شب دویستم تجمعات؛ حماسه ایستادگی تا آینده‌سازی
شب دویستم تجمعات؛ حماسه ایستادگی تا آینده‌سازی

مردم صرفاً مخاطب یا تماشاگر رویدادهای بزرگ نیستند؛ بخشی از ظرفیت واقعی کشور برای ساختن آینده‌اند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» ؛«سست نشوید و اندوهگین نباشید؛ اگر مؤمن باشید، شما برترید.» (آل‌عمران، ۱۳۹)

اکنون در آستانه شب دویستم حماسه حضور و بعثت مردم انقلابی، نزدیک به هفت ماه است که شب‌های شهرهای ایران، شاهد صحنه‌ای کم‌نظیر از حضور، همدلی، بصیرت و ایستادگی مردم است؛ شب‌هایی که میدان‌های اصلی شهرها و مساجد، با حضور پرشور مردم، پرچم‌گردانی، سرود و شعار، سخنرانی، روشنگری و اجتماعات مؤمنانه، به کانون‌هایی از همبستگی و دفاع از کشور تبدیل شده‌اند. این  شب ها، فقط مجموعه‌ای از مراسم شبانه نیست؛ تجسم یک سرمایه بزرگ مردمی، ایمانی و اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که در روزهای دشوار، خود را نشان داده و پیام روشنی از عزم مردم برای صیانت از ایران، امنیت، عزت و آینده کشور به همراه داشته است.

در آستانه شب دویستم، یک پرسش مهم‌تر از گذشته پیش روی ماست: پس از دویست شب چه باید کرد؟ چگونه می‌توان این حماسه حضور را از یک حرکت مستمر، به یک جریان عمیق‌تر، آگاهانه‌تر، منسجم‌تر و اثرگذارتر تبدیل کرد؛ به گونه‌ای که شکوه حضور مردم، همدلی ملی، حمایت از مدافعان وطن و روحیه ایستادگی، نه‌تنها حفظ شود، بلکه با معرفت، ابتکار، برنامه و اقتدار اجتماعی وارد مرحله‌ای تازه شود؟ شب دویستم باید آغاز پاسخ به همین پرسش باشد.

پاسخ روشن است: این راه نباید متوقف شود؛ اما باید ارتقا پیدا کند. اگر صدها اجتماع شبانه توانسته است احساس همدلی و حضور اجتماعی و انقلابی ایجاد کند، مرحله بعد باید بتواند این سرمایه را به آگاهی عمیق‌تر، انسجام بیشتر، امید پایدارتر، خدمت گسترده‌تر و آمادگی مسئولانه‌تر برای آینده ایران تبدیل کند. استمرار، زمانی ارزشمند است که هر مرحله از مرحله پیشین قوی‌تر، عمیق‌تر و پخته‌تر باشد. بنابراین شب دویستم را نباید فقط بزرگ‌تر برگزار کرد؛ باید متفاوت‌تر برگزار کرد. شکوه واقعی این شب زمانی است که مردم احساس کنند این دویست شب، کشور را یک گام به جلو برده و اکنون مرحله تازه‌ای آغاز شده است.

از شب دویستم به بعد، باید به حضور حماسی  برای آگاهی، همبستگی و مسئولیت و آینده سازی برسیم. هر مسجد، هر میدان و هر اجتماع مردمی می‌تواند به یک کانون امید، بصیرت، خدمت و صلابت انقلابی و اینده نگری تبدیل شود. مردم بخوبی  می دانند چرا در میدان‌اند، چه تهدیدهایی کشور را هدف گرفته، چه فرصت‌هایی پیش روی ایران است و هر فرد، خانواده، جوان، دانشجو، استاد، کارآفرین، روحانی، هنرمند و نیروی جهادی چه سهمی در آینده کشور دارد؟ اما باید این را وارد یک مرحله مهم تر و حساس تر کرد: از ایستادگی تا آینده‌سازی

برگزاری  مراسم حمد و شکرگزاری 

شب دویستم را به شب حمد و شکرگزاری به درگاه خداوند تبدیل کنیم؛ شبی برای شکرِ توفیق پایداری و استقامت در روزهای دشوار، شکر امنیت و آرامش، شکرِ همدلی و انسجام مردم، و شکرِ جهاد و حضور مجاهدانه همه کسانی که برای حفظ عزت، استقلال و کیان ایران اسلامی در میدان مسئولیت و دفاع ایستاده‌اند.

