تحول در جهاد مردمی/نظام هماهنگ‌کننده، رصد و تغییر پارادایم
تحول در جهاد مردمی/نظام هماهنگ‌کننده، رصد و تغییر پارادایم

پارادایم سنتی جهاد را دفاع در برابر تهدید تعریف می‌کند، اما پارادایم نوین آن را به رقابت در تمدن‌سازی می‌بیند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، زمان آن رسیده که «جهاد مردمی» از یک کنش مقطعی و واکنشی، به یک «سامانه هوشمند و ماندگار» تبدیل شود. در آسیب‌شناسی کنونی، مهم‌ترین خلأ، نه فقدان نیرو که فقدان «ساختار حلقه‌های میانی» و «قطب‌نمای دقیق مسیر» است. راهکار برون‌رفت از این وضعیت، مبتنی بر سه‌ضلعی راهبردی «تغییر پارادایم»، «سامانه محله‌محور» و «مرکز رصد نشاط» طراحی شده است که در ادامه تبیین می‌شود.

۱. تغییر پارادایم؛ از «نگهبانی انفعالی» تا «پیشگامی تمدنی»

نخستین و بنیادی‌ترین اقدام، تحول در نگاه کلان به چیستی جهاد است. پارادایم سنتی، جهاد را در چارچوب «دفاع در برابر تهدید» تعریف می‌کند؛ اما پارادایم نوین، آن را به «رقابت در افق تمدن‌سازی» ارتقا می‌دهد. این تغییر به معنای کم‌اهمیت شمردن دشمن‌شناسی نیست، بلکه به معنای عبور از «واکنش‌گری» به «اقدام‌گری پیش‌دستانه» است.

در این نگاه، هر کنشگر مردمی از یک «سرباز وظیفه‌شناس» به یک «کارآفرین اجتماعی» و «مسئله‌یاب بومی» بدل می‌شود. به جای آنکه انرژی عظیم ملت صرف «مقابله با وضع موجود» شود، باید صرف «ساخت وضع مطلوب» گردد. این تغییر گفتمان، تمام شاخص‌های ارزیابی، بودجه‌بندی و حتی زبان ارتباطی ما را متحول می‌کند و جهاد را از حاشیه امنیت، به متن توسعه و آبادانی کشور می‌کشاند.

۲. سامانه هماهنگ‌کننده محله‌محور؛ حلقه گم‌شده عملیاتی

در بستر پارادایم جدید، عملیاتی‌ترین رکن، «سامانه هماهنگ‌کننده محله‌محور» است. ساختارهای فعلی عمدتاً بروکراتیک، متمرکز و دیرپاسخ هستند؛ در حالی که ماهیت جهاد، چابکی و سرعت را طلب می‌کند. این سامانه، یک شبکه غیرمتمرکز از «قرارگاه‌های محله‌ای» است که به جای انتظار برای فرمان از بالا، بر اساس ظرفیت‌های عینی و مزیت‌های نسبی هر منطقه (فرهنگی، صنعتی، خدماتی و حتی اقلیمی) تعریف می‌شود.

کارکرد این سامانه، صرفاً اطلاع‌رسانی نیست؛ بلکه «هم‌افزایی موازی‌کارها» و «تبادل تجربه» میان محلات مختلف است. برای نمونه، حل معضل ترافیک یا بیکاری در یک محله، توسط معلمان، مهندسان و بازاریان همان محله با پشتیبانی این سامانه، به یک پروژه مشارکتی تبدیل می‌شود. این نظام، پلی است که «اراده کلان ملی» را به «اقدامات خرد و ملموس روزمره» متصل می‌کند و از پراکندگی انرژی که آفت بزرگ جهادهای پیشین بوده، به شدت جلوگیری می‌نماید.

۳. مرکز رصد و سنجش شاخص نشاط انقلابی؛ قطب‌نمای هوشمند مسیر

هر حرکت پرشوری، بدون ابزار بازخورد، به سرعت دچار انحراف، فرسودگی یا روزمرگی می‌شود. این مرکز، به مثابه «داشبورد مدیریتی جهاد» عمل می‌کند. اما این مرکز، یک نهاد نظارتی سنتی نیست؛ بلکه سیستمی مبتنی بر داده‌کاوی و نظرسنجی‌های پویاست که شاخص‌های کیفی را جایگزین آمارهای کمی بی‌معنا می‌سازد.

مهم‌ترین شاخص‌های مورد رصد عبارت‌اند از: «نرخ حل مسئله در سطح محله»، «ضریب جذب نخبگان بومی»، «میزان امید اجتماعی مخاطبان نوجوان و جوان» و «سرعت واکنش گروه‌های مردمی به بحران‌های نوپدید». این مرکز، نقاط کور خستگی نسلی را پیش از بروز شکاف، شناسایی و راهکار اصلاحی سریع ارائه می‌دهد. به عبارت دیگر، نشاط انقلابی را از یک «احساس مبهم» به یک «سرمایه عینی و قابل مدیریت» تبدیل می‌کند تا بتوان برای رشد آن، برنامه‌ریزی علمی داشت.

۴. جمع‌بندی و افق پیش رو

سه‌ضلعی فوق ـ نظریه (تغییر پارادایم)، سازوکار (سامانه محله‌ای) و ارزیابی (مرکز رصد) ـ مثلثی را می‌سازد که هم «جهت» را تعیین می‌کند، هم «حرکت» را تسهیل می‌نماید و هم از «انحراف» جلوگیری می‌سازد. پیشنهاد عملیاتی این یادداشت، اجرای پایلوت این سه‌ضلعی در سه منطقه با بافت‌های جمعیتی متفاوت (مرفه، حاشیه‌نشین و صنعتی) است تا کارایی آن در بسترهای گوناگون سنجیده شود.

با پیاده‌سازی این معماری، جهاد مردمی از حالت «یک واکنش فصلی» خارج شده و به «یک سرمایه دائمی اجتماعی» بدل می‌شود که در برابر تغییرات سیاسی و اقتصادی، دچار وقفه و خاموشی نمی‌شود. اکنون زمان آن است که از شعار «حفظ سنگر» فراتر رویم و به فکر «وسعت‌بخشی به حریم امنیت از طریق توسعه و پیشرفت» باشیم.

یادداشت از: سیدمجید ظهیری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم