«فَلا غالِبَ لَکُم»؛ آینده از آنِ جبهه‌ای است که ایمان، وحدت و جهاد عالمانه را توأمان داشته باشد
«فَلا غالِبَ لَکُم»؛ آینده از آنِ جبهه‌ای است که ایمان، وحدت و جهاد عالمانه را توأمان داشته باشد
حجت‌الاسلام والمسلمین رحیم کارگر در یادداشتی با تبیین ابعاد راهبردی آیه «إِنْ یَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ» تأکید کرد: وعده نصرت الهی یک شعار احساسی نیست، بلکه قانونی قطعی در تاریخ است که تحقق آن در گرو ایمان، انسجام و اقدام مجاهدانه و آگاهانه مؤمنان خواهد بود.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، آیه شریفه «إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ» (اگر خدا شما را یاری کند، هیچ کس بر شما چیره و غالب نخواهد شد…) در سوره آل عمران، یک گزاره احساسی یا صرفاً دعا نیست؛ این یک قانون علمی و غیرقابل نقض در تاریخ است، اما این قانون همانند قانون جاذبه عمل می‌کند: اگر شرایطش فراهم شود، نتیجه حتمی است. شرطش هم در خود آیه و آیات دیگر به روشنی آمده: «نصرت الهی» مشروط به «نصرت بندگان به خدا» است.

از منظر آینده‌پژوهی، بدنه اصلی وعده پیروزی بر سه مؤلفه کلیدی استوار است که باید آنها را عمیقاً فهمید:

نخست، قدرت معنوی و اخلاقی است. در تحلیل‌های متعارف، قدرت را با موشک، دلار و فناوری می‌سنجند، اما آینده جنگ‌ها در دهه‌های آینده بیش از آنکه برخورد فلزات باشد، برخورد «اراده‌ها» و «انگیزه‌ها» و تصویرهای مفهومی مثبت و منفی از آینده ست. جامعه‌ای که ایمانش تبدیل به یک سرمایه راهبردی شده باشد، در بحران‌ها دچار فروپاشی روحی نمی‌شود، ذخیرۀ اعتماد به‌ نفس دارد و نیروهایش باور کرده‌اند که «وعده الهی تخلف‌ناپذیر است».

این همان چیزی است که در سال‌های سخت انقلاب اسلامی و جنگ های تحمیلی دیدیم؛ یک ملت با ایمان، در مقابل سپاه مجهز بعثی و اینک ارتش جنایتکار امریکایی – صهیونی، نه‌تنها مقاومت کرد، بلکه پیروز شد و گسترش‌یافت. اراده درونی، هر فناوری بیرونی را خنثی می‌کند.

دوم، مساله انسجام و وحدت است. دشمنان جبهه حق به خوبی می‌دانند که نقطه تمرکزشان باید بر شکاف‌ها باشد. از جنگ‌های نیابتی تا جنگ‌های شناختی امروزی، همه ابزارها از سوی دشمن برای القای این توهم به کار گرفته می‌شود که ما برتر و در اکثریت و…. هستیم!! ولی آینده از آنِ جریانی است که بتواند در برابر این بمباران تفرقه افکنی، یک «ما»ی بزرگ و منسجم بسازد (امت سازی کند). جبهه حق بیش از هر چیز به یک «اتحاد راهبردی مبتنی بر آرمان مشترک در برابر دشمن مشترک» نیاز دارد. آن روز که مومنان به پراکندگی‌های تاکتیکی دامن بزنند، نصرت الهی معنا پیدا نمی‌کند، نه به خاطر بدعهدی خدا، بلکه به خاطر نقض شرطِ از سوی خودشان.

سوم، توجه به اقدام عالمانه و جهادی است. در آینده‌پژوهی، انفعال یعنی مرگ. برخی خیال می‌کنند وعده الهی به این معناست که بنشینیم تا فاتحه خوانده شود! اما آیات متعدد تأکید می‌کنند: «… وَلَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ »؛ (… و قطعاً خدا به کسانی که [دین] او را یاری می دهند یاری می رساند؛ مسلماً خدا نیرومند و توانای شکست ناپذیر است). جز این نیست که شما باید جلو بروید، فناوری را بفهمید، اقتصاد را محکم کنید، رسانه را مالک شوید، برنامه داشته باشید و با درایت وارد میدان شوید. جهاد به این معناست که هزینه بدهید، اما عالمانه و آگاهانه رفتار کنید؛ نه کورکورانه! آینده برای کسانی است که هم قدرت تحلیل و پیش‌بینی دارند و هم جرئت قدم‌گذاشتن در شب‌های تاریک تاریخ را.

اگر این سه رکن ـ ایمان به عنوان سرمایه روانی، وحدت به عنوان شبکه هوشمند و اقدام جهادی عالمانه به عنوان موتور محرکه ـ در یک جبهه جمع شوند، آنگاه «فلا غالب لکم» نه یک وعده آرامش‌بخش، که یک پیش‌بینی راهبردی از آینده خواهد بود. نصرت الهی هم یعنی اینکه قوانین هستی با شما همراه می‌شوند. سقوط ابرقدرت‌هایی همچون شوروی و رژیم‌های استکباری دیگر، جاری شدن همین سنت الهی در بستر تاریخ است.

پس آینده قطعاً از آنِ جبهه حق است. اما این «قطعاً» مهندسی معکوس دارد: مؤمنان باید بیش از دشمن خود، برای تقویت معنویت، وحدت و اقدام مجاهدانه برنامه داشته باشند. تأخیر در ظهور و پیروزی نه از وعده الهی که از سستی خود ماست. آن روز که یاری خدا را ببینیم، یعنی آن روز که خود را یاری کرده‌ایم.

نویسنده: حجت‌الاسلام والمسلمین رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلام