به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، صریحترین اظهارنظر درباره شایستگی منحصر به فرد حضرت امیر(ع) برای احراز مقام امامت و خلافت که جایی برای هیچ گونه شک و تردید باقی نمیگذارد، در خطبه شقشقیه انعکاس یافته است؛ آن جا که امام چنین فرمود: «أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ أَبِی قُحَافَهَ وَ إِنَّهُ لَیعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ وَ لَا یرْقَى إِلَی الطَّیرُ … أَرَى تُرَاثِی نَهْباً … فَیا عَجَباً بَینَا هُوَ یسْتَقِیلُهَا فِی حَیاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَیهَا فَصَیرَهَا فِی حَوْزَهٍ خَشْنَاءَ یغْلُظُ کَلْمُهَا وَ یخْشُنُ مَسُّهَا وَ یکْثُرُ الْعِثَارُ فِیهَا … فَمُنِی النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ … إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیهِ بَینَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَهَ الْإِبِلِ نِبْتَهَ الرَّبِیعِ؛ آگاه باشید. به خدا سوگند که «فلان» خلافت را چون جامهاى بر تن کرد و نیک مىدانست که پایگاه من نسبت به آن چونان محور است به آسیاب. سیلها از من فرو مىریزد و پرنده را یاراى پرواز به قله رفیع من نیست … مىدیدم، که میراث من به غارت مىرود … اى شگفتا. در آن روزها که زمام کار به دست گرفته بود همواره مىخواست که مردم معافش دارند ولى در سراشیب عمر، عقد آن عروس را بعد از خود به دیگرى بست. بنگرید که چسان دو پستانش را، آن دو، میان خود تقسیم کردند و شیرش را دوشیدند پس خلافت را به عرصهاى خشن و درشتناک افکند، عرصهاى که درشتىاش پاى را مجروح مىکرد و ناهموارىاش رونده را به رنج مىافکند. لغزیدن و به سر در آمدن و پوزش خواستن فراوان شد … به خدا سوگند، که در آن روزها مردم، هم گرفتار خطا بودند و هم سرکشى. هم دستخوش بىثباتى بودند و هم اعراض از حق … آن گاه «سومى» برخاست، در حالى که از پرخوارگى باد به پهلوها افکنده بود و چونان ستورى که همّى جز خوردن در اصطبل نداشت. خویشاوندان پدریش با او همدست شدند و مال خدا را چنان با شوق و میل فراوان خوردند که اشتران، گیاه بهارى را.»
از این گفتار امام ۱۰ نکته قابل استفاده است:
۱. تعبیر «تَقَمَّصَ» به صورت تلویحی اشاره به آن دارد که لباس خلافت زیبنده خلیفه اول نبود و به جای آن که چنین لباسی از سوی خداوند به او عطا شود، خود آن را به تن کرد. به عبارت روشنتر، مفهوم غصب خلافت از ظاهر این عبارت آشکار میشود. فقره «أَرَى تُرَاثِی نَهْباً» تاکید آشکاری بر این نکته دارد.
۲. فقره «اِنَّهُ لَیعْلَمُ» به صراحت اشاره به آن دارد که غصب خلافت از سوی خلیفه اول با آگاهی انجام گرفته است؛ آگاهی از شایستگی منحصر به فرد حضرت امیر(ع) نسبت به جایگاه خلافت و امامت.
۳. فقره «أَنَّ مَحَلِّی مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَى» بیانگر آن است که امام رابطه خود با خلافت را بسان محور آسیاب با آسیاب میداند؛ معنای این سخن آن است که بدون حضور ایشان دو سنگ آسیاب خلافت، بدون داشتن محور مشخص حرکت کرده و هدف آن هیچ گاه محقق نخواهد شد.
۴. فقره «ینْحَدِرُ عَنِّی السَّیلُ وَ لَا یرْقَى إِلَی الطَّیرُ» به رغم کوتاهی، استدلال جامعی برای اثبات برتری امام نسبت به هر کس دیگر بدست داده است؛ زیرا وقتی مرتبه امام تا بدان حد باشد که سیل دانش از ایشان سرازیر باشد و هیچ پرندهای به پای ایشان نرسید، آیا جایی برای رقابت کسی با امام باقی میماند؟
۵. فقره «فَیا عَجَباً بَینَا هُوَ یسْتَقِیلُهَا فِی حَیاتِهِ» نشان از آن دارد که خلیفه اول در طول دوران دو سال و نیم خلافت خود را شایسته خلافت نمیدانست و پیوسته هر چند در ظاهر خواهان استعفا بود. آیا این خود دلیل بر حقانیت جانشینی حضرت امیر(ع) نیست؟! چنان که فقره «إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ» اثبات میکند که خلیفه اول در رفتار و رویه خود صادق نبوده است، زیرا اگر او در دوران خلافت خواهان استعفا بود، چرا آن را پس از خود به خلیفه دوم سپرد؟
۶. فقره «لَشَدَّ مَا تَشَطَّرَا ضَرْعَیهَا» از اهداف دنیایی خلفا در غصب خلافت پرده برمیدارد. زیرا تعبیر «دوشیدن پستان خلافت توسط خلیفه اول و دوم» به رساترین وجه، نشان از بهرهمندی آنان از خلافت برای آبادانی دنیایشان دارد.
۷. حضرت امیر(ع) در فقره «فَصَیرَهَا فِی حَوْزَهٍ خَشْنَاءَ یغْلُظُ کَلْمُهَا وَ یخْشُنُ مَسُّهَا وَ یکْثُرُ الْعِثَارُ فِیهَا»، شخصیت ضعیف و پر خبط و خطای خلیفه دوم را آشکار ساخته است. شخصیت انسانی نامتعادل که پیوسته دچار خشم و عصبانیت شده و در نتیجه پیوسته خود را ناچار به اعتذار میبیند.
۸. فقره «فَمُنِی النَّاسُ لَعَمْرُ اللَّهِ بِخَبْطٍ وَ شِمَاسٍ وَ تَلَوُّنٍ وَ اعْتِرَاضٍ» بیانگر صدمات دینی، معنوی و فرهنگی جامعه مسلمانان در پی غصب خلافت است. این امر در گفتار امام پس از به دست گرفتن زمام امور، با صراحت بیشتری مورد تاکید قرار گرفته است.
۹. فقره «إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیهِ بَینَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ» نشان میدهد که شخصیت اخلاقی و رفتاری خلیفه سوم دچار چه انحطاطی از نظر امام بوده است. کسی که پیوسته میان سفره خانه و تخلیه خانه در آمد و شد بود و گویا از دنیا جز خوردن و خوابیدن چیز دیگری نمیفهمید!
۱۰. فقره «قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَهَ الْإِبِلِ نِبْتَهَ الرَّبِیعِ» انحراف خطرآفرین دیگری در دوران خلافت خلیفه سوم را آشکار میسازد و آن رانتخواری توسط بنیامیه است. بر اساس گفتار امام، خلیفه سوم زمینه غارت بیت المال توسط بنیامیه را فراهم ساخت.
یادداشت از: آیتالله علی نصیری، رئیس موسسه معارف وحی و خرد
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم
-برای-خلافت-HYO.webp)













