به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، حجتالاسلام والمسلمین احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاه در نشست «ایران؛ قدرت نوظهور جهانی و الزامات تمدنسازی اسلامی پس از جنگ تحمیلی سوم» که در سالن جلسات مرکز تحقیقات مجلس شورای اسلامی برگزار شد، با اشاره به چیستی تمدن و روشهای فهم آن، اظهار کرد: این پرسش میان نظریهپردازان مطرح است که تمدن را باید ذاتگرایانه فهمید یا به صورت مجموعهای از صفات. برخی تمدن اسلامی را در ذاتی مانند توحید، خلاصه کرده و سایر مؤلفهها را پیرامون آن میبینند و برخی دیگر با الگوی پستمدرن، تمدن را چون توپ چهلتکهای تحلیل میکنند که هیچ تکهای مرکزیت ندارد.
وی افزود: در میان کسانی که تمدن را با یک مفهوم پایه تحلیل میکنند، دو نظریه اصلی مطرح است: نظریه اخلاق و نظریه مُلک و اقتدار. نظریهپردازان جنوب شرق آسیا اغلب تمدن اسلامی را از کانون اخلاق توضیح میدهند، در حالی که برخی مفسران قرآن مفهوم مُلک را پایه تمدنسازی معرفی میکنند.
دو الگوی مقاومت در جهان امروز
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به تحولات اخیر منطقه به ویژه پس از عملیات طوفانالاقصی، دو الگوی اصلی در گفتمان مقاومت را تشریح و بیان کرد: جبهه فلسطین حول محور مظلومیت شکل گرفته و سعی کرده خود را نماد انسان مظلوم معرفی کند. این الگو از راه ترحم و دلسوزی در مقیاس جهانی یارگیری میکند. در مقابل، الگوی دوم که در دو جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران یعنی جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان جلوه یافته، الگوی اقتدار است. فلسطین نماد مظلومیت و ایران نماد اقتدار در دایره مقاومت شده است.
وی تأکید کرد: مظلومیت از طریق ترحم و دلسوزی یارگیری میکند؛ اما اقتدار از طریق عزت. بسیاری از کسانی که امروز در میدانها کنار ما ایستادهاند، شاید پیش از جنگ از نظر فرهنگی و سیاسی همسوی ما نبودند، اما اکنون به دلیل عزت و سربلندیِ ناشی از اقتدار مقاومت، در کنار ما قرار گرفتهاند.
عزت؛ وجه تمایز مقاومت ایران
استاد حوزه و دانشگاه به خاطرهای از پرسش یک عضو هیئت علمی دانشگاه یکی از کشورها اشاره کرد که از وی پرسیده بود: «چه اشکالی دارد حساب ما مثل یک عربستانی پولدار باشد؟»
رهدار در پاسخ به این پرسش، مسئله عزت را محوری دانست و گفت: من به ایشان چنین پاسخ دادم که آیا کسی دوست دارد که در جهان به عنوان گاو شیرده خطاب شده و نگاه جهانیان به او چنین باشد؟ انسانها فطرتاً نمیپذیرند که پخمه خطاب شوند و عزتشان له شود؛ چنانکه روایات ما در باب جهاد نیز بر جهاد عزتآفرین تأکید دارد.
وی با مقایسه یاسر عرفات و یحیی سنوار خاطرنشان کرد: یاسر عرفات تا روزی که اسلحه در دست داشت، در سراسر جهان با عزت از او استقبال میشد، اما از روزی که پس از قرارداد اسلو، اسلحه را زمین گذاشت و اسرائیل را به رسمیت شناخت و تصویرش که درحال بوسیدن دست بیوه اسحاق رابین تا کمر خم شده است، منتشر شد، آن عزت را از دست داد. در مقابل، یحیی سنوار در آخرین لحظات حیات خود با اقتدار در برابر پهپاد اسرائیلی ایستاد. تاریخ از یاسر عرفات به عنوان نماد ذلت و از یحیی سنوار به عنوان نماد عزت یاد می کند.
رهدار دفاع مقدس را الگوی عینی این عزتآفرینی دانست و افزود: الحمدلله امروز هیچ خانواده شهیدی نیست که از شهادت فرزندش سرافکنده باشد. چراکه جهاد ما را سربلند کرده و اقتدار از بستر عزت، یارگیری جهانی کرده است.
استاد حوزه علمیه با تأکید بر لزوم تفکیک میان روایت «پسینی» و «پیشینی» از مظلومیت ابراز کرد: جهان وجه کمالی خود را در امتداد تحقق اسماء الهی میگیرد. قدرت و مظلومیت هر دو اسم الهی هستند، اما روایات ما نگفتهاند که صرفا مظلوم باشید؛ بلکه فرمودهاند قدرتمند باشید. مظلومیت یک امر تحمیلی و پسینی است و نمیتوان آن را به عنوان راهبرد اصلی تمدنسازی به کار گرفت.
وی افزود: برخی ادیان و زیارات ما از امام حسین علیهالسلام با عنوان شهید مظلوم یاد میکنند، اما این روایتِ پسین است. در مقام ساخت تمدن، نمیتوان از مظلومیت به مثابه یک راهبرد استفاده کرد و ژست مظلوم گرفت. اقتدار در اندیشه اسلامی با اخلاق گره خورده است. اوج قدرت در روایات ما، قدرت بر بخشش و عفو دانسته شده، اما عفو، زمانی معنا دارد که بر کرسی اقتدار تکیه زده باشیم. همچون فتح مکه که عفو پیامبر از موضع قدرت بود.
انتقاد از کتمان هویت اقتدار ایران
این استاد حوزه و دانشگاه به نکتهای از یک دوست لبنانی اشاره کرد که با گلایه گفته بود: لبنان تا تاریخ مکتوب خود، همیشه ذیل سلطه دیگری بوده، اما ایران اینگونه نبوده است. ایران تاریخ تمدنی توحیدی دارد. شهید مطهری میفرمود قرائت شیعه از اسلام راقیترین قرائت است و نمیتوانست روی دوش قومهای متوسط قرار گیرد. ایرانیها هم به لحاظ قومی راقیترین بودند و هم به لحاظ مذهبی.
به گفته حجت الاسلام رهدار، آن دوست لبنانی گفت «شما نیازی به ادا درآوردن ندارید، شما امپراتورید. اشتباه میکنید که صورت مسئله را پاک کرده و میگویید من امپراتور نیستم. میتوانید بگویید من امپراتورم اما امپراتور ظالم نیستم، امپراتور اخلاقیام؛ در دست من پرچم عدالت و اخلاق است.»
مأموریت تمدنی گفتمان مقاومت
استاد حوزه و دانشگاه بیان داشت: آن قرائت از مقاومت که ضمن بهرهگیری پسینی از روایت مظلومیت، تجلی مقتدرانه از خود نشان میدهد، میتواند جهان امروز را ویرایش کند. در سده اخیر، چند جریان کلیت تمدن غرب را به چالش کشیدند که سه جریان در درون خود تمدن غرب ظهور کردند که عبارتند از: گفتمان انتقادی، جریان چپ مارکسیستی و جریان مطالعات پسااستعماری؛ اما امروز گفتمان مقاومت با الگوی اقتدار اخلاقی میتواند بدیلی فراروی تمدن غالب جهان ارائه دهد.
رهدار با تشریح چهار جریان فکری معارض با کلیت تمدن غرب، گفتمان مقاومت اسلامی را تنها جریان بیرونشده از این تمدن معرفی کرد و از برنامه همایش بینالمللی با حضور ۵۸ استاد دانشگاههای اروپا و آمریکا در تهران خبر داد که به دلیل جنگ تحمیلی سوم برگزار نشد.
سه جریان درونتمدنی و الهیات رهاییبخش
وی با اشاره به سه جریان نخست که از درون تمدن غرب ظهور کردند، اظهار داشت: جریان اول گفتمان انتقادی (مکتب فرانکفورت) از دهه ۱۹۲۰ میلادی آغاز شد، جریان دوم چپ مارکسیستی است که هرچند با فروپاشی شوروی از حیث سیاسی تضعیف شد اما از حیث فکری همچنان زنده و مؤثر است و جریان سوم مطالعات پسااستعماری است که پس از جنگ جهانی دوم ظهور کرد و بیشترین بهره معرفتی خود را از جریان پستمدرن گرفته است.
رهدار جریان چهارم را «الهیات رهاییبخش» با کانون آمریکای لاتین معرفی کرد و افزود: این جریان قرائتی جدید از مسیحیت تاریخی ارائه داد. مسیحیت رایج، مسیحیتی وصیتی بود که امر سیاست و قدرت را به قیصر واگذار کرده و در برابر ظلم، توصیه به ارائه صورت دیگر داشت. گوستاوو گوتیرز و دیگر اندیشمندان، قرائتی نو حول محور فقر و فقرا ارائه کردند و از دل آن، قدرت و مقاومت پدید آمد. آقایان مادورو و چاوز در امتداد این جریان هستند. این جریان بعدها با چپ مارکسیستی نیز گره خورد.
جریان چهارم؛ گفتمان مقاومت اسلامی
استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: این سه جریان درون تمدن غرب هستند، اما جریان چهارم که بیرون از این تمدن ظهور کرده، گفتمان مقاومت اسلامی است.
وی با اشاره به مقالات ارسال شده به همایش «بازنگری در مکتب انتقادی با محوریت گفتمان مقاومت اسلامی» از سوی ۵۸ استاد مارکسیست از اعضای هیئت علمی دانشگاههای اروپا و آمریکا بیان کرد: خلاصه مقالات ارسالی را اینگونه می توان توصیف کرد که «جهان استکبار امروزی مختصاتی پیدا کرده که ظرفیت