زائر، با تجدید عهد با امام حسین(ع)، مسئولیت تاریخی خود را برای تحقق عدالت و استمرار مسیر حق بازخوانی میکند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، اربعین، صرفاً یک آیین نیست؛ بلکه یک زیستبوم آیندهساز است. در آیندهنگاری راهبردی، آینده از دل سه عنصر شکل میگیرد: ارزشها، کنشگران و نهادها. آینده را انسانهایی میسازند که بر پایه ارزشهای مشترک، در قالب شبکههای اجتماعی و نهادهای پایدار، برای تحقق آینده مطلوب همکاری میکنند.
بر این اساس اربعین، هر سه عنصر را بهصورت همزمان در خود دارد:
نخست، منظومهای از ارزشهای تمدنی مانند عدالت، کرامت، ایثار، خدمت، امید و مسئولیت را بازتولید میکند.
دوم، کنشگرانی تربیت میکند که مشارکت اجتماعی را نه یک وظیفه تحمیلی، بلکه یک مسئولیت اخلاقی میدانند.
سوم، شبکههایی از همکاری و اعتماد را شکل میدهد که سرمایه اجتماعی جامعه را افزایش میدهند.
از این منظر، اربعین را میتوان یک سامانه تولید سرمایه تمدنی نامید. سرمایه تمدنی، صرفاً ثروت اقتصادی یا قدرت نظامی نیست؛ بلکه مجموعهای از سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اخلاقی و سرمایه معنوی است که ظرفیت حرکت یک جامعه به سوی آینده را افزایش میدهد.
اگر این نگاه را بپذیریم، آنگاه نقش اربعین نیز دگرگون خواهد شد. اربعین دیگر تنها یادبود یک حادثه تاریخی نیست؛ بلکه به مدرسهای برای تربیت انسان آینده، آزمایشگاهی برای حکمرانی مشارکتی، شبکهای برای تولید اعتماد و بستری برای تقویت تابآوری اجتماعی تبدیل میشود.
در این چارچوب، میتوان یک مدل مفهومی برای آیندهنگاری راهبردی اربعین ارائه کرد: «عاشورا، منظومه ارزشها را تولید میکند؛ اربعین، این ارزشها را به رفتار اجتماعی تبدیل میکند؛ انتظار، جهت راهبردی این رفتارها را تعیین میکند؛ و آیندهنگاری، مسیر تحقق آینده مطلوب را طراحی میکند».
در این مدل، آینده صرفاً پیشبینی نمیشود؛ بلکه ساخته میشود. این نکته، مهمترین تفاوت آیندهنگاری اسلامی با نگاه جبرگرایانه به آینده است. آینده، امری قطعی و از پیش تعیینشده نیست که انسان تنها نظارهگر آن باشد؛ بلکه عرصه مسئولیت، انتخاب و کنش آگاهانه است. جامعه منتظر، جامعهای منفعل نیست؛ بلکه جامعهای است که آینده را رصد میکند، ظرفیتهای خود را افزایش میدهد، برای سناریوهای مختلف آماده میشود و در جهت تحقق آینده مطلوب تلاش میکند.
از منظر سیاستگذاری ، آینده نگاری راهبردی زیارت اربعین پیامدهای مهمی دارد. اگر اربعین یک پیشران تمدنی است، باید از آن در چهار سطح بهره گرفت:
نخست، در سطح آموزش؛ برای تربیت نسلی آیندهنگر، مسئول و کنشگر.
دوم، در سطح پژوهش؛ برای تولید نظریهها و مدلهای بومی آیندهپژوهی اسلامی.
سوم، در سطح حکمرانی فرهنگی؛ برای تقویت سرمایه اجتماعی، همبستگی و مشارکت عمومی.
چهارم، در سطح دیپلماسی عمومی و تمدنی؛ برای گسترش شبکههای همکاری فرهنگی و گفتوگوی میان ملتها.
به نظر میرسد زمان آن فرارسیده است که در کنار شاخههای شناختهشده آیندهپژوهی، حوزهای جدید با عنوان «آیندهنگاری راهبردی اربعین» یا در افقی گستردهتر، «آیندهنگاری راهبردی ظهور» شکل گیرد؛ حوزهای میانرشتهای که با بهرهگیری از روشهای علمی آیندهپژوهی و با تکیه بر مبانی معرفتی اسلام، به مطالعه ظرفیتهای فرهنگی، اجتماعی و تمدنی اربعین برای آیندهسازی بپردازد.
اگر آیندهپژوهی، علم شناخت و ساختن آیندههای مطلوب است، میتوان این سخن را بهعنوان جمعبندی این بحث مطرح کرد: «اربعین، صرفاً روایت گذشته نیست؛ ظرفیتی برای ساختن آینده است. آیندهای که از دل ایمان، مسئولیت، شبکههای اجتماعی، سرمایه تمدنی و کنش آگاهانه انسانها شکل میگیرد.»
اربعین یک ظرفیت بزرگ اجتماعی، تربیتی و تمدنی است که میتواند در ساخت آینده مطلوب امت اسلامی نقشآفرین باشد. این نگاه، بر مجموعهای از آموزههای قرآن کریم و روایات اهلبیت(ع) استوار است.
۱. اربعین؛ دانشگاه تربیتی «انسان آیندهساز»
نخستین پیامد راهبردی اربعین، تربیت انسانهایی مسئول، آیندهنگر و اهل اقدام است. قرآن کریم جامعه مؤمنان را به آمادگی دائمی برای آینده فرا میخواند: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُون» ؛ «ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است». (سوره حشر، آیه ۱۸)
این آیه، تنها دعوت به محاسبه فردی نیست؛ بلکه اصل «نگاه به فردا» را بهعنوان یکی از ارکان زندگی مؤمن معرفی میکند. آیندهنگری، در منطق قرآن، نشانه خردمندی و مسئولیتپذیری است. زیارت اربعین نیز همین روحیه را تقویت میکند؛ زیرا زائر، با تجدید عهد با امام حسین(ع)، مسئولیت تاریخی خود را برای تحقق عدالت و استمرار مسیر حق بازخوانی میکند.
امام علی(ع) نیز میفرمایند: «رَحِمَ اَللَّهُ اِمْرَءً أَعَدَّ لِنَفْسِهِ وَ اسْتَعَدَّ لِرَمْسِهِ وَ عِلْمَ مِنْ أَیْنَ وَ فِی أَیْنَ وَ إِلَى أَیْنَ.» ؛ «خدا رحمت کند کسی را که … بداند از کجا آمده، در کجا قرار دارد و به سوی کجا میرود.» (وافی ، ج1 ، ص116). این روایت، سه مؤلفه اصلی آیندهنگری را بیان میکند: شناخت گذشته، درک وضعیت موجود و حرکت آگاهانه به سوی آینده. این روایت، هرچند مستقیماً درباره آیندهپژوهی نیست، اما یکی از مبانی نگاه راهبردی در اسلام را بیان میکند.
از این منظر، هر تصمیم حکیمانه بر سه شناخت استوار است:
1_«من أین»؛ شناخت گذشته، ریشهها و تجربههای تاریخی؛ زیرا آینده بدون فهم گذشته قابل ساختن نیست.
۲-«فی أین»؛ شناخت دقیق وضعیت موجود، ظرفیتها، فرصتها و چالشها؛ زیرا تصمیم درست، بر پایه شناخت واقعیت شکل میگیرد.
۳-«إلى أین»؛ ترسیم مقصد و آینده مطلوب؛ زیرا حرکت بدون هدف، راهبرد نخواهد بود.
بر این اساس، آیندهنگاری راهبردی نیز بر همین سه رکن استوار است: شناخت گذشته، تحلیل وضعیت موجود و طراحی آینده مطلوب. در حوزه اربعین، این سهگانه به معنای فهم پیام عاشورا، شناخت ظرفیتهای کنونی اربعین و برنامهریزی برای بهرهگیری از آن در مسیر آیندهسازی فرهنگی و تمدنی است: بر اساس این حدیث و روایات مشابه، ابتدا باید به بازخوانی نهضت عاشورا و درسهای تاریخی آن برای آینده امت اسلامی پرداخت ؛ سپس ظرفیتهای امروز اربعین، مانند سرمایه اجتماعی، شبکه عظیم مردمی، فرهنگ خدمت، همبستگی و قدرت نرم جهان اسلام را شناخت و آن گاه افق پیشروی این حرکت را ترسیم نمود؛ یعنی تبدیل اربعین از یک آیین بزرگ دینی به پیشرانی برای تمدنسازی، تقویت امت اسلامی و زمینهسازی فرهنگی و اجتماعی برای تحقق جامعه آرمانی و عصر ظهور.
از این منظر، اربعین تنها یادبود یک واقعه تاریخی نیست؛ بلکه حرکتی آگاهانه از حافظه تاریخی به کنش تمدنی و از تجربه گذشته به آیندهسازی است. آیندهنگاری راهبردی اربعین نیز دقیقاً بر همین پیوند استوار است؛ پیوند میان ریشههای هویتی، واقعیتهای امروز و افقهای فردا؛ پیوندی که انسان و جامعه را از «یادآوری گذشته» به «ساختن آینده» رهنمون میسازد.
۲-اربعین؛ تبیین گر فرجام اندیشی قرآنی
آیندهنگاری راهبردی، تنها به پیشبینی آینده محدود نمیشود، بلکه به دنبال فهم عمیق پیشرانهای تغییر و طراحی الگوهای آیندهساز است. از این رو، هر پدیدهای که بتواند روندهای اجتماعی را دگرگون کند، شایسته مطالعه علمی و نظریهپردازی است و اربعین، یکی از مهمترین این پدیدههاست. قرآن کریم، انسان را بارها به اندیشیدن، تعقل، مشاهده و مطالعه تاریخ فرا میخواند. خداوند میفرماید: «قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَهُ الَّذِینَ مِنْ قَبْلُ…»
این دعوت، تنها برای آگاهی از گذشته نیست؛ بلکه برای کشف سنتهای الهی حاکم بر تحولات تاریخ است. آیندهنگاری نیز بر همین اصل استوار است که آینده، در امتداد روندها، تجربهها و قوانین حاکم بر جوامع شکل میگیرد. از اینرو، مطالعه «عاقبت» در منطق قرآن، صرفاً مطالعه پایان یک قوم نیست، بلکه تحلیل علل، روندها و پیامدهایی است که آینده ملتها را رقم میزنند. قرآن همچنین میفرماید: «إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ» یعنی صاحبان خرد، از مشاهده تاریخ، قوانین تحول جوامع را استخراج میکنند و با شناخت این سنتها، مسیر آینده را آگاهانهتر انتخاب مینمایند. بنابراین، در منطق قرآن، تاریخ تنها حافظه گذشته نیست، بلکه آزمایشگاه شناخت آینده است.
بر همین اساس، اربعین را نباید تنها موضوعی برای مطالعات تاریخی یا آیینی دانست. این پدیده عظیم، یک آزمایشگاه زنده اجتماعی است که در آن میتوان شکلگیری اعتماد، مشارکت مردمی، شبکههای داوطلبانه، سرمایه اجتماعی، هویت جمعی، حکمرانی مشارکتی، قدرت نرم، ارتباطات فراملی و بسیاری از فرآیندهای تمدنی را بهصورت عینی مطالعه کرد. چنین ظرفیتی، اربعین را به یکی از غنیترین میدانهای پژوهش در علوم انسانی اسلامی تبدیل میکند.
از این منظر، اربعین میتواند منشأ تولید نظریههای بومی در حوزههای فرجام شناسی قرآنی، آیندهپژوهی اسلامی، سیاستگذاری فرهنگی، حکمرانی مردمی، سرمایه اجتماعی، دیپلماسی عمومی، تابآوری اجتماعی و تمدنسازی باشد. به جای آنکه صرفاً از نظریههای رایج غربی برای تحلیل این پدیده استفاده شود، میتوان از دل تجربه اربعین، مفاهیم، مدلها و چارچوبهای نظری جدیدی استخراج کرد که با مبانی معرفتی اسلام سازگار بوده و قدرت تبیین واقعیتهای جهان اسلام را داشته باشند.
