به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، در میان همه رخدادهای تاریخ اسلام، کمتر پدیدهای را میتوان یافت که همچون اربعین حسینی، همزمان سه ساحت تاریخ، هویت و آینده را در یک منظومه معنایی گرد آورده باشد. اربعین مدرسهای زنده برای بازتولید انسان تمدنساز، جامعه مقاومت و امت منتظر است؛ جریانی که از کربلا آغاز شده، در طول تاریخ استمرار یافته و در افق ظهور حضرت ولیعصر(عج) به کمال خویش خواهد رسید.
اگر عاشورا، لحظه تجلی فرهنگ مقاومت است، اربعین، لحظه امتسازی آن فرهنگ و آغاز جریان تمدنی آن است. در عاشورا حقیقت دین با خون امام حفظ شد و در اربعین، آن حقیقت با حرکت امت در متن تاریخ جاری گردید.از همین رو، اربعین بزرگترین فرآیند اجتماعی بازتولید هویت توحیدی و تمدنسازی اسلامی است؛فرآیندی که در آن، امام محور معنا و امت، حامل و مجری آن معنا در تاریخ میشود.
در این میان، نسبت ایران با اربعین، نسبتی هویتی، تمدنی و تاریخی است. ایران در سدههای متمادی، یکی از مهمترین کانونهای حفظ، تعمیق و ترویج فرهنگ اهلبیت(ع) بوده و در دوران معاصر نیز با اتکاء به انقلاب اسلامی، این نسبت وارد مرحلهای نوین شده است. انقلاب اسلامی، پیوند میان ایمان، عدالت، مقاومت و مردم را از سطح یک آرمان نظری به یک تجربه تاریخی ارتقا داد و ملت ایران را به یکی از مهمترین حاملان گفتمان مقاومت در عصر حاضر تبدیل کرد.
از این منظر، حضور گسترده ملت ایران در اربعین،ظهور عینی یک خودآگاهی تمدنی است؛ خودآگاهیای که انسان ایرانی را در منظومه امت اسلامی تعریف میکند و او را از مرزهای قومیت، ملیت و جغرافیا به افق امت واحده ارتقا میبخشد. در اربعین، ایران نه در مقام یک واحد سیاسی، بلکه در جایگاه یکی از ارکان شکلگیری تمدن نوین اسلامی ایفای نقش میکند.
شرایط امروز منطقه و تجربه مقاومت ملت ایران در برابر جنگ و فشارهای همهجانبه نیز این حقیقت را آشکارتر ساخته است که سرمایه اصلی یک ملت،تنها توان نظامی یا اقتصادی نیست، بلکه قدرت فرهنگی، انسجام اجتماعی و پیوند عمیق امام و امت است. هرگاه این پیوند استحکام یافته، جامعه اسلامی توانسته است سختترین بحرانها را به فرصتی برای تعالی تاریخی تبدیل کند. تجربه مقاومت ملت ایران در شرایط جنگ رمضان، جلوهای از همین سرمایه تمدنی است؛ سرمایهای که ریشه در فرهنگ عاشورا دارد و اربعین، هر سال آن را بازتولید و تقویت میکند.
در منطق تمدنی اسلام، مقاومت شیوهای از زیستن است که بر ایمان، کرامت، ایثار، مسئولیتپذیری و امید استوار است.تمدنها پیش از آنکه با ابزار ساخته شوند، با انسان ساخته میشوند و اربعین،بزرگترین دانشگاه انسانسازی در تاریخ است؛ دانشگاهی که در آن، میلیونها انسان بدون اجبار و بدون سازماندهی رسمی، تمرین اخلاص، خدمت، همدلی، مواسات، نظم اجتماعی، تحمل سختی و عبور از فردگرایی را تجربه میکنند. این تجربه، همان سرمایه نرم تمدنی است که هیچ قدرت مادی توان تولید آن را ندارد.
اربعین را باید یکی از مهمترین سازوکارهای حفظ حافظه تمدنی امت اسلامی دانست. ملتها زمانی از تاریخ حذف میشوند که حافظه تاریخی خویش را از دست بدهند؛ اما اربعین هر سال، حافظه عاشورا را از نو احیا میکند و اجازه نمیدهد نسبت امت با حقیقت ولایت دچار فراموشی شود. این استمرار حافظه، همان استمرار هویت است و استمرار هویت، مقدمه استمرار تمدن اسلامی خواهد بود.
اما افق نهایی اربعین، گشودن آینده است.اربعین، آیین انتظار منفعل نیست، بلکه تمرین ظهور است. جامعهای که در آن میلیونها انسان با محوریت محبت امام و عبور از تعلقات فردی گرد هم میآیند، در حقیقت بخشی از الزامات جامعه مهدوی را بهصورت عینی تمرین میکنند. از این منظر، اربعین را میتوان یکی از مهمترین عرصههای «تجلی ظهور» دانست.
در این هندسه، نسبت امام و امت نیز معنایی عمیقتر مییابد. امام قطب نظام معنایی جامعه و محور انسجام تاریخی امت است. امت نیز پیکرهای زنده است که حیات خود را از اتصال به ولایت مییابد. هر اندازه این اتصال عمیقتر شود، ظرفیت تمدنی جامعه افزایش مییابد؛ زیرا تمدن اسلامی پیش از آنکه بر نهادها استوار باشد، بر ولایت، معنویت و مسئولیت جمعی استوار است.
بنابراین، هر گام در مسیر اربعین، تنها پیمودن فاصلهای میان نجف و کربلا نیست؛ بلکه گامی در مسیر عبور از تمدن مادی به سوی تمدن توحیدی، گامی در تعمیق پیوند امام و امت، گامی در استحکام مقاومت ملتها، و گامی در نزدیکتر شدن تاریخ به افق روشن ظهور است؛ افقی که در آن، وعده الهیِ غلبه حق بر باطل، نه یک آرزو، بلکه حقیقتی محقق در گستره تاریخ خواهد بود.
یادداشت از: محمدصادق تقیزادهطبری، پژوهشگر حوزوی
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














