
عاشورا نه تنها یک تراژدی تاریخی، بلکه روایتی زنده از جستجوی حقیقت در دل تجربه انسانی است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، انسان معاصر، پس از تجربهی بحرانهای پیدرپی مدرنیته، با نوعی گسست معنایی و تزلزل در بنیانهای هویتی روبهرو شده است. در چنین زمینهای، بازگشت به میراثهای تاریخی و بازخوانی روایتهای بنیادین، به مثابه تلاشی برای بازیابی معنا و بازتعریف نسبت انسان با حقیقت قابل فهم است.
یادداشت حاضر میکوشد نشان دهد که واقعه عاشورا، فراتر از یک رخداد تاریخی، در سنت اسلامی ـ بهویژه در حافظه تاریخی تشیع ـ به الگویی پایدار برای تأمل در باب حقیقت، قدرت و مسئولیت اخلاقی تبدیل شده است. از این منظر، محرم نه صرفاً موسم سوگواری، بلکه فرصتی برای بازاندیشی در نسبت انسان معاصر با ارزشهایی چون ایثار، عدالت و ایستادگی در برابر استبداد است.
۱. انسان معاصر و مسئله معنا
تحولات شتابان چند سده اخیر ـ از انقلابهای علمی و صنعتی تا دگرگونیهای فرهنگی و ارتباطی ـ گرچه افقهای نوینی پیش روی بشر گشودهاند، اما همزمان موجب تزلزل بسیاری از قطعیتهای پیشین نیز شدهاند. انسان جدید در دل این تحولات، با پرسشهایی بنیادین درباره حقیقت، هویت و غایت زندگی مواجه است.
این وضعیت را میتوان نوعی «گمگشتگی معنایی» توصیف کرد؛ وضعیتی که در آن تکثر روایتها و فروپاشی اقتدارهای سنتی، یافتن مبنایی استوار برای داوری اخلاقی را دشوار ساخته است. در چنین شرایطی، گرایش به بازخوانی گذشته و احیای سنتها، نه حرکتی واپسگرایانه، بلکه تلاشی برای بازسازی افقهای معنایی است. افزایش توجه به تاریخ، حافظه جمعی و روایتهای بنیادین جوامع، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
۲. عاشورا به مثابه رخدادی فراتاریخی
در میان میراثهای تاریخی، برخی رخدادها واجد ظرفیتی هستند که از محدوده زمان و مکان خود فراتر میروند و به منبعی پایدار برای تأمل اخلاقی بدل میشوند. عاشورا در سنت اسلامی، بهویژه در فرهنگ شیعی، از جمله این رخدادهاست. این واقعه، اگرچه در بستر تاریخی مشخصی روی داده، اما در ساحت معنایی خود به الگویی برای فهم نسبت انسان با حقیقت، قدرت و مسئولیت تبدیل شده است. در روایت عاشورا، تقابل دو منطق آشکار است:
– منطق حقیقتمحور و مسئولانه
– منطق قدرتمدار و مصلحتاندیش
همین تقابل است که عاشورا را به روایتی زنده و همواره قابل بازخوانی بدل ساخته است.
۳. ایثار و بحران ارزشها در جهان معاصر
یکی از ارزشهایی که در جهان امروز بیش از گذشته در معرض فرسایش قرار گرفته، «ایثار در راه باور» و «ایستادگی در برابر استبداد» است. ساختارهای پیچیده قدرت و مناسبات سودمحور، اغلب افراد را به نوعی احتیاط یا مصلحتاندیشی سوق میدهد؛ وضعیتی که در آن حقیقت و عدالت ممکن است در سایه منافع کوتاهمدت قرار گیرند.
در چنین فضایی، بازخوانی روایتهایی که در آنها انسانهایی برای پاسداری از حقیقت از همه داشتههای خود گذشتهاند، اهمیتی مضاعف مییابد. عاشورا یادآور این امکان تاریخی است که انسان میتواند در برابر سلطه زر، زور و تزویر بایستد و حقیقت را به بهای جان نگاه دارد.
۴. محرم؛ آیین بازخوانی اخلاقی
آیینهای محرم و مناسک سوگواری حسینی، صرفاً بازنمایی عاطفی یک واقعه تاریخی نیستند؛ بلکه نوعی بازخوانی مستمر معنای ایستادگی در برابر ظلم به شمار میآیند. این آیینها حافظه جمعی را فعال نگه میدارند و امکان انتقال یک افق اخلاقی را از نسلی به نسل دیگر فراهم میکنند.
در این بازخوانی، عاشورا به معیار سنجش تبدیل میشود:
– سنجش نسبت ما با حقیقت
– سنجش جایگاه عدالت در تصمیمهای فردی و جمعی
– و سنجش میزان آمادگی برای هزینه دادن در مسیر باور
بدین ترتیب، محرم صرفاً یادبود گذشته نیست؛ بلکه لحظهای برای بازاندیشی در اکنون است.
عاشورا را میتوان افقی گشوده در برابر انسان معاصر دانست؛ افقی که در آن، امکان بازتعریف نسبت انسان با حقیقت و قدرت فراهم میشود. راز ماندگاری این واقعه را باید در همین ظرفیت معنایی جستوجو کرد: اینکه در هر دوره تاریخی، میتواند پرسشهای تازهای را برانگیزد و امکان تأمل اخلاقی را فراهم آورد.
از این منظر، عاشورا نه تنها یک تراژدی تاریخی، بلکه روایتی زنده از جستجوی حقیقت در دل تجربه انسانی است؛ روایتی که هر سال با فرارسیدن محرم، بار دیگر به صحنه میآید و انسان را به بازاندیشی در مسئولیت اخلاقی خویش فرا میخواند.
یادداشت از: حجتالاسلاموالمسلمین دکتر علی راد، استاد دانشگاه تهران
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم


؛-الگوی-مردمداری،-دلسوزی-و-توکل-به-خدا-L5D.webp)










