پیش‌قراولان تمدن‌سازی در ایران معاصر
پیش‌قراولان تمدن‌سازی در ایران معاصر

عاملیت‌های بزرگ و کنشگران تمدنی در ایران چه کسانی بوده‌اند و چه ویژگی‌هایی داشته‌اند؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، اگر هر انقلاب بزرگی برخوردار از عاملیت‌های بزرگ، جریان‌های نوپدید انسانی و کنشگران تمدنی بوده است، آنگاه این عاملیت‌های بزرگ و کنشگران تمدنی در ایران چه کسانی بوده‌اند و چه ویژگی‌هایی داشته‌اند؟

به نظر می‌رسد با تأمل در ویژگی‌های این جریان در ایران، می‌توان فهم اولیه‌ای از ماهیت و حقیقت این جریان به دست آورد. این جریان مترقی در ایران، بلاشک یکی از گام‌های اصلی در فرایند تمدنی ایرانیان در دوره پس از انقلاب بوده است.

الف) این جریان نه‌تنها شیفته غرب نیست، بلکه در پی نقد علمی و تخصصی از غرب نیز بوده است. غرب‌شناسی انتقادی در این جریان شاید متأثر از جریان فردیدی‌ها در ایران نیز باشد، لیکن مهم‌تر از آن، رویکرد انتقادی این جریان از نقطه عزیمت‌های ایمانی و قرآنی است. اصلی‌ترین پیش‌ران‌ها در این موضوع در ایران امروز، امام خمینی(ره) و حضرت امام شهید بوده‌اند.

ب) این جریان صرفاً رویکرد انتقادی نداشته است، بلکه اولاً از نکته‌های مثبت دانشی غرب نیز استفاده کرده و در این باره «غرب علمی» را از «غرب استعماری» جدا کرده است؛ و ثانیاً، و مهم‌تر اینکه، این جریان به تأسیس مؤسسات، دانشگاه‌ها و خلق پروژه‌های بزرگ فکری و فرهنگی پرداخته تا بتواند رویکرد تأسیسی در فرایند تمدنی را فعال سازد.

اگر بورژوازی ملی دغدغه‌اش ادغام در «نظام جهانی» غربی است، این جریان جدید دغدغه «غرب‌شناسی انتقادی» از یک سو، و «آگاهی تمدنی» و بلکه «تمدن‌سازی» از سوی دیگر داشته است. اینها موتور محرک پیشرفت علمی و هسته سخت دفاعی کشور بوده‌اند. این نام، بر نقش تاریخی آنها در گذار ایران از یک دولت-ملت صرف به یک «دولت تمدنی» تأکید می‌کند.

مشکل اصلی بورژوازی ایرانی، «ازخودبیگانگی» (Alienation) و «عقیم بودن» (فاقد تولید بودن) است؛ در مقابل، ویژگی بارز جریان انقلابی ایران، «اصالت» (سنتز اسلام و ایران) و «مولد بودن» (در عرصه علم، تکنولوژی و امنیت) است. این جریان به جای دلالی اقتصادی، در حال تولید قدرت، علم و امنیت است.

نمونه‌های این آوانگاردهای تمدن‌ساز را می‌توان در امثال شهید فخری‌زاده‌ها و طهرانچی‌ها و مرحوم سعید کاظمی آشتیانی و هزاران هزار نخبه انقلابی-دانشگاهی به‌وضوح مشاهده کرد.

ج) این جریان به جهت دینی، عِرق ایمانی و مذهبی داشته است و به جهت فرهنگی، عِرق ملی و ایرانی داشته است، یعنی در دفاع از مرزهای ایران در هنگامه‌های بحران، همین جریان بوده است که با جان‌فشانی‌ها و ایثارگری‌ها صداقت خود را در دفاع از ملت، وطن و ایران به‌خوبی نشان داده‌اند.

برخلاف بورژوازی ملی و ایرانی که همواره درگیر «ترس» از هژمونی غرب است و بقای خود و ملت ایران را در تسلیم می‌بیند، این جریان جدید حامل ژن «نترسی» و شجاعت است. اینها آوانگارد (پیشرو) دفاع از وطن هستند و دوگانه کاذب «ملی‌گرایی سکولار» در برابر «اسلام‌گرایی ضدملی» را باطل کرده و سنتز «ملی-ایمانی» را خلق کرده‌اند. نمونه‌اش را در امثال شهید قاسم سلیمانی‌ها و طهرانی‌مقدم‌ها می‌توان دید.

د) این جریان در ایران صرفاً برخاسته از طبقات نخبگانی نبوده، همان‌طور که صرفاً محدود به حوزه‌های علمیه هم نبوده است. نمایندگان این جریان را در دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی، در نهادهای مختلف سیاسی و اقتصادی و در بدنه عمومی و توده‌ای در ایران می‌توان مشاهده کرد.

برخلاف جریان بورژوای ایرانی، این جریان به لحاظ اقتصادی نوعاً جریان کم‌برخوردار و گاه مستضعف و پایین‌رتبه بوده‌اند. این جریان، برخلاف روشنفکران سکولار که نوعاً از توده‌ها جدا و به غرب وابسته بوده‌اند، پیوندی ارگانیک و ذاتی با طبقات پایین (مستضعفین) داشته‌اند. نمونه‌های این آوانگاردها را می‌توان در امثال شهید رجایی و شهید رئیسی دید.

سرمایه اصلی تمدنی ما در ایران پس از انقلاب، همین پیش‌ران‌هایی هستند که نه فقط در ایران، بلکه در کشورهای دور و نزدیک، در عرصه‌های تمدنی اسلام و ایران، کنش‌گری‌های مؤثر و جهانی دارند.

بدین‌سان، مجدد باید تأکید کرد که تفاوت مدل ایرانی در این پیشگامی، علاوه بر عصبیت ملی و ایرانی، پیوند عمیق آن با متافیزیک ایمانی (تشیع و فرهنگ عاشورا) است که ظرفیت شجاعت و فداکاری آن را در مواجهه با جنگ شناختی مضاعف کرده است.

یادداشت از: حجت‌الاسلام‌والمسلمین حبیب‌الله بابایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم