بسیاری تنها سلطان نص را دیده و اخبارى شدهاند؛ برخی فقط به عقل پرداخته و از نص جدا شدند و گروهی این دو را در مسیری خشک و بیانعطاف قرار دادند، اما عالمان شیرازی این اضلاع را به وحدتی زاینده رساندند و بدین سبب درخشیدند و ما امروز وامدار این مکتب جامع
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، ملاعبدالله بهابادی یزدی (متوفای ۹۸۱ قمری) از نامآورترین پرچمداران عقلانیت و مدرسهداری در تاریخ علم شیعه است؛ عالمی که در وجود او عقل و نقل، تأمل و تعبد، و دانش و تدبیر به هم پیوسته و سیمایی متوازن و استوار پدید آورده است.
اثر گرانسنگ او، «الحاشیه على تهذیب المنطق» ـ مشهور به حاشیه ملا عبدالله ـ قرنهاست که در حوزههای علمیه چراغ راه طالبان منطق است؛ کتابی که همچون بنایی دیرپای، نسلهای متمادی در سایه آن پرورش یافتهاند.
او و خاندان فرهیختهاش نزدیک به یک قرن پاسدار و متولی آستان علوی بودند؛ خدمتی که از پیوند عمیق ایشان با میراث اهلبیت(ع) و از صدق نیت در خدمت به ساحت قدسی ایشان حکایت دارد.
ملاعبدالله، همچون درختی ریشهدار، شاخسار دانش خود را در گسترههای گوناگون گسترانید: در تفسیر سه اثر از او بهجا مانده؛ در فقه، آثاری چند نگاشته؛ و در فلسفه، کلام و بلاغت نیز میراثی وزین بر جای نهاده است؛ میراثی که از جامعیت علمی و اعتدال فکری او خبر میدهد.
این عالم ربانی، نمونهای تام از توازن معرفتی در تمدن اسلامی است:
در او تسلط بر علوم عقلی ـ از تولید منطق تا بنای اندیشه فلسفی ـ با عمق فقهی و قدرت هنجارسازی شرعی آمیخته؛ و این همه با حضور مؤثر در عرصههای اجتماعی و نهادی همراه شده است. چنین بود که تألیف آثار متعدد، تصدی تولیت آستان قدس علوی(ع)، و پیوند دانش با کارکردهای اجتماعی، نام او را در شمار عالمان ربانی و بناگران فرهنگ اسلامی نشاند.
۱. توازن معرفتی؛ شالوده تمدن پویا
تمدنها آنگاه پایدار و خلاق میگردند که میان علم، عمل، اخلاق و اجتماع توازنی درونی برقرار شود. این توازن، شاخصۀ ممیز تمدنهای زنده و بالنده است. قرآن کریم هنگامی که موقعیت امت اسلامی را در میان سایر امم بیان میکند، بر همین اصل بنیادین تأکید مینهد: «جعلناکم امّهً وسطاً لتکونوا شهداء على الناس»؛ و «الناس» در اینجا به معنای دیگر امّتهاست. بنابراین ظهور تمدنی امت اسلامی در پرتو تعادل و میانهروی شکل میگیرد.
توازن تمدنی زمانی پدید میآید که قلمروهای گوناگون معرفت ـ اعم از علوم عقلی، نقلی و تجربی ـ در کنار یکدیگر قرار گیرند و میان آنها رابطۀ تعامل، تکامل و داد و ستد معرفتی برقرار باشد. تمدن نه با فقه به تنهایی ساخته میشود و نه با فلسفه، کلام یا نقل. تمدن هنگامی خلق میشود که همه اینها با علوم تجربی و زیستجهان اجتماعی در یک منظومۀ متوازن ترکیب شوند.
۲. شیراز؛ اکوسیستم تمدنی برآمده از تعادل معقول و منقول
جغرافیا، حافظه فرهنگی، تجربه اجتماعی و میراث فلسفی، عرفانی و فقهی شیراز، بستری فراهم آورده که در آن یکی از جامعترین اکوسیستمهای تمدنی جهان اسلام شکل گرفته است؛ اکوسیستمی که بر توازن بین معقول و منقول، فقه و فلسفه، عقل و ذوق استوار است.
در تاریخ، شیراز بارها بهعنوان مأمن اهل علم و فضیلت شناخته شده است. حتی شاهانی که در جنگها مغلوب میشدند، این شهر را پناهگاه خویش میساختند. حضور سادات مهاجر از ستم عباسیان و نیز صدرنشینی شیراز در پذیرش علمای جبلعامل، حکایت از عمق تمدنی و اعتماد اجتماعی این دیار دارد.
تعادل تمدنی شیراز از آن رو برجسته شد که در این شهر، عقل، نص، ذوق و تجربه اجتماعی نهتنها همنشین بلکه با یکدیگر ترکیب شدند. از این رو، عالمان شیرازی از قرن هفتم به بعد، منظومهای از معرفت جامع پدید آوردند که بر تارک تمدن اسلامی و ایرانی جایگاهی ویژه یافته است.
۳. مکتب شیراز؛ پیوندگاه عقل، نص و ذوق
هویت مکتب شیراز بر سه ضلع اصلی بنا شده است: برهان عقل در قامت منطق، فلسفه و استدلال؛ سلطان نص در قالب فقه، اصول و قواعد شریعت؛ جمال ذوق در چهرۀ شعر، عرفان و فرهنگ اجتماعی.
بسیاری، تنها سلطان نص را دیده و اخبارى شدهاند؛ برخی فقط به عقل پرداخته و از نص جدا شدند؛ و گروهی این دو را در مسیری خشک و بیانعطاف قرار دادند. اما عالمان شیرازی این اضلاع را به وحدتی زاینده رساندند و بدین سبب درخشیدند؛ و ما امروز وامدار این مکتب جامع و توازنآفرین هستیم.
۴. ذوق؛ عامل تعادل در تجربه انسانی و تمدنی
ذوق و زیباییشناسی، بعدی اساسی از تجربه انسانی است و در تمدن سه نقش بنیادین دارد: ایجاد توان درک و آفرینش روابط زیبا و صادق میان خالق و خلق؛انتقال زیبایی به عرصۀ نظم اجتماعی و سامان دادن به روابط انسانی؛ ایجاد توازن شخصیتی؛ زیرا انسانی که بیذوق و بیاحساس است، از تعادل انسانی
و سپس از تعادل اسلامی دور میافتد. از همین روست که نیاز ما به سعدی، حافظ، و حکمت عرفانی ملاصدرا نیازی جاودانه است.
۵. مدرسه منصوریه و پرورش شخصیتهای تمدنساز
خروجی مدرسه منصوریه، پرورش شخصیتهای جامعالاطراف است؛ شخصیتهایی که از آنان تمدنها برمیخیزند. شخصیت عالم شیرازی را باید آینۀ تمامنمای شیراز دانست. ملاعبدالله بهابادی را نیز نباید تنها چون یک فرد، بلکه چون آینهای که حقیقت مدرسه شیراز را بازتاب میدهد مطالعه کرد.
سه حلقه زنجیرهای تمدن در شیراز چنین است: تولید معرفت متوازن؛ درونیسازی این معرفت در شخصیتها؛ تجلّی اجتماعی و نهادی این معرفت در اداره جامعه.
۶. علامه ملاعبدالله بهابادی؛ الگوی توازن معرفتی و مکتبسازی
در این منظومه تمدنی، علامه بهابادی یکی از قلههای رفیع است. ویژگیهای او از جمله: عقلانیت فلسفی، استنباط فقهی ژرف، مدیریت علمی و اجتماعی، بینش سیاسی و اجتماعی، سبب شده که او در شمار شخصیتهای مکتبساز قرار گیرد.
شیخ بهایی ـ این چهره متوازن و ماندگار تمدن اسلامی ـ شاگرد اوست؛ و این خود دلیلی استوار بر نقش مکتبسازی علامه بهابادی.
نویسنده: آیتالله احمد مبلغی، عضو مجلس خبرگان رهبری
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














