی استان یزد و شهرستان بهاباد، متعهد شد تدوین درسنامه منطقی و تصحیح انتقادی آثار را در اولویت برنامههای انتشاراتی کنگره قرار دهد و از آیتالله اراکی جهت ایراد سخنرانی در این همایش بینالمللی رسماً دعوت بهعمل آورد.
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














