همکاری ترکیه، ایران، مصر و عربستان میتواند زمینهساز شکلگیری یک ساختار منطقهای با مشارکت سایر کشورها شود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، همگرایی منطقهای به عنوان یکی از مهمترین روندهای نظام بینالملل معاصر در مناطق مختلف جهان به شکلهای متفاوتی ظهور یافته است. اتحادیه اروپا موفقترین نمونه این فرآیند بهشمار میرود که توانسته است از طریق همگرایی اقتصادی، نهادی و تا حدی سیاسی، مجموعهای از دولتهای مستقل را در قالب یک ساختار منطقهای منسجم گردهم آورد.
در منطقه غرب آسیا نیز اندیشه ایجاد نوعی همگرایی منطقهای همواره مورد توجه برخی رهبران و اندیشمندان سیاسی بوده است. با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی این منطقه و حضور قدرتهای مهمی همچون ایران، عربستان سعودی، ترکیه و مصر و همچنین وجود گلوگاههای راهبردی جهانی مانند هرمز، بابالمندب، سوئز و بسفر، ظرفیتهای بالقوهای برای شکلگیری یک اتحادیه منطقهای قدرتمند وجود دارد. با این حال اختلافات سیاسی، رقابتهای ژئوپلیتیکی و چالشهای ساختاری مانع از تحقق چنین طرحی شده است. این یادداشت مقاله با رویکردی تحلیلی به بررسی ظرفیتها، فرصتها و موانع شکلگیری یک اتحادیه منطقهای در غرب آسیا میپردازد.
سرآغاز
پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از مناطق جهان تلاش کردهاند از طریق ایجاد نهادهای منطقهای، سطح همکاریهای اقتصادی و سیاسی خود را افزایش دهند. تجربه موفق اتحادیه اروپا نشان داد که همگرایی منطقهای میتواند به کاهش تعارضات، افزایش رفاه اقتصادی و ارتقای جایگاه بینالمللی کشورها منجر شود.
در غرب آسیا نیز نظریه همکاری و همگرایی منطقهای در مقاطع مختلف مطرح شده است. برخی از رهبران منطقه، از جمله در سالهای اخیر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به ظرفیتهای گسترده منطقه برای همکاریهای اقتصادی و سیاسی اشاره کردهاند. این دیدگاه بر این فرض استوار است که کشورهای منطقه بهرغم اختلافات موجود از نظر ژئوپلیتیکی، اقتصادی و فرهنگی دارای پیوندهای مهمی هستند که میتواند زمینهساز شکلگیری نوعی اتحادیه منطقهای باشد.
منطقه غرب آسیا به دلیل قرار گرفتن در مرکز ارتباطی سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا و همچنین برخورداری از منابع عظیم انرژی و گلوگاههای حیاتی تجارت جهانی، یکی از مهمترین مناطق ژئوپلیتیکی جهان است. این ویژگیها سبب شده است که برخی تحلیلگران از امکان شکلگیری یک بلوک منطقهای قدرتمند در این منطقه سخن بگویند.
چارچوب ژئوپلیتیکی همگرایی در غرب آسیا
یکی از مهمترین عوامل مؤثر در امکان شکلگیری همگرایی منطقهای در غرب آسیا، موقعیت ژئوپلیتیکی این منطقه است. غرب آسیا دربرگیرنده مجموعهای از مسیرهای راهبردی تجارت جهانی است که نقش تعیینکنندهای در اقتصاد بینالملل دارند.
تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است که بخش قابل توجهی از صادرات نفت جهان از آن عبور میکند. بابالمندب نیز حلقه اتصال دریای سرخ به اقیانوس هند است و اهمیت فراوانی در تجارت جهانی دارد. کانال سوئز مسیر ارتباطی اصلی میان دریای مدیترانه و دریای سرخ بهشمار میرود و تنگه بسفر نیز پیوند دهنده دریای سیاه به مدیترانه است.
تمرکز چنین گلوگاههای راهبردی در یک منطقه جغرافیایی محدود، ظرفیت قابل توجهی برای شکلگیری همکاریهای منطقهای فراهم میکند. افزون بر این وجود منابع عظیم نفت و گاز در کشورهای منطقه و همچنین منابع مهم دیگری همچون هلیوم و دیگر مواد راهبردی، اهمیت اقتصادی این منطقه را دوچندان کرده است.
نقش قدرتهای محوری منطقه
در صورت شکلگیری هرگونه پروژه همگرایی منطقهای در غرب آسیا، چهار کشور ایران، عربستان سعودی، ترکیه و مصر به احتمال زیاد نقش قدرتهای محوری را ایفا خواهند کرد.
ایران به دلیل وسعت سرزمینی، جمعیت قابل توجه، منابع انرژی و موقعیت ژئوپلیتیکی خاص خود در قلب منطقه، یکی از بازیگران مهم در معادلات منطقهای است.
عربستان سعودی نیز به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان و برخوردار از منابع مالی گسترده، نقش مهمی در اقتصاد منطقه ایفا میکند.
ترکیه با موقعیت ژئوپلیتیکی میان اروپا و آسیا و ظرفیتهای صنعتی و اقتصادی قابل توجه، یکی از قدرتهای تأثیرگذار منطقه محسوب میشود.
مصر نیز با جمعیت بالا، موقعیت راهبردی در کانال سوئز و نقش تاریخی در جهان عرب، از جایگاه مهمی در معادلات منطقهای برخوردار است.
همکاری میان این چهار قدرت میتواند زمینهساز شکلگیری یک ساختار منطقهای گستردهتر با مشارکت سایر کشورهای همجوار شود.
فرصتهای شکلگیری اتحادیه منطقهای
چندین عامل میتواند به عنوان فرصت برای ایجاد یک اتحادیه منطقهای در غرب آسیا مطرح شود.
نخست، مکمل بودن اقتصادهای منطقه است. برخی کشورها دارای منابع عظیم انرژی هستند، در حالی که برخی دیگر دارای ظرفیتهای صنعتی، فناوری یا جمعیتی قابل توجهاند. ترکیب این ظرفیتها میتواند زمینهساز شکلگیری یک بازار منطقهای بزرگ شود.
دوم، موقعیت ترانزیتی منطقه است. غرب آسیا در مسیر کریدورهای مهم تجاری جهانی قرار دارد و توسعه همکاریهای منطقهای میتواند به افزایش نقش این منطقه در تجارت جهانی منجر شود.
سوم، اشتراکات فرهنگی و تاریخی میان بسیاری از کشورهای منطقه است. پیوندهای تمدنی، مذهبی و زبانی در برخی موارد میتواند زمینهساز تقویت همکاریهای منطقهای شود.
چهارم، نیاز کشورهای منطقه به توسعه اقتصادی و کاهش وابستگی به اقتصادهای تکمحصولی، بهویژه در حوزه انرژی، میتواند انگیزهای برای گسترش همکاریهای اقتصادی باشد.
چالشهای همگرایی منطقهای در غرب آسیا
با وجود ظرفیتهای قابل توجه، تحقق یک اتحادیه منطقهای در غرب آسیا با چالشهای جدی روبهرو است.
نخستین چالش، رقابتهای ژئوپلیتیکی میان قدرتهای منطقهای است. اختلافات سیاسی و رقابت بر سر نفوذ منطقهای در بسیاری از موارد مانع شکلگیری اعتماد متقابل میان کشورها شده است.
دومین چالش، تنوع نظامهای سیاسی در منطقه است. کشورهای منطقه دارای ساختارهای حکومتی متفاوتی هستند که هماهنگسازی سیاستها و نهادهای مشترک را دشوار میکند.
سومین چالش، وجود بحرانها و منازعات منطقهای است که در برخی موارد به درگیریهای نظامی یا بیثباتی سیاسی منجر شده است.
چهارمین چالش، تأثیر قدرتهای فرامنطقهای در معادلات غرب آسیا است. حضور و رقابت قدرتهای بزرگ جهانی در این منطقه، گاه مانع از شکلگیری ترتیبات امنیتی و سیاسی مستقل در سطح منطقهای شده است.
در پایان
همگرایی منطقهای در غرب آسیا، اگر چه از نظر نظری و ژئوپلیتیکی دارای ظرفیتهای قابل توجهی است، اما تحقق آن مستلزم عبور از مجموعهای از چالشهای پیچیده سیاسی و امنیتی است. تجربه اتحادیه اروپا نشان میدهد که همگرایی منطقهای معمولاً فرآیندی تدریجی و بلندمدت است که نیازمند اعتمادسازی، نهادسازی و همکاریهای اقتصادی پایدار میان کشورها است.
در صورت ایجاد اراده سیاسی در میان قدرتهای اصلی منطقه و حرکت به سوی همکاریهای اقتصادی و نهادی تدریجی، امکان شکلگیری نوعی ساختار منطقهای گسترده در غرب آسیا دور از تصور نخواهد بود. با این حال آینده چنین طرحی تا حد زیادی به توانایی کشورهای منطقه در مدیریت رقابتها و تبدیل آنها به همکاریهای سازنده بستگی دارد.
یادداشت از: حجتالاسلام والمسلمین بهمن اکبری، رایزن سابق فرهنگی ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














