بررسی چگونگی بازنمایی اربعین در رسانههای غربی نشان میدهد که مسئله را نمیتوان فقط در سطح «کمتوجهی» دانست.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، یادداشت «اربعین در رسانه های غرب؛ از تحریم تا تحریف» توسط حجتالاسلام والمسلمین علی راد، استاد دانشگاه تهران نوشته شده که در ادامه از نظر شما میگذرد.
۱. مسئله بازنمایی اربعین در رسانههای غربی
بررسی چگونگی بازنمایی اربعین در شماری از رسانهها و خبرگزاریهای پرمخاطب غربی نشان میدهد که مسئله را نمیتوان صرفاً با تعبیر «کمتوجهی» توضیح داد. در مواردی که این رویداد بازتاب یافته است، گزارشها غالباً بر جنبههایی مانند دشواریهای اجرایی، تراکم جمعیت، مخاطرات امنیتی، یا نسبت آن با تنشهای منطقهای تمرکز کردهاند.
در نتیجه، اربعین کمتر بهمثابه یک تجربه دینی، اجتماعی و فرهنگیِ فراگیر معرفی شده و بیشتر در چارچوب مسئلههای خبری آشنا برای رسانهها صورتبندی شده است. پیامد این شیوه پوشش آن است که مخاطب ناآشنا، به جای دریافت تصویری چندبعدی از این آیین، با روایتی محدود و گاه ناقص از آن مواجه میشود.
۲. رویکردهای نظری در تحلیل بازنمایی اربعین
تحلیل وضعیت اربعین در رسانههای غربی را میتوان بر پایه دو رویکرد نظری صورتبندی کرد. رویکرد نخست، «ترجمه فرهنگی» را فرایندی خنثی و صرفاً زبانی نمیداند، بلکه آن را فرایندی میداند که در آن معنا و تصویر یک رویداد، متناسب با زبان، پیشفرضها و اولویتهای رسانه مقصد، دگرگون میشود. بر این اساس، رسانهها با انتخاب واژگان، حذف برخی جزئیات، برجستهسازی برخی عناصر و قرار دادن رویداد در بستری خاص، معنای آن را برای مخاطب بازتولید میکنند.
رویکرد دوم، بر این نکته تأکید دارد که معنا در انتقال میان فرهنگها دگرگون میشود و رویدادها در بستر جدید، ناگزیر با چارچوبهای ادراکیِ متفاوتی فهم میشوند. اربعین نیز در ورود به فضای رسانهای غرب، از زمینه تاریخی و آیینی خود جدا میشود و در قالبهایی قرار میگیرد که برای مخاطب غربی آشناترند؛ اما همین فرایند، گاه به سادهسازی یا تقلیل معنای اصلی آن میانجامد.
۳. چارچوببندی امنیتی و سیاسی اربعین
از این منظر، مسئله اصلی نه فقط میزان پوشش خبری، بلکه «نوع چارچوبی» است که از طریق آن اربعین معنا میشود. در بسیاری از گزارشها، این رویداد نه بهعنوان یک مناسک دینی و جلوهای از مشارکت مردمی، بلکه عمدتاً از زاویه امنیت، بحران، یا تنشهای سیاسی و منطقهای روایت میشود. چنین چارچوببندی سبب میشود ابعاد آیینی، اخلاقی، عاطفی و اجتماعی اربعین در حاشیه قرار گیرد و رویداد، در قالبی تقلیلیافته در معرض مخاطب قرار گیرد. از اینرو، بهجای تعبیرهای کلی و مبهم، میتوان از «چارچوببندی امنیتی و سیاسی» سخن گفت؛ تعبیری که دقیقتر نشان میدهد چگونه انتخاب زاویه دید، تفسیر نهایی رویداد را جهت میدهد.
۴. زمینههای بازنمایی محدود و مسئلهمحور
این نوع بازنمایی را میتوان در پیوند با چند عامل تحلیل کرد. نخست، اربعین با برخی کلیشههای رایج درباره اسلام ناسازگار است. حضور میلیونها زائر، مشارکت داوطلبانه، میزبانی مردمی، همیاری اجتماعی و تأکید بر عاطفه و همبستگی، تصویری از دین و جامعه اسلامی ارائه میدهد که با تصویر تقلیلیافته اسلام به خشونت، افراطگرایی یا منازعه سیاسی همخوان نیست. در نتیجه، هرگاه رسانهها این ابعاد را نادیده بگیرند و تنها بر خطرهای امنیتی یا تنشهای سیاسی تمرکز کنند، بخشی اساسی از واقعیت اربعین از نظر دور میماند.
دوم، برخی ارزشهای برجسته اربعین، مانند ایثار، همبستگی فراملی، عدالتخواهی و مقاومت در برابر ستم، با منطق مسلط فردگرایی و سودمحوری در بسیاری از گفتمانهای مدرن تفاوت دارد. این تفاوت لزوماً به معنای تقابل کامل نیست، اما میتواند سبب شود که رسانهها برای توضیح این رویداد، بیشتر به مفاهیم سیاسی و امنیتی متوسل شوند تا به معناهای درونی آن. به بیان دیگر، اربعین در اینجا نه بهعنوان یک تجربه زیسته دینی، بلکه بهمثابه پدیدهای قابلتفسیر در زبان سیاست و نظم منطقهای بازنمایی میشود.
سوم، اربعین به سبب ظرفیت بالای خود در تولید همبستگی اجتماعی و شکلدهی به پیوندهای فراملی، در برخی پژوهشهای ارتباطی و سیاسی بهمثابه یکی از جلوههای «قدرت نرم» بررسی شده است. شبکههای زیارتی، ارتباطات فرهنگی، مشارکت نهادهای دینی و حضور گسترده داوطلبان، همگی به این آیین ابعادی فراتر از یک مراسم فردی میبخشند. با این حال، باید میان معنای دینی و اجتماعیِ خودِ اربعین و بهرهبرداری سیاسی از آن تمایز گذاشت. تقلیل این مراسم به ابزار نفوذ یا رقابت منطقهای، بخشی از تجربه معنوی و جمعی زائران را نادیده میگیرد و تحلیل را از سطح پدیده به سطح کارکرد سیاسی صرف فرو میکاهد.
۵. اربعین بهمثابه روایت متقابل تمدنی
در برابر این نوع بازنمایی، میتوان پیادهروی اربعین را بهمثابه یک روایت متقابل تمدنی فهم کرد؛ روایتی که تصویری متفاوت از اسلام و جهان شیعی عرضه میکند. این روایت بر چند مؤلفه استوار است: نمایش اسلام بهمثابه سنتی مبتنی بر مهرورزی، میزبانی و همدلی؛ برجستهسازی ایثار و مسئولیت جمعی در برابر منطق منفعتطلبی فردی؛ عبور از مرزهای ملی و مذهبی از طریق شکلگیری شبکهای فراملی از زائران؛ و پیوند دادن مناسک دینی با آرمانهای عدالتخواهی و مقاومت در برابر ستم. از این منظر، اربعین صرفا یک آیین مذهبی نیست، بلکه عرصهای برای تولید معنا، بازنمایی هویت و عرضه الگویی متفاوت از همبستگی انسانی است.
البته این ظرفیت را نباید یکدست و سادهسازیشده فهم کرد. اربعین پدیدهای تکصدا نیست و گروههای اجتماعی، ملی و مذهبی گوناگونی در آن حضور دارند که هر یک تجربه و قرائت خاص خود را دارند. با این همه، اهمیت این رویداد در آن است که میتواند همزمان در سطح دینی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی عمل کند و تصویری چندلایه از زیست جمعی در جهان اسلام ارائه دهد. از همین رو، مطالعه آن برای فهم نسبت میان رسانه، فرهنگ و قدرت، و نیز برای تحلیل سازوکارهای انتخاب، حذف و برجستهسازی در خبررسانی، اهمیت ویژه دارد.
جمعبندی
در جمعبندی میتوان گفت آنچه در نگاه نخست کمتوجهی رسانههای غربی به اربعین به نظر میرسد، در تحلیل دقیقتر، مجموعهای از فرایندهای انتخاب، حذف و چارچوببندی را آشکار میکند. این فرایندها ممکن است از معیارهای رایج ارزش خبری، پیشفرضهای فرهنگی، اولویتهای سیاسی و غلبه چارچوبهای امنیتی در پوشش رویدادهای خاورمیانه ناشی شوند.
پیامد چنین وضعیتی، محدود شدن اربعین به ابعادی است که با قالبهای آشنای رسانهای سازگاری بیشتری دارند و کمرنگ شدن وجوه دینی، اجتماعی، اخلاقی و انسانی آن. در برابر این بازنمایی محدود، اربعین ظرفیت آن را دارد که بهعنوان روایتی متقابل، تصویری متفاوت از اسلام، تشیع و همبستگی انسانی عرضه کند؛ روایتی که بدون افتادن در دام کلیگویی یا داوری شتابزده، میتواند موضوع تحلیل دقیق و چندلایه در مطالعات رسانه، فرهنگ و سیاست باشد.
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم

-در-ایام-پایانی-ماه-صفر-NRH.webp)












