به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، حمیده زند: سحرگاه جمعه ۲۳ خردادماه، سرآغاز تهاجمی ۱۲ روزه بود؛ جنگی تحمیلی، که دفاعی مقدس و همهجانبه را در ایران عزیز رقم زد؛ جنگی که سردمداران استکبار، با تصور اینکه کار ایران را شش روزه یکسره میکنند، آن را کلید زدند، اما دشمن، با همه محاسبات خود، از آن چه غفلت کرده بود، بیداری و مقاومت مردم همیشه صبور این سرزمین بود.
مردمی که در صفوفی یکپارچه، استوار و همدل در سنگری واحد، ندای ایستادگی سردادند، سرمایههایی که سنگبربان ایستادگی و همبستگی شدند.
مردمی که با همدلی، قدرت مقاومت را به نمایش گذاشتند و ثابت کردند، ایران، سرزمین شیران است و با همه دغدغهها و مشکلات، بر سر این سرزمین مادری معامله نمیکنند.
هر چند در ساعات نخست این حملات، تردید و بلاتکلیفی و ترس در دل عدهای سایه انداخت، اما با پیام سکاندار این میدان با سخنانی دلگرمکننده و رهبریِ حکیمانهاش، وحدت و همدلی و انسجام امت اسلامی را دوباره بازآفرینی کرد؛ در روزهایی که همه در صحنه بودند، سرمایههای اجتماعی در گوشه گوشه این خاک، آماده ایستادگی شدند، حتی آنهایی که تصور میکردند در روزمرگیهای مسئولان، به فراموشی سپرده شدهاند.
ایران عزیز، میعادگاهی شد که شکوه و اقتداری وصفناشدنی را به رخ جهانی کشید؛ اینجا سرزمینی بود که مردمانش در هر تفکر و منشی، از عزت و کرامت خود دفاع کردند.
ارادهها، در این جنگ ۱۲ روزه، مقاومتی را توصیف میکرد که هر توطئه و دسیسهای را به زمین میزد، و ایران عزیز، داستانی از استقامت را در تاریخ به ثبت رساند.
وقایع این جنگ ۱۲ روزه، با همه تلخیهایی که داشت، تصاویری زیبا از همدلی ثبت و داستانهای ماندگاری از همبستگی را روایت میکرد و وقتی همه یک صدا، ایستادگی را فریاد زدند، ارادهها، پاسخی کوبنده به همه تهاجماتی داد که از همان ابتدا هم ترسیمی از شکست دشمن بود.
در این روزها، همه ایران یک صدا فریاد شد که ما ایستادهایم. آری در ذات ایرانیان، تعصبی ملی نهادینه شده بود که در دفاع از میهن، چون و چرایی نمیشناخت، همه آحاد ملت از هر قوم و دین و مذهبی یکپارچه برای دفاع از کیان این سرزمین، به میدان آمد.
در این میدانگاه، اما رسانه نیز رسالتی از جنس دیگری برعهده داشت، با روایت امید، مقاومت و وحدت، باید جان تازهای میدمید در تار و پود روزهایی که فراموش نخواهد شد.
و در این ایام، هنرِ رسانهای همدوش بالهای فرهنگ و هنر، ذره ذره ایستادگیها و همبستگیها را روایت کرد، واین همدلیها قاب تصویری شد از فرزندان غیورایران زمین.
و زندگی در بطن جنگ، با همه دشواریها و تلخیها، زیباییهایی داشت از انسانیت و آزادگی، از ایستادگیهایی که بارها در تاریخ این سرزمین تکرار شده بود.
جنگ ۱۲ روزه؛ نمادی از عزت ملی شد، نمادی از انسجام؛ از همدلی، شرافت و استقامت در این خاکِ گوهزخیز.
این روزها، چون مستندی حماسی، جاودانه شد، با قهرمانانی از جنس مردم؛ از نسل کاوه و آرش؛ از مرزداران دلیر، از جانبرکفانی که آزاده رفتند؛ حالا ما ماندیم و روایتهایی که باید بازآفرینی شود، باید بماند برای نسلهای فردا تا مرور کنند، حماسه امروزمان را.













