توماس مان رئیس کمپانی هند شرقی در کتابش در سال ۱۶۶۴ از تراز خارجی مثبت دفاع میکند و انباشت ثروت در خزانه انگلستان و ویلیام پتی در سال ۱۶۶۲ توجیهاتی برای جواز دریافت ربا ارائه میکند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، اتفاقی در طول حدود ۵۰۰ سال از ۱۲۵۰ تا ۱۷۵۰ میلادی رخ داده است، ربایی که در اقتصاد مدرسی حوالی سال ۱۲۵۰ میلادی به دلایل فلسفی (ایده عقیم بودن پول ارسطو) و الهیاتی (ممنوعیت ربا در مسیحیت کاتولیک) حرام دانسته میشد، به عنوان پدیدهای طبیعی نزد سوداگران قلمداد شد.
توماس مان رئیس کمپانی هند شرقی در کتابش در سال ۱۶۶۴ از تراز خارجی مثبت دفاع میکند و انباشت ثروت در خزانه انگلستان و ویلیام پتی در سال ۱۶۶۲ توجیهاتی برای جواز دریافت ربا ارائه میکند.
جان لاک در سال ۱۶۹۱ نامهای به یکی از نمایندگان مجلس انگلستان مینویسد و استدلال میکند که نباید نرخ بهره را به زور قانون پایین آورد، چراکه این نرخ بازده طبیعی پول است. کانتیلون هم در سال ۱۷۵۵ نرخهای بالای بهره را نه تنها مجاز بلکه برای کشور مفید و ضروری میداند. آنها حتی استدلالهایی برای توجیه عادلانه بودن ربا دارند.
این تحول در پارادایم اقتصادی ریشه در تحولات عینی همچون سرازیر شدن طلا و نقره به اروپا در پی کشف قاره آمریکا (افزایش سرمایه پولی) و افزایش حجم تجارت خارجی (نیازمند سرمایه) و تحولات ذهنی همانند وقوع رنسانس و چرخش از مسیحیت کاتولیک به سمت مسیحیت پروتستان دارد، در این مسیر ارباب کلیسا هم ذینفع حلیت ربا شدند چرا که سکههای طلای زیادی در خزینههای خود داشتند.
نویسنده: محمدجواد توکلی، استادتمام اقتصاد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و رئیس سابق پژوهشکده امور اقتصادی وزارت امور اقتصادی و دارایی
منبع: خبرگزاری تسنیم استان قم/

-هر-کس-پیام-دوستی-به-آمریکا-بفرستد-دهانش-خبیث-و-نجس-است-dK2.webp)









