به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، حضرت آیتالله العظمی سید موسی شبیری زنجانی(قدسسره) در هر ساحتی از زندگی، چراغی فروزان بود که مسیر را برای رهپویان حقیقت روشن میساخت. خوشا ایامی که توفیق مصاحبت با آن خورشید معنا رفیق راه بود؛ نعمتی که خداوند را بر آن پیوسته سپاس میگویم و در این نوشتار، به یاد آن روزها، به شمهای از خاطراتم اشاره میکنم تا تذکاری باشد.
پس از ارتحال آیتالله بهجت (رحمهالله)، تماشای چهره نورانی آیتالله شبیری زنجانی برای ما مرهمی بر دلتنگیها بود. اقامه نماز جماعت ظهر و عصر در مدرسه فیضیه و مغرب و عشا در حرم مطهر حضرت معصومه (س)، نشان از اهتمام ویژه ایشان به مشاهد مشرفه و مدارس علمیه داشت. ایشان حتی در سنین کهولت نیز بر نوافل تقیدی تام داشتند و این پایبندی به مستحبات، برای دیگران انگیزه بخش بود. (به یاد دارم که در نوافل به قرائت حمد بسنده میکردند و سوره را قرائت نمیفرمودند؛ باری که از ایشان پرسیدم، این شیوه را در نوافل تایید فرمودند).
در بیان مظلومیتشان همین بس که باری پس از نماز، یک فرد ملبس از من پرسید: «ایشان کیست؟» و بهت و حیرت تمام وجودم را فرا گرفت. ایشان حقاً مصداق آیات شریفه «عبادالرحمن» بود که: «وَعِبَادُ الرَّحْمَٰنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا * وَالَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّدًا وَقِیَامًا».
در تواضعشان همین بس که پیاده تردد میکردند و هرگز صید دنیا نشدند. باری دیدم نوجوانی با جسارتی تمام به ایشان گفت: «قرائت حمد و سوره شما مشکل دارد!»؛ و آن کوه وقار، با فروتنی پاسخ دادند: «چشم؛ باز میروم و در قرائت نمازم دقت میکنم». این در حالی بود که ایشان پیش از آن، قرائت خود را به قاریان بینالمللی عرضه کرده و تایید یافته بودند. آری، در زمین بندگانی هستند که هرگز شکار شیطان نمیشوند و دامی پایبندِ لغزش آنان نمیشود.
علوم اسلامی در سینه ایشان مالامال بود، ایشان با تکیه بر این جامعیت، در حوزه تخصصی فقه، «باب النکاح» را پیشرفتی ویژه دادند و فقه و قانون را مرهون باریکبینیهای خود ساختند. گستره نوآوری ایشان تا بدانجا بود که یکی از اساتیدم (حفظه الله) میفرمودند: «هرچه ما به عنوان یافتهای نو در میبریم، بعدها متوجه میشویم که آیتالله شبیری زنجانی پیش از ما بدان دست یافته است».
از اشراف بینظیرشان بر روایات همین بس که وقتی فردی به روایتی استناد کرد، ایشان با اطمینانی برخاسته از تتبع فراوان فرمودند: «چنین روایتی وجود خارجی ندارد». با اینکه ایشان را «پدر علم رجال و تراجم» دوران معاصر میدانند، باری از امکان تفکیک میان غالیان در «ذات» و غالیان در «صفات» پرسیدم؛ صادقانه فرمودند: «نمیدانم، امکان دارد»؛ پاسخی که برخی از شاگردان در هوا به سخره گرفتند، اما نشان از حریت علمی ایشان داشت.
در باب «شهادت ثالثه» نیز دیدگاه خاص خود را داشتند، اما هرگز آن را سببی برای تشتت قرار نمیدادند. باری که متوجه شدند این حقیر در باب اذان تحقیقی داشتهام، از عوارضِ تصرف در اذان که برای برخی شیعیان در اقصینقاط جهان پیش آمده بود، سخنها گفتند.
به یاد دارم برای رفع مشکلات، دعای مأثور از امام زمان (عج) -به روایت قطب راوندی- را توصیه فرمودند که: «یا مَن إذا تَضایَقَتِ الأُمورُ فَتَحَ لَها باباً لَم تَذهَب إلَیهِ الأَوهامُ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ افتَح لِی باباً لَم یَذهَب إلَیهِ وَهمٌ …».
پژوهش و نسخهشناسی ایشان چنان عمیق بود که گروه علمی پژوهشگاه قرآن و حدیث در تصحیح کتاب شریف «الکافی»، بهرههای فراوان از حواشی ایشان بردند. همچنین باری که فردی نامهای سیاسی و با عتاب خطاب به ایشان نوشت، چنان کریمانه از آن گذشتند که مجتهدان یکی پس از دیگری برای دلجویی به محضرشان شرفیاب میشدند. براستی که خداوند را بندگانی است که به هر دامِ شیطان فرو نمیافتند.
آسید موسی شبیری زنجانی، به ظاهر و به باطن، «آیتالله» بود. سلامٌ علیه یوم وُلد و یوم مات و یوم یُبعث حیا.
یادداشت از: حجت الاسلام والمسلمین سید مرتضی حسینی کمالآبادی استاد سطوح عالی حوزه علمیه قم و رئیس پژوهشکده ادیب فقه جواهری
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














