پدافند گفتمانی نه صرفاً لایهای الحاقی بر ساختار سیاسی بلکه یکی از میدانهای اصلی مقاومت در برابر هژمونی است.
به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در ادبیات رسمی، «پدافند» غالباً در نسبت با تهدیدات سختافزاری و زیرساختی فهم شده است. با این حال، در سطح مناسبات قدرت و تولید معنا، آنچه بهطور فزایندهای اهمیت مییابد، «پدافند گفتمانی» است.
پدافند گفتمانی را میتوان مجموعهای از راهبردها، سازوکارها و کنشهایی دانست که هدف آنها عبارت است از:
• تثبیت یا بازآفرینی نظم معنایی؛
• مدیریت تعارض روایتها؛
• تنظیم نسبت میان دولت، جامعه و فضاهای عمومیِ تولید معنا.
بر این اساس، پدافند گفتمانی نه صرفاً «لایهای الحاقی» بر ساختار سیاسی، بلکه یکی از میدانهای اصلی اعمال و مقاومت در برابر هژمونی است؛ میدانی که در آن، نزاع بر سر «تعریف وضعیت» و «معنابخشی به کنشها» جریان دارد.
اگر پدافند گفتمانی صرفاً به واکنش در برابر «حملات معنایی» فروکاسته شود، عملاً همیشه یک گام عقبتر از میدان واقعی گفتمان خواهد بود، زیرا گفتمانها در زمان واقعی و در فضاهای پیشبینیناپذیر شکل میگیرند و همچنین روایتها اغلب در سطح تجربه زیسته مردم و کنشهای روزمره تولید میشوند، نه صرفاً در سطح رسانه رسمی.
در چنین شرایطی، «تولید فعال معنا» اهمیت مییابد. این فرایند دستکم به چند عامل وابسته است:
۱. پیشدستی در روایتسازی: طرح مسئلهها و پرسشهای اصلی پیش از رقبای گفتمانی و ارائه چارچوبهای مفهومیای که افراد بتوانند تجربههای زیسته خود را در آنها معنا کنند.
۲. خلق مفاهیم و استعارههای تازه: مفاهیمی که بتوانند شکاف میان «گفتمان رسمی» و «زندگی روزمره» را کاهش دهند و استعارههایی که سیاست را صرفاً از سطح انتزاع به تجربه روزمره تقلیل نمیدهند، بلکه میان این دو سطح پل میزنند.
۳. بازمعناسازی فضاها و کنشها: بهگونهای که، برای مثال، خیابان تنها بهعنوان محل ترافیک و عبور و مرور و خرید و… فهم نشود، بلکه بهعنوان «صحنهای برای ظهور سوژگی سیاسیِ روزمره» نیز دیده شود.
در چنین فضایی، کنشگری شهروندان خود به منبعی برای تولید معنا تبدیل میشود. حضور میدانی و شبانه مردم در روزها و شبهای این جنگ در ایام رمضان، دیگر مانند گذشته صرفاً یک «داده امنیتی»، «آمار مشارکت» یا «حضور در مناسبتهای تقویمی» نیست؛ بلکه بهمثابه یک «رخداد گفتمانی» قابل فهم است. در این رخداد، مردم از طریق بدن، صدا، شعار، خواندن دعا، اشکال همبستگی و حتی سبکهای پوشش و نشانهها، معنایی تازه از کنشگری سیاسی و اجتماعی خلق میکنند.
در این سطح، پدافند گفتمانی دیگر تنها مسئولیت دولت یا حاکمیت نیست؛ بلکه شهروندان نیز به حاملان و خالقان لایهای از پدافند گفتمانی بدل میشوند. آنان با حضور معنادار خود، روایتهای تهدید و بحران را با روایتهای حمایت، امید، همدلی، مسئولیت مشترک و مقاومت پیوند میزنند. حاصل این پیوند، شکلگیری سطحی تازه از خلق قدرت اجتماعی است.
حضور مردم در خیابان، بهعنوان فضای همبستگی میدانی در متن جنگ رمضان، دستکم در سه سطح قابل خوانش است:
۱. سطح عاطفی-بدنی: حضور بدنها در کنار یکدیگر با اشتراک عواطفی چون خشم، سوگ، امید، دعا و همدردی، نوعی «همآوایی عاطفی» پدید میآورد؛ امری که در فضای مجازی و تعاملات صرفاً آنلاین بهتنهایی قابل تحقق نیست.
۲. سطح نمادین-روایی: خیابان به صحنهای برای بازنمایی ارزشها تبدیل میشود: مقاومت، مظلومیت و همبستگی اسلامی یا انسانی. شعارها، پلاکاردها، پرچمها، نوع پوشش و نحوه سازمانیافتگی جمعیت، همگی حامل دلالتهای گفتمانیاند.
۳. سطح سیاسی-قدرتی: این حضور، در عین حال، سطحی از خلق قدرت اجتماعی است؛ قدرتی که نه صرفاً از نهاد رسمی برمیخیزد و نه الزاماً در تقابل با آن تعریف میشود، بلکه میتواند بهمثابه «پشتیبان نمادین» و «منبع مشروعیت» عمل کند.
چنین سطحی از پدافند گفتمانی به برساخت یک سوژه جمعی میانجامد. در این وضعیت، مردم نه بهعنوان «جمعیتی که باید کنترل شود»، بلکه بهمثابه «سوژهای جمعی که معنای جنگ، مقاومت و همبستگی را تولید میکند» ظاهر میشوند. در نتیجه، تولید معنا با بازتوزیع عاملیت گفتمانی از انحصار نهادهای رسمی خارج شده و به سطح تجربهها و کنشهای میدانی مردم گسترش مییابد. این جابهجایی، اگر به رسمیت شناخته شود، میتواند پدافند گفتمانی را چندکانونیتر و در نتیجه پایدارتر سازد.
این خلق قدرت بهعنوان قدرتِ همراهی است، نه صرفاً اطاعت. قدرتی که در این سطح خلق میشود، بیش از آنکه قدرتِ «سازوبرگهای اقتدار» باشد، قدرتِ «همراهی و همدلی» است؛ یعنی قدرتی که از «احساس تعلق به یک ما» نشأت میگیرد. این دقیقاً همان چیزی است که برای نظام سیاسی، در افق درازمدت، ارزشمندترین پشتوانه است.
یادداشت از: تینا چهارسوقی امین، مدرس دانشگاه و پژوهشگر رتوریک گفتمانی
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














