به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، در جهان سیاست، برخی رخدادها تنها یک «اتفاق» نیست؛ بلکه به مثابه ی «نقطه عطفی» است که آثار فراجغرافیایی دارد. تشییع رهبر شهید ایران را نیز باید از همین منظر تحلیل کرد. این مراسم تنها یک آیین سوگواری نبود، بلکه رویدادی ژئوپلیتیکی، رسانهای و تمدنی بود که پیامهای آن از مرزهای ایران فراتر رفت و در فضای جهانی بازتاب یافت.
در عصر ارتباطات، قدرت کشورها دیگر تنها با تعداد موشکها، حجم اقتصاد یا توان نظامی سنجیده نمیشود؛ بلکه توانایی بسیج افکار عمومی، تولید سرمایه نمادین و مدیریت روایت نیز به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی تبدیل شده است. تشییع رهبر شهید، آزمونی مهم برای سنجش این ظرفیت بود.
نخستین پیام این مراسم، نمایش “سرمایه اجتماعی” و “انسجام ملی” در شرایط بحران بود. حضور میلیونی مردم در تهران و دیگر شهرها، تصویری متفاوت از جامعه ایران را به جهان مخابره کرد؛ تصویری که با بسیاری از روایتهای رایج در رسانههای غربی فاصله داشت. از اینرو، بسیاری از روزنامهنگاران و تحلیلگران مستقل خارجی، از پاکستان و هند گرفته تا آمریکا و اروپا، این حضور را نه تنها ابراز یک احساس مذهبی، بلکه نشانهای از پیوند میان مردم و هویت ملی ایران ارزیابی کردند.
محمد انیس قمر، روزنامهنگار پاکستانی، این مراسم را یکی از بزرگترین اجتماعات مردمی تاریخ معاصر ایران توصیف کرد و ساتین پاتل، پژوهشگر هندی، آن را نماد همبستگی و انسجام ملی شمرد.
پیام دوم، شکست نسبی پروژه «روایتسازی برای تغییر نظام» بود. طی سالهای اخیر، بخش مهمی از سیاست فشار حداکثری و جنگ شناختی علیه ایران بر این فرض استوار بود که جامعه ایران از درون دچار گسست شده و در بزنگاههای تاریخی از حاکمیت فاصله خواهد گرفت، اما تصاویر منتشرشده از مراسم تشییع، دستکم برای بخشی از افکار عمومی جهان، این فرض را با پرسشهای جدی مواجه کرد.
کریس روسینی و مکس بلومنتال، دو تحلیلگر آمریکایی، صریحاً این حضور فراگیر را چالشی برای روایتهای مبتنی بر «تغییر نظام» و نشانه ناکامی سیاستهای مبتنی بر بیثباتسازی داخل ایران ارزیابی کردند. این موضوع نشان داد که در جنگ روایتها، گاهی یک تصویر میتواند بیش از دهها گزارش اطلاعاتی یا صدها تحلیل سیاسی اثرگذار باشد.
پیام سوم، تثبیت جایگاه ایران در جغرافیای مقاومت و جهان جنوب بود. بازتاب گسترده این مراسم در میان فعالان سیاسی، اندیشمندان و رسانههای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین نشان داد که شخصیت رهبر شهید، در ذهن بسیاری از ملتهای غیرغربی، تنها رهبر یک کشور نبود، بلکه نماد استقلالخواهی، مقاومت در برابر سلطه و دفاع از حق تعیین سرنوشت ملتها شمرده میشد.
اظهارات کلر دیلی، نماینده پیشین پارلمان اروپا، و سوزان ابوالهوی، نویسنده فلسطینی-آمریکایی، تنها بخشی از این بازتاب فراملی بود.
در این میان، واکنش کشورهای آفریقایی اهمیت ویژهای داشت. در بسیاری از جوامع آفریقایی که تجربه استعمار، مداخله خارجی و مبارزه برای استقلال هنوز بخشی از حافظه تاریخی آنهاست، تصاویر این تشییع از منظری متفاوت خوانده شد.
رسانهها، نخبگان و کنشگران آفریقایی، این مراسم را در امتداد گفتمان استقلال، کرامت ملی و مقاومت در برابر سلطه تحلیل کردند. این امر نشان داد که جمهوری اسلامی همچنان در بخش مهمی از جهان جنوب، از سرمایه نمادینی برخوردار است که در معادلات رسمی قدرت قابل اندازهگیری نیست، اما در شکلدهی به افکار عمومی و دیپلماسی عمومی نقش تعیینکننده دارد.
پیام چهارم، اهمیت فزاینده «قدرت روایت» در نظام بینالملل بود. نبردهای امروز، تنها در میدانهای نظامی یا میزهای مذاکره تعیین تکلیف نمیشود؛ بلکه در شبکههای اجتماعی، رسانههای فراملی و ذهن مخاطبان جهانی نیز جریان دارد.
مراسم تشییع رهبر شهید به یکی از بزرگترین میدانهای این نبرد تبدیل شد؛ جایی که میلیونها تصویر، ویدئو و روایت، همزمان با انتشار گزارشهای رسمی، در شکلدهی به ادراک جهانی از ایران نقشآفرینی کرد. بازتاب این مراسم در شبکه اجتماعی ایکس و حضور خبرنگاران و تحلیلگران مستقل خارجی در تهران، نشان داد که انحصار روایت از دست رسانههای جریان اصلی خارج شده و بازیگران جدیدی در حال بازتعریف افکار عمومی جهانی هستند.
سرانجام، تشییع امام شهید را باید رخدادی فراتر از مرزهای ایران دانست؛ رویدادی که همزمان سه پیام راهبردی را به جهان مخابره کرد: نخست، تداوم توان بسیج اجتماعی و انسجام ملی در ایران؛ دوم، محدودیت کارآمدی جنگ شناختی و روایتهای مبتنی بر فروپاشی داخلی و سوم، استمرار قدرت و جایگاه ایران در منظومه مقاومت و جهان جنوب.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین بهمن اکبری، رایزن فرهنگی سابق ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم




-هر-کس-پیام-دوستی-به-آمریکا-بفرستد-دهانش-خبیث-و-نجس-است-dK2.webp)