۳- اربعین و آینده تمدنی اسلام
یکی از مهمترین تفاوتهای آیندهنگاری راهبردی با نگاههای توصیفی آن است که تنها به شناسایی ظرفیتها بسنده نمیکند، بلکه میکوشد این ظرفیتها را به راهبرد، سیاست و برنامه عملیاتی تبدیل کند. بسیاری از جوامع از سرمایههای فرهنگی، تاریخی و معنوی ارزشمندی برخوردارند، اما تا زمانی که این سرمایهها به برنامههای بلندمدت و سیاستهای منسجم تبدیل نشوند، تأثیر آنها محدود و مقطعی خواهد بود.
زیارت اربعین نیز از چنین ظرفیتی برخوردار است. اربعین، بزرگترین اجتماع داوطلبانه جهان، شبکهای عظیم از ایمان، اعتماد، همکاری، خدمت و همبستگی را پدید میآورد؛ در این راستا آیندهنگاری راهبردی به دنبال این است که: چگونه میتوان این ظرفیت عظیم را به نیرویی پایدار برای آیندهسازی فرهنگی و تمدنی تبدیل کرد؟
پاسخ این پرسش، مستلزم حرکت به سوی نگاهی راهبردی و تمدنی است. در این نگاه، اربعین تنها یک رویداد سالانه نیست، بلکه یک سرمایه راهبردی است که باید در طول سال نیز آثار و کارکردهای آن تداوم یابد. برای مثال، تجربه ایثار، خدمت، مشارکت مردمی و همبستگی اجتماعی که در ایام اربعین شکل میگیرد، میتواند به الگوی تربیت شهروند مسئول، تقویت سرمایه اجتماعی، ارتقای حکمرانی مشارکتی و افزایش تابآوری جامعه در برابر بحرانها تبدیل شود.
آیندهنگاری راهبردی همچنین میکوشد ظرفیتهای پنهان اربعین را شناسایی کند و آنها را در قالب سیاستهای فرهنگی، آموزشی، رسانهای و اجتماعی سامان دهد. برای نمونه، شبکه گسترده زائران و موکبها میتواند به بستری برای تبادل تجربه، همکاریهای علمی و فرهنگی، گسترش ارتباط میان ملتهای مسلمان و تقویت دیپلماسی عمومی جهان اسلام تبدیل شود. همچنین، فرهنگ خدمت و مسئولیتپذیری که در اربعین تجربه میشود، میتواند در سایر عرصههای اجتماعی، از فعالیتهای داوطلبانه تا مدیریت بحران و خدمات عمومی، بازتولید و نهادینه گردد.
از این منظر، یکی از وظایف مهم آیندهنگاری راهبردی، طراحی آینده با بهرهگیری از ظرفیتهای اربعین است. این دانش میپرسد که چگونه میتوان از این حرکت عظیم برای تربیت نسل آینده، تقویت هویت اسلامی، افزایش انسجام اجتماعی، توسعه قدرت نرم، ارتقای حکمرانی فرهنگی و حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی بهره گرفت؟
بر این اساس، «آیندهنگاری راهبردی اربعین» میان شناخت ظرفیتها و طراحی آینده پیوند برقرار میکند. این رویکرد، اربعین را نه صرفاً بهعنوان یک میراث ارزشمند، بلکه بهعنوان پیشرانی برای آیندهسازی مینگرد؛ پیشرانی که اگر با سیاستگذاری هوشمند، برنامهریزی بلندمدت و مشارکت نخبگان و مردم همراه شود، میتواند یکی از مهمترین موتورهای تحول فرهنگی، اجتماعی و تمدنی در ایران اسلامی و جهان اسلام باشد. از اینرو، رسالت آیندهنگاری راهبردی آن است که این سرمایه عظیم را از سطح «ظرفیت» به سطح «راهبرد»، از «راهبرد» به «سیاست»، و از «سیاست» به «کنش تمدنی» ارتقا دهد؛ زیرا تمدنها زمانی ساخته میشوند که ظرفیتهای بزرگ، به برنامههای بزرگ و اقدامات ماندگار تبدیل شوند.
یادداشت از: حجتالاسلام والمسلمین رحیم کارگر، رئیس پژوهشگاه آیندهپژوهی و مهدویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














