به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، به قاعدۀ دولت مدرن و مفهوم ملیت، هرگز نباید از پس اصابت شاهد ایرانی به پایگاه آمریکا در «خاک» بحرین یا اردن، صدای تکبیر یا خوشحال و دستافشانی «شهروندان» اردنی یا بحرینی را بشنویم؛ اما، آنچه این روزها درحال رخدادن در این کشورها است، چیزی در حد شالودهشکنی از مفهوم ملیت و از پس آن بازتعریف رابطۀ شهروندان این کشورها با ایران، تشیع و آمریکا است.
عقل و محاسبات مدرن به ما میگوید که «شهروندان» یک کشور، حول امر جمعی و ایدۀ خاک گرد هم میآید و پاسداری از آن در برابر «دیگری» را وظیۀ شهروندی خود میدانند. همان عقل به ما میگوید که نهتنها باید منتظر ندای تکبیر از پس اصابت نبود، بلکه باید خشم و میل به انتقام را در صدای جوانان اردنی یا بحرینی جست، اما چرا این محاسبات برای درک پایکوبی شهروند اردنی و بحرینی و غریو «زد» آن جوان بحرینی بسیار نابسنده مینماید؟
اینجا نقطهای است که شالودهشکنی از «دیگری» رخ داده؛ جایی که «شاهد» ایرانی نه بهعنوان نمادی از دیگری که اتفاقاً حامل رهاییبخشی و بازسازی پایگاه آمریکا در خاک خود بهعنوان دیگری دیده میشود. آنچه تمام این محاسبات را باطل میکند و رابطهای تازه میآفریند، نیروی اسلامی و پشتوانۀ «شیعی» آن اصابت است. جایی که شهروند بحرینی ارادۀ جمهوری اسلامی ایران را نه بهعنوان خصم که بهعنوان یگانه نیروی رهاییبخش مورد شناسایی قرار میدهد.
عقل مدرن و محاسبات دولتداری نوین نمیتواند از سرور نهفته در صدای جوان بحرینی رمزگشایی کند؛ تنها آن «عصبیت» گردآمده حول مبارزه با آمریکا است که به ما امکان معنابخشی به آن کنش را میدهد؛ عصبیتی که نه نیروگرفته از پروپاگاندا یا نفرت از هیئت حاکمه در سرزمین خود که کاملاً نشات گرفته از اصالت اسلامی است. شاهدهای ایرانی، این روزها در میان دماغههای انتحاری خود یا درون پیستونهای پر سروصدایشان، توان انفجاری مهیبتری از خودانتحاری مکانیکی را حمل میکنند و آن هم ارادۀ رهاییبخشی است؛ ارادهای که اگر سرنوشت این نبرد با نصرت همراه شود، اعتبار هژمونیک ایالات متحده را هم به سختی مخدوش خواهد کرد.
یادداشت از کیاوش کلهر، کارشناس ارشد علوم سیاسی
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














