نقض گسترده حقوق بشر و سرکوب اجتماعی در دوران پهلوی؛ روایتی از سیاست‌های سرکوبگرانه و تبعیض اقتصادی
نقض گسترده حقوق بشر و سرکوب اجتماعی در دوران پهلوی؛ روایتی از سیاست‌های سرکوبگرانه و تبعیض اقتصادی
دوره پهلوی با سرکوب شدید مخالفان، محدودیت آزادی‌های مدنی، شکنجه زندانیان سیاسی و تبعیض‌های اقتصادی همراه بود و سیاست‌های نظام حاکم، حمایت‌های گسترده خارجی را نیز به همراه داشت، به‌گونه‌ای که زمینه‌های نارضایتی اجتماعی و بی‌اعتمادی نسبت به ساختار قدرت به‌طور گسترده‌ای در جامعه شکل گرفت.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، حجت‌الاسلام والمسلمین راجی: پژوهشگر و مدیر اندیشکده راهبردی سعداء به منظور بررسی جایگاه حقوق بشر در زمان پهلوی به تحلیل و بررسی مقاله‌ یکی از کارمندان سابق سازمان جاسوسی سیا پرداخته است.

 مقاله «حقوق بشر در ایران در دوره شاه» نوشته ریچارد کاتم است که در سال ۱۹۸۰ در نشریه “Case Western Reserve Journal of International Law”  منتشر شده است. در این مقاله، کاتم به بررسی موارد نقض حقوق بشر در دوره محمدرضا پهلوی می‌پردازد و با استناد به شواهد و مدارک متقن و دقیق، سیاست‌های سرکوبگرانه رژیم او را مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌دهد.

کاتم در این مقاله به نقش ساواک در سرکوب مخالفان، شکنجه زندانیان سیاسی و محدودیت‌های فراوان آزادی‌های مدنی اشاره می‌کند. او همچنین به حمایت‌های خارجی، به ویژه آمریکا و اسرائیل، از اقدامات سرکوبگرایانه رژیم شاه و تأثیر آن بر وضعیت حقوق بشر در ایران می‌پردازد.

ریچارد کاتم در ۱ اکتبر ۱۹۲۴ در ایالت یوتا، آمریکا متولد شد و در ۲۹ اوت ۱۹۹۷ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا درگذشت. او تحصیلات خود را در دانشگاه یوتا و سپس در دانشگاه هاروارد ادامه داد و در رشته علوم سیاسی متخصص شد. کاتم به عنوان یک ایران‌شناس برجسته و استاد علوم سیاسی در دانشگاه پیتسبورگ شناخته می‌شود.  کاتم در دهه ۱۹۵۰، به عنوان مأمور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) در ایران فعالیت می‌کرده است. او در این دوره با مسائل سیاسی و اجتماعی ایران آشنا شد و این تجربه تأثیر عمیقی بر پژوهش‌های بعدی او گذاشت. پس از ترک CIA در سال ۱۹۵۸، کاتم به تدریس علوم سیاسی پرداخت و تمرکز خود را بر مطالعات حوزه خاورمیانه، به ویژه ایران، معطوف نمود. او همچنین سمت مشاور وزیر امور خارجه آمریکا در امور ایران را در اختیار داشت. کاتم نویسنده کتاب «ناسیونالیسم در ایران» هم هست که به بررسی تاریخچه و تحولات ملی‌گرایی در ایران می‌پردازد. کاتم معتقد بود که کودتای ۲۸ مرداد یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات راهبردی در تاریخ سیاست خارجی آمریکا بوده است.

تجربیات کاتم به عنوان مأمور سابق CIA در ایران و پژوهش‌های گسترده‌اش در زمینه مسائل سیاسی و اجتماعی ایران، به او دیدگاهی عمیق و جامع درباره مسائل حقوق بشری در دوران پهلوی بخشید. ارتباطش با نهادهای حقوق بشری و شخصیت‌های مخالف رژیم شاه، به ویژه در دهه ۱۹۷۰، همچنین امکان دسترسی به اطلاعات دست اول و معتبر را به او داد که در نگارش این مقاله نیز مورد استفاده قرار گرفته است. ریچارد کاتم تا پایان عمر به پژوهش و تدریس در زمینه مسائل سیاسی خاورمیانه و ایران ادامه داد و تأثیر قابل‌توجهی بر مطالعات مرتبط با ایران در محافل دانشگاهی و سیاسی آمریکا داشت. در ادامه، برخی نکات قابل توجه درخصوص نقض حقوق بشر و شرایط مملو از خفقان و فشار در دوره پهلوی که برگرفته از مستندات و تحقیقات مورد استفاده ریچارد کاتم می باشد و در مقاله او آمده است، ذکر می‌شود.

نقض حقوق بشر با حمایت غرب

اعترافات و شهادت افرادی که خود از عاملان وحشیانه‌ترین اقدامات ناقض حقوق بشر در دوره پهلوی بوده‌اند، و شهادت های آنها نیز از نظر هماهنگی و مطابقت با واقعیت بسیار دقیق و قابل اطمینان هستند، بدترین اتهامات در خصوص نقض حقوق بشر توسط رژیم شاه را تأیید می‌کند. شهادت این مجرمین در دادگاه همچنین همدستی مستقیم و غیرمستقیم دولت‌های غربی، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، در ایجاد ابزارهای ایجاد ترس و وحشت توسط شاه را مورد تأیید قرار دادند.

توجیه سرکوب با ادعای آموزش و آماده‌سازی مردم برای آزادی

به ادعای سخنگویان رژیم شاه، ایران با شتابی مناسب به سمت تطبیق و رسیدن به جامعه‌ای که نمایانگر مطلوب ترین نمونه‌های حقوق بشر (موارد مربوط به آزادی‌های فردی و سیاسی) در حرکت بوده است. اما مصرّ هستند که قبل از رسیدن به این مرحله، نیازهای اساسی‌تر انسان بایستی مورد توجه قرار گیرد و مردم ایران در این خصوص تا حدی تربیت شوند که توانایی فهم و تحمل سیستم سیاسی آزاد را داشته باشند.

استفاده از سرکوب برای حفظ قدرت

محمدرضا پهلوی در دوره ساختار و سیستمی زورگویانه و سرکوبگرایانه را به وجود آورده بود که تمام و کمال به او وفادار بودند و حاضر بودند به بهانه تأمین نظم و امنیت در کشور، هرکاری را برای نگه داشتن او در قدرت انجام دهند.

رایج بودن روش‌های شکنجه و خفقان و تعداد بالای زندانیان سیاسی

در زمینه آزادی‌های فردی و حقوق سیاسی، رژیم شاه تا اندازه‌ای که امکانات و تجهیزاتشان اجازه می‌داد دست به سرکوب و فشار می‌زدند. سیستم زورگویانه، که عمدتاً با سازمان امنیت و اطلاعات داخلی آن معروف به “ساواک” شناخته می‌شود، (در اعمال زور و اجبار علیه مردم) عملکرد بسیار مؤثری داشت. این سازمان به قدری نفوذ داشت که اکثر مردم ایران آن را به عنوان نیرویی که همه چیز را می‌داند، هرکاری از دستش برمی‌آید و همه جا حاضر است می‌شناختند. مطبوعات و تریبون‌ها به شدت تحت نظر و کنترل قرار داشتند و قلدری رژیم تا حدی بود که دست به بازنویسی تاریخ معاصر ایران (به نفع خود) زد.

تعداد زندانیان سیاسی بین ۳۵۰۰ نفر(آمار رسمی) و ۱۲۵ هزار نفر (اعلام شده از سوی رهبران مخالف رژیم) در نوسان بود.

بنابر شهادت و اعتراف دست اندارکاران رژیم (به ویژه در ساواک) در دادگاه های ۱۹۷۹ شکنجه به طور قطع انجام می گرفته است؛ درواقع، در این خصوص برخی از بدترین و غیرقابل باورترین گزارش‌ها (در مورد نوع و میزان شکنجه ها) از سوی آنان ارائه شده است.

تبعیض و نابرابری اقتصادی و سرکوب اقلیت‌ها

اصلاحات ارضی عمدتاً به نفع دهقانان مرفه و تجار و شرکت‌های فعال در عرصه کشاورزی بود. دهقانانی که زمینی نداشتند و فقیر بودند اغلب مجبور به مهاجرت به شهرهای بزرگ شدند. میزان دستمزد کارگران غیرماهر بسیار کمتر از دستمزد کارگر ماهر و شکاف توزیع درآمد دائما در حال افزایش بود. به طورکلی، پس از سال ۱۹۷۴، نرخ تورم اغلب در محدوده بین ۳۵ تا ۵۰ درصد بوده است و بسیاری از فقرای ایران عملا هیچگونه درآمدی نداشتند.

