ضرورت اکتشاف نظریه تربیتی امام شهید از «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»
ضرورت اکتشاف نظریه تربیتی امام شهید از «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»

مهم‌ترین پروژه‌ علمی آینده در حوزه تعلیم و تربیت بازسازی و صورت‌بندی نظریه فلسفه تعلیم و تربیت رهبر شهید است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، سال‌هاست که از «اندیشه تربیتی رهبر معظم انقلاب» سخن می‌گوییم؛ اما شاید همین تعبیر، ما را از مسئله اصلی دور کرده باشد. آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، گردآوری مجموعه‌ای از توصیه‌های تربیتی ایشان نیست؛ بلکه کشف و صورت‌بندی یک «نظریه» است. نظریه‌ای که نسبت انسان، جامعه، تاریخ، حکومت، ایمان، فرهنگ و تربیت را در قالب یک دستگاه معرفتی منسجم توضیح می‌دهد.

این ادعا شاید در نگاه نخست اغراق‌آمیز به نظر برسد؛ اما کافی است «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را نه به عنوان مجموعه‌ای از سخنرانی‌های پیش از انقلاب، بلکه به عنوان تلاشی برای بنیان‌گذاری یک دستگاه فکری بخوانیم. خود رهبر انقلاب سال‌ها بعد تصریح کردند که این مباحث، «پایه‌های فکری برای ایجاد یک نظام اسلامی» بوده است؛ حتی در زمانی که تحقق چنین نظامی در افق نزدیک تصور نمی‌شد.

اتفاقاً ارزش این کتاب نیز در همین نکته نهفته است. مسئله صرفاً تبیین مفاهیمی مانند توحید، نبوت یا امامت نیست؛ بلکه چینش این مفاهیم در یک منظومه است.  کتاب خوانشی بر دلالت‌های تربیتی طرح کلی اندیشه اسلامی نیز  تأکید می‌کند که هدف، شرح جملات نیست، بلکه کشف «دستگاه اندیشه‌ای» است که این بیانات از آن برخاسته‌اند؛ تلاشی که خود آن را تنها آغاز یک مسیر می‌داند و معتقد است برای دستیابی به این دستگاه باید همه آثار و بیانات رهبر انقلاب در کنار یکدیگر مطالعه شوند.

اگر از منظر فلسفه تعلیم و تربیت به این منظومه نگاه کنیم، با ایده‌هایی روبه‌رو می‌شویم که هنوز در ادبیات دانشگاهی ایران به اندازه کافی محل بحث قرار نگرفته‌اند؛ ایده‌هایی مانند جامعه‌سازی به جای فردسازی، حکمرانی مبتنی بر سنن الهی، تربیت به مثابه ساختن یک جهان معنایی، و فهم شبکه‌ای از مفاهیم دینی که هویت و کنش اجتماعی انسان را شکل می‌دهند. ساختار کتاب نیز دقیقاً چنین مسیری را دنبال می‌کند؛ از تبیین جهان‌های معنایی و اسلام ناب، به سنن الهی، و سپس به نظریه‌پردازی در ساحت تربیت و نسبت جامعه‌سازی و فردسازی.

با این حال، پرسش مهم این است که سهم این دستگاه نظری در حکمرانی تربیتی جمهوری اسلامی چقدر بوده است؟ آیا اسناد تحول آموزش‌وپرورش، سیاست‌های فرهنگی، برنامه‌های رسانه‌ای، نظام تربیت معلم، سیاست‌های خانواده و حتی برنامه‌های حوزه نوجوان، بر پایه چنین دستگاهی طراحی شده‌اند یا بیشتر واکنش‌هایی به مسائل روز و اقتضائات اجرایی بوده‌اند؟ واقعیت آن است که میان اندیشه و سیاستگذاری، هنوز فاصله‌ای جدی وجود دارد.

شاید به همین دلیل است که با وجود انبوه اسناد، شوراها، نهادها و برنامه‌های تربیتی، همچنان از پراکندگی، موازی‌کاری و فقدان انسجام رنج می‌بریم. مشکل فقط کمبود منابع یا ضعف اجرا نیست؛ بلکه پیش از آن، فقدان یک نظریه مسلط است که بتواند همه این اجزا را حول یک منطق واحد سامان دهد.

به گمان من، یکی از مهم‌ترین پروژه‌های علمی دهه آینده در حوزه تعلیم و تربیت، نه تدوین سندی جدید، بلکه استخراج، بازسازی و صورت‌بندی نظریه فلسفه تعلیم و تربیت رهبر شهید است؛ نظریه‌ای که می‌تواند حلقه واسط میان الهیات، انسان‌شناسی، جامعه‌شناسی، سیاستگذاری و حکمرانی تربیتی باشد. تا زمانی که این منظومه به زبان علم امروز بازسازی نشود، انتظار اشراب آن در نظام حکمرانی نیز انتظاری واقع‌بینانه نخواهد بود.

این یادداشت، دعوتی است به آغاز یک پروژه؛ پروژه‌ای که شاید ده‌ها پایان‌نامه، کتاب و کرسی نظریه‌پردازی را بطلبد، اما اگر به سرانجام برسد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین خلأهای نظری جمهوری اسلامی در حوزه تعلیم و تربیت را جبران کند.

یادداشت از: حجت‌الاسلام محمد رحمانی، مدیر اندیشکده مرآت

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم