به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، هر سال با نزدیک شدن محرم، جادههای منتهی به کربلا و نجف شلوغتر میشوند. بعضیها با اتوبوس میروند، بعضی با هواپیما، بعضی هم ماهها پول جمع میکنند تا چند روزی مهمان حرم باشند. اما حقیقت این است که زیارت کربلا فقط یک سفر نیست گویی ورود به یک شغل است؛ شغلی که از عاشورای سال ۶۱ هجری آغاز شده و هنوز هم تعطیل نشده است.
وقتی میگوییم شغل ذهنمان به سمت حقوق و مزایا و ساعت کاری میرود، اما در اینجا منظور چیز دیگری است. کربلا کارخانهای برای تربیت انسان است و هر زائر کارگری است که باید روی روح و اندیشه خود کار کند. شاید به همین دلیل باشد که بسیاری از آدمها از کربلا برمیگردند اما دیگر همان آدم سابق نیستند.
در ظاهر نجف و کربلا دو شهرند؛ اما در واقع دو دانشگاه تمدنساز هستند. نجف به ما عقلانیت، حکمت و عدالت را یاد میدهد و کربلا شجاعت، ایثار و مسئولیتپذیری را. یکی مدرسه اندیشه است و دیگری مدرسه اقدام. گویی انسان ابتدا در نجف درس میگیرد و سپس در کربلا امتحان میدهد.
در روزگاری که بسیاری از جوامع گرفتار فردگرایی شدهاند و انسانها بیش از هر زمان دیگری به «من» فکر میکنند، کربلا هنوز از «ما» سخن میگوید. کافی است در مسیر پیادهروی اربعین قدم بزنی تا ببینی چگونه میلیونها نفر بدون آنکه همدیگر را بشناسند به هم خدمت میکنند. کسی آب میدهد کسی غذا، کسی جای استراحت و کسی فقط یک لبخند. این صحنهها اتفاقات سادهای نیستند؛ اینها نشانههای یک فرهنگ و یک تمدناند.
تمدن فقط برجهای بلند و فناوریهای پیچیده نیست. تمدن یعنی توانایی انسانها برای ساختن شبکهای از محبت اعتماد و همکاری. از این منظرکربلا یکی از بزرگترین آزمایشگاههای تمدنی جهان معاصر است؛ جایی که مردم از دهها کشور و زبان و قومیت کنار هم قرار میگیرند اما یک مقصد مشترک دارند.
شاید راز ماندگاری کربلا نیز همین باشد. بسیاری از حکومتها آمدهاند و رفتهاند، بسیاری از قدرتها در تاریخ محو شدهاند، اما نام حسین(ع) همچنان زنده است. زیرا کربلا صرفاً یک حادثه تاریخی نیست یک جریان دائمی است که هر نسل باید نسبت خود را با آن مشخص کند.
محرم که فرا میرسد گاهی تصور میکنیم وظیفه ما فقط عزاداری است. عزاداری ارزشمند است، اما کربلا از ما چیزی بیشتر میخواهد. از ما میپرسد: اگر در برابر ظلم، تحریف حقیقت، بیتفاوتی اجتماعی و مشکلات مردم قرار بگیری، چه خواهی کرد؟ آیا فقط تماشاگر خواهی بود یا سهمی در اصلاح اوضاع خواهی داشت؟
شاید به همین دلیل است که زیارت کربلا را میتوان یک شغل دانست شغلی بدون بازنشستگی. زائر واقعی کسی نیست که فقط چند روز در حرم حضور داشته باشد. زائر واقعی کسی است که پس از بازگشت بخشی از اخلاق مسئولیتپذیری و روحیه خدمت را با خود به شهر و خانه و محل کارش بیاورد.
محرم نزدیک است و دوباره کاروانها راهی نجف و کربلا میشوند، اما مهمتر از رسیدن به حرم این است که پیام حرم به زندگی ما برسد. آن وقت کربلا دیگر یک مقصد جغرافیایی نخواهد بود به یک سبک زندگی تبدیل میشود. سبکی از زندگی که در آن انسان یاد میگیرد برای حقیقت هزینه بدهد، برای مردم مفید باشد و در برابر سختیها قامت خم نکند.
شاید این همان شغلی باشد که حسین(ع) برای همه تاریخ تعریف کرده است شغل انسان بودن.
یادداشت از: یادداشت از جواد طلوع رضایی صفار، پژوهشگر و دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