در آن دوران، اقلیت‌های ایرانی، از جمله کردها، ترکمن‌ها، اعراب، بلوچ‌ها و تا حدی آذربایجانی‌ها، تحت شدیدترین نوع سرکوب و محرومیت‌ها قرار داشتند.

سیاست دوگانه کارتر؛ حمایت از شاه یا حقوق بشر؟

سیاست حقوق بشری کارتر در قبال ایران، بیشتر یک شعار و بدون هرگونه برنامه و استراتژی مشخص (برای بهبود وضع مردم ایران) بود. ابراز نگرانی های او برای وضعیت حقوق بشر در ایران کاملاً جنبه ظاهری و انتزاعی داشت. در عمل، سیاست کارتر در این زمینه، درست مانند سیاست روسای جمهور پیشین آمریکا، حمایت کامل، بدون قید و شرط و همه جانبه از حکومت شاه بود (تا دلسوزی برای مردم ایران).

هشتم سپتامبر ۱۹۷۸، روز نحسی که در تاریخ ایران به «جمعه سیاه» معروف است، تعداد زیادی از تظاهرکنندگان غیرمسلح به ضرب گلوله ماموران شاه کشته شدند، و در همین زمان، کارتر که در مذاکرات کمپ دیوید به سر می‌برد، از روند مذاکرات فاصله گرفت تا با شاه تماس بگیرد و تضمین کند که حمایت های آمریکا از او (تحت هر شرایطی) ادامه خواهد یافت.

مقابله با سازمان‌های حقوق بشری بین المللی جهت سرپوش گذاشتن بر جنایات

سازمان عفو بین‌الملل با دقت و حرفه‌ای‌گری کامل وضعیت حقوق بشر در ایران را ارزیابی می‌کرد. این سازمان چنان بر ارائه شواهد محکم و غیرقابل‌انکار از شکنجه و تعداد زندانیان سیاسی پافشاری داشت که استانداردهایی وضع کرده بود که در فضای خفقان و سرکوب شدید رژیم شاه، به‌دست آوردن این اطلاعات برای مخالفان رژیم تقریباً غیرممکن بود. با این حال، رژیم شاه به‌جای پاسخگویی، حملات شدیدی را علیه عفو بین‌الملل آغاز کرد و سعی داشت با تخریب اعتبار این سازمان، گزارش‌های آن را بی‌ارزش جلوه دهد.

سرکوب جنبش‌های ملی‌گرا و آزادی‌خواه

پس از خروج آخرین نیروهای اشغالگر ایران در سال ۱۹۴۶، کنترل بار دیگر در دست نخبگان سنتی افتاد. (شاه جوان، محمدرضا پهلوی، تقریباً حدود یک دهه است که دیگر حاکم مطلق ایران نخواهد بود). بار دیگر، آن نخبگان نشان دادند که قادر به اعمال کنترل مؤثر نیستند. در این مرحله ائتلاف انقلابی قدیمی به رهبری جناب دکتر محمد مصدق قابل انکار نبود. در سال ۱۹۵۱ دکتر مصدق نخست وزیر شد و شرکت نفت انگلیس و ایران را ملی کرد. همانطور که در سال ۱۹۰۶، این جنبش در درجه اول منعکس کننده دیدگاه های ملی گرایان لیبرال و بازوی سکولار ائتلاف بود. با این حال، جدای از محبوبیت شخصی فزاینده مصدق، رهبران مذهبی متحد این جنبش مسئول بسیاری از حمایت های توده‌ای بودند. اما در ادامه شاه توانست با همکاری آمریکا رژیم مصدق را سرنگون کند و نشان داد که چه پاسخی به آزادی‌خواهی در نظر دارد.

استفاده از سیستم‌های قضایی بین‌المللی به عنوان ابزار سرکوب

شاه اقدام به رایزنی و جلب نظر ویلیام باتلر، عضو کمیسیون بین المللی قضات نمود تا بتواند استبداد و ظلم‌ها و جنایاتی که علیه مردم خودش مرتکب می شود، جلوه قانونی بگیرد و با سوء استفاده از رویه‌های قضایی بر تمام سرکوب‌های خود سرپوش بگذارد.