این شب می‌تواند جلوه‌ای باشکوه از دعا، قرآن، شکرگزاری، یاد رهبر شهید و سرداران بزرگ و سایر شهیدان و مدافعان وطن، تکریم خانواده‌های آنان و تجدید عهد با ارزش‌های اخلاقی و انسانی باشد؛ شبی که میلیون‌ها دل و میلیون ها دست، در هر شهر و روستا، یک پیام مشترک را فریاد بزنند و  با اعتماد و ایمان آن را بخواهتد: خدایا، این ملت را در مسیر خیر، عزت، وحدت و سربلندی پایدار بدار… قرآن کریم می فرماید: «لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ» (ابراهیم، ۷) «اگر شکرگزاری کنید، حتماً بر شما خواهم افزود.» و چه زیباست که پس از دویست شب پایداری، اصلی ترین برنامه ما حمد و ثنای خداوند باشد؛ زیرا بزرگ‌ترین سرمایه این روزها، اتکتل و اعتماد مردم‌ انقلابی به خدای بزرگ است. این مردم در دشواری‌های و فشارهای فراوان کنار یکدیگر ماندند و اکنون باید این سرمایه عظیم را از «حضور» به آگاهی، خدمت، سازندگی و آینده‌سازی تبدیل کنند.

این شب ، شب شکرِ گذشته و آغاز مسئولیت آینده است؛شبی که باید بگوییم: خدایا بر آنچه گذشت تو را شاکریم و برای آنچه پیش روست، از تو توفیقِ آگاهی، وحدت، صبر، خدمت و ساختن ایرانی سربلند را می‌خواهیم. پیشنهاد می شود در شب دویستم، در ساعت معین، مساجد، هیئت‌ها، خانواده‌ها و گروه‌های مردمی در سراسر کشور در یک ساعت معین (ده و نیم شب)، مناجات شاکرین صحیفه سجادیه ( مناجات ششم: إِلهِى أَذْهَلَنِى عَنْ إِقامَهِ شُکْرِکَ تَتابُعُ طَوْلِکَ، وَأَعْجَزَنِى عَنْ إِحْصاءِ ثَنائِکَ فَیْضُ فَضْلِکَ…) را به‌صورت هم زمان قرائت کنند؛ و پس از آن، همه با یک دعای مشترک برای ظهور و فرج عاجل امام زمان روحی فداه و سلامتی و طول عمر با عزت رهبر معظم انقلاب اسلامی و رسیدن به  پیروزی نهایی و عزت و آینده نیک ایران دست به دعا بردارند.

 نقطه اوج مراسم شکرگزاری، در صورت فراهم بودن امکانات، یک سجده شکر جمعی باشد؛ سجده‌ای که در آن، مردم پس از دویست شب، خضوع و خضوع و تسلیم خود را در برابر خداوند با حمد و سپاس نشان دهند. و سپس یک متن مشترک در سراسر کشور قرائت شود ؛ به عنوان مثال : «خدایا! دویست شب را به لطف تو پشت سر گذاشتیم؛ بر پایداری‌مان شکر، بر امنیت‌مان شکر، بر همدلی‌مان شکر.آنچه گذشت، امانت تو بود و آنچه پیش روست، مسئولیت ماست. به ما توفیق بده که شکر این نعمت را با خدمت، آگاهی، وحدت، سازندگی و ساختن آینده‌ای شایسته به جا آوریم.»

شب دویستم، تنها نقطه پایان دویست شب نیست؛ نقطه‌ای است برای تأمل در آنچه بر ما گذشت و برای تعیین نسبت ما با آنچه پیش روی ماست. شکرگزاری حقیقی، هنگامی معنا می‌یابد که انسان نعمتِ پایداری را به مسئولیت، تجربه را به بصیرت، همدلی را به سرمایه اجتماعی و این سرمایه را به توانایی ساختن آینده تبدیل کند. از این‌رو، شایسته است این شب در حافظه جمعی ما نه صرفاً به عنوان یک مراسم، بلکه به عنوان آیینِ توکل واقعی به خدا، قدردانی از مردم و رزمندگان و سرداران و آغاز مرحله‌ای مسئولانه‌تر از زندگی ملی- دینی ثبت شود؛ شبی که در آن، پس از دویست شب ایستادگی، با فروتنی سر بر آستان خدا می‌ساییم، برای آنچه پشت سر گذاشته‌ایم شکر می‌کنیم و برای پیمودن راه پیش‌رو، از او توفیق می‌طلبیم؛ راهی که در آن حفظ عزت و امنیت، با دانایی و اخلاق؛ پایداری، با سازندگی؛ و امید، با مسئولیت و عمل همراه باشد.

حماسه حضور؛ یک سرمایه تاریخی و اجتماعی

حماسه حضور مردم انقلابی ایران در میدان‌ها، خیابان‌ها و شهرها و روستاها را نباید صرفاً یک رویداد سیاسی، اجتماعی یا عاطفی تلقی کرد؛ چنین حضوری، اگر گسترده، مستمر و آگاهانه باشد، خود یک سرمایه بزرگ اجتماعی و تاریخی است که می‌تواند آثار آن بسیار فراتر از زمان و مکان وقوعش امتداد پیدا کند. پس از شکل‌گیری چنین حماسه‌ای، ممکن است این سوال پیش آید که چه باید کرد تا این سرمایه عظیم به‌تدریج فرسوده، تکراری یا صرفاً خاطره‌ای تاریخی نشود؟

پاسخ، در سه مفهوم به‌هم‌پیوسته تعمیق، تقویت و آینده‌سازی نهفته است. تعمیق یعنی ارتقای حضور مردم مبعوث شده از سطح هیجان و همراهی به سطح بالای فهم، آگاهی، باور، بصیرت و مسئولیت؛ تقویت یعنی تبدیل این سرمایه پراکنده و مقطعی به ظرفیت اجتماعی پایدار و سازمان‌یافته؛ و آینده‌سازی یعنی تبدیل این ظرفیت اجتماعی به توان واقعی برای حل مسائل، افزایش قدرت ملی و ساختن آینده مطلوب.

تعمیق حماسه حضور

تعمیق حماسه، تبدیل تجربه حضور مردم به فهم و فرهنگ است. این تعمیق در درجه نخست به معنای آن است که مردم به فهم روشن‌تری از چرایی حضور، ارزش‌های مورد دفاع، شرایط تاریخی کشور، تهدیدها و فرصت‌های پیش رو و مسئولیت خود در قبال آینده دست پیدا کنند. حضور اگر با معرفت همراه نشود، ممکن است در حد یک تجربه احساسی باقی بماند؛ اما هنگامی که تجربه اجتماعی با فهم و تحلیل پیوند بخورد، به فرهنگ تبدیل می‌شود.

بنابراین، تعمیق حماسه یعنی تبدیل تجربه حضور مردم مبعوث شده ایران اسلامی، به یک سرمایه معرفتی و هویتی؛ یعنی نسل حاضر بتواند تجربه خود را تحلیل کند، از آن درس بگیرد و آن را به نسل آینده منتقل سازد. در این مرحله، روایت، آموزش، تاریخ شفاهی، گفت‌وگوی نخبگان با مردم، تحلیل تجربه‌های گذشته و تبیین عقلانی مسائل کشور اهمیت پیدا می‌کند و باید بطور جدی تداوم یابد و وارد مراحل بالاتر شود. هدف آن نیست که صرفاً خاطره حضور بازتولید شود، بلکه باید «معنای حضور» فهمیده و به سرمایه فکری جامعه تبدیل شود.

تقویت؛ تبدیل همدلی به سرمایه اجتماعی پایدار

تعمیق و بسط معنایی حماسه حضور مردم مبعوث شده ایران اسلامی به‌تنهایی کافی نیست. یک جامعه ممکن است از نظر هویتی و عاطفی بسیار منسجم باشد، اما اگر نتواند این انسجام را به همکاری و ظرفیت پایدار تبدیل کند، بخش مهمی از قدرت نهفته خود را از دست خواهد داد. از این رو، مرحله دوم «تقویت» است. تقویت یعنی تبدیل انسجام وهمدلی مقطعی به اعتماد پایدار، مشارکت جدی و واقعی، همکاری و تعاون ملی – اسلامی و  فراهم ساختن ظرفیت حل مسائل اساسی کشور.

جامعه‌ای که در یک دوره دشوار توانسته است کنار یکدیگر بایستد، باید بتواند همین روحیه همکاری را در عرصه‌های علم، اقتصاد، فرهنگ، خدمت اجتماعی، مقابله با بحران، حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، پیشرفت فناوری و حل مسائل محلی و ملی نیز به کار گیرد. در این نگاه، مردم دیگر صرفاً مخاطب یا تماشاگر رویدادهای بزرگ نیستند؛ بخشی از ظرفیت واقعی کشور برای ساختن آینده‌اند.

در این مرحله، از جامعه واکنش‌گر به جامعه کنش‌گر و فعال وارد می شویم. مهم‌ترین کار در اینجا ایجاد پیوند میان سرمایه اجتماعی و مسئله‌های واقعی کشور است. اگر مردم احساس کنند حضور و همدلی آنان تنها در شرایط بحرانی مورد نیاز است، این سرمایه به‌تدریج تحلیل می‌رود؛ اما اگر همین سرمایه در زندگی روزمره به همکاری برای حل مسائل واقعی تبدیل شود، جامعه از یک «جامعه واکنش‌گر» به یک «جامعه کنش‌گر» تبدیل خواهد شد.

معنای عمیق تقویت حماسه همین است: جامعه‌ای که در برابر بحران می‌ایستد، در شرایط عادی نیز برای آبادانی، پیشرفت، عدالت، امنیت، علم، تولید و رفاه عمومی تلاش می‌کند. در چنین وضعی، حماسه از یک حادثه به یک ظرفیت اجتماعی پایدار تبدیل می‌شود.

یادداشت از: حجت‌الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیأت علمی پژوهشکده آینده پژوهی و مهدویت پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم