به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، تمدنها با یک عنصر زاده نمیشوند؛ نه با قدرت صرف، نه با احساس صرف و نه حتی با اتحاد صرف. تمدن آنگاه جان میگیرد که چند رود زلال، در نقطهای از تاریخ، به هم برسند و از هم، نیرویی تازه بیافرینند؛ نیرویی که دیگر حاصل جمع اجزا نیست، بلکه حقیقتی نو است که از همافزایی آنها متولد میشود. در این جنگ تحمیلی سوم، گویی سه رود بزرگ، پس از سالها، در یک بستر به هم پیوستهاند: اتحاد مقدس، احساس مقدس و دفاع مقدس.
این سه، سه حقیقت همتنیده هستند که هر یک، در دیگری نفس میکشد. احساس مقدس، روح این منظومه است؛ همان گرمایی که دلها را از رخوت بیرون میکشد و در روز تشییع به اوج رسید و از تپش هزاران قلب، قلبی واحد آفرید. اتحاد مقدس، کالبد ایران است و دفاع مقدس، حرکت این کالبد زنده است؛ گامهایی که آن روح و این وحدت را به میدان مسئولیت و مقاومت میبرد.
اگر احساس، به اتحاد نینجامد، همچون عطری است که در باد گم میشود؛ زیباست، اما ماندگار نیست. اگر اتحاد، از احساس مقدس سیراب نشود، به صفی منظم میماند که جان در آن جاری نیست؛ کنار هم ایستادهاند، اما هنوز با هم نیستند و اگر این هر دو، به دفاع از کیان ایران و نظام اسلامی آن نرسند، حقیقتشان در درون خود محبوس میماند؛ مانند چشمهای که هرگز راهی به دشت پیدا نمیکند و هیچ تشنهای را سیراب نمیسازد، اما راز بزرگ، تنها در پیوند این سه نیست. راز، در برهمکنش آنهاست.
احساس مقدس، هر بار که در جان جامعه زبانه میکشد، اتحاد را ژرفتر میکند؛ اتحاد، آن احساس را از یک هیجان مقدس به هویت مقدس بدل میسازد؛ و دفاع مقدس، هر دو را در میدان عمل میآزماید و به آنها عینیت میبخشد.
آنگاه، دفاع دیگر تنها پاسداری از مرزهای جغرافیا نیست؛ پاسداری از تمدنی است که آن مرزها را معنا میبخشد و هنگامی که جامعه، چنین دفاعی را تجربه میکند، دوباره احساس مقدس در جانها شکوفا میشود؛ مردم، ارزش آنچه را از آن پاسداری کردهاند، عمیقتر درمییابند؛ اتحاد، استوارتر میشود؛ و این چرخه، بار دیگر از نو آغاز میگردد. اینجاست که جامعه، دیگر مجموعهای از افراد نیست؛ موجودی زنده است که هر تپش قلبش، تپش قلب دیگر را نیرو میبخشد.
شاید راز ماندگاری برخی لحظههای تاریخی نیز همین باشد. بعضی رخدادها، تنها حادثه نیستند؛ لحظههایی هستند که یک ملت، روح گمشده خود را دوباره پیدا میکند. وقتی روح بازگردد، وحدت دیگر یک شعار نیست؛ نفس مشترک یک ملت است و وقتی وحدت جان بگیرد، دفاع دیگر واکنشی به تهدید نیست؛ جلوهای از عشق به حقیقتی است که همه را، پیش از آنکه بر یک خاک گرد آورد، بر یک معنا گرد آورده است.
خطاست این سه حقیقت را در برابر یکدیگر بنشانیم یا یکی را قربانی دیگری کنیم؛ گویی هر یک میتواند جای دیگری را بگیرد، یا یکی با فربه شدن، دیگری را از میدان بیرون براند. حال آنکه حیات، قانون دیگری دارد. هیچ ریشهای، هر اندازه ژرف، بیتنه به آسمان نمیرسد؛ هیچ تنهای، هر اندازه استوار، بیشکوفه نشانی از زندگی ندارد؛ و هیچ شکوفهای، هر اندازه زیبا، اگر پیوندش با ریشه گسسته شود، جز خاطرهای کوتاه نخواهد بود.
دفاع مقدس در برابر زورگویی آمریکا، اگر از اتحاد مقدس ـ که امام شهید بر آن اصرار داشتند ـ جدا شود و اتحاد مقدس، اگر از احساس مقدس ـ که شهادت امام شهید آفرید و در تشییع تجلی یافت ـ سیراب نگردد و احساس مقدس، اگر به اتحاد و دفاع راه نیابد، تمدن ایرانی ـ اسلامی برخاسته، به حاشیه میرود. این تمدن از پیروزی یکی بر دیگری برنمیخیزد؛ از همافزایی آنها جان میگیرد. هر یک، دیگری را معنا میبخشد؛ هر یک، کمبود دیگری را جبران میکند؛ و هر یک، بقای خود را در بقای دیگری مییابد.
شاید راز ماندگاری ملتها نیز همین باشد؛ آنان که راز پیوند را میآموزند، تاریخ را میسازند، و آنان که اجزای یک حقیقت را در برابر هم قرار میدهند، پیش از آنکه چیزی را از دست بدهند، رشته حیات خویش را از هم میگسلند. ستارگان، هرچند بسیار باشند، تا گرد مدار واحدی قرار نگیرند، صورت فلکی نمیآفرینند.
احساس، اتحاد و دفاع نیز چنیناند. هر سه، آنگاه از سه حقیقت پراکنده به منظومهای تمدنساز تبدیل میشوند که بر مدار یک سخن و یک راه به چرخش درآیند، اما سخن، بیچشمانداز، تنها صداست و راه، بیراهنما، تنها مسیری ناپیداست.
این هر دو، هنگامی به وحدت معنا میرسند که از نگاه دوراندیش و هدایت رهبر حکیم و عزیز کشور، افق مشترک خود را بیابند. آنگاه است که از پیوند این سه، روحی متولد میشود که نام دیگر آن، «حیات، اقتدار، عزت و استقلال ملت ایران اسلامی» است.
یادداشت از: آیتالله احمد مبلغی، عضو مجلس خبرگان رهبری
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم






-هر-کس-پیام-دوستی-به-آمریکا-بفرستد-دهانش-خبیث-و-نجس-است-dK2.webp)







