دلنوشته‌ای در رثای رهبر شهید امت/در سوگ آفتاب
دلنوشته‌ای در رثای رهبر شهید امت/در سوگ آفتاب

نمی‌دانم به کدامین وصف تو را بستایم و به کدامین خصال نیکویت فخر بورزم، به زهد و دنیاگریزی‌ات یا …

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، ای عبد مجاهد خدا، ای قائد شهید امت، ای آقای عزیز ایران؛ پس از عمری زندگی شرافتمندانه و جهاد خالصانه در مسیر رشد ایران و اعتلای اسلام، سرانجام به فیض عظیم شهادت نائل آمدی.

نمی‌دانم به کدامین وصف تو را بستایم و به کدامین خصال نیکویت فخر بورزم:
به زهد و دنیاگریزی‌ات،
به ایمان استوارت،
به دانش ژرفت،
به گستردگی مطالعاتت،
به جامعیت کم‌نظیرت،
به تدبیرهای حکیمانه‌ات،
به حکمرانی عادلانه‌ات،
به خطبه‌های رسایت،
به ذوق شاعرانه‌ات،
به شجاعت‌های حیدری‌ات،
به بصیرت زمانه‌شناس‌ات،
به اقدامات به‌موقع‌ات،
به سکوت‌های حکمت‌آمیزت،
به صبرهای مظلومانه‌ات،
به تواضع و مهربانی‌هایت،
به طرح‌های دوراندیشانه‌ات،
به نکته‌سنجی‌های بی‌بدیلت،
به حُسن جمالت،
به شُکوه جلالت،
و به صدها وصف دیگر که در وجود تو جمع شده بود؛ که «آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری» و به درستی چه خوب گفته حافظ شیرین سخن: 

به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسد
تو را در این سخن، انکارِ کارِ ما نرسد

اگر چه حُسن‌فروشان به جلوه آمده‌اند
کسی به حُسن و ملاحت به یارِ ما نرسد

هزار نقش برآید ز کِلکِ صُنع و یکی
به دل‌پذیری نقشِ نگارِ ما نرسد

هزار نقد به بازارِ کائنات آرند
یکی به سکهٔ صاحب عیارِ ما نرسد

یادداشت از: احمد شه‌گلی، عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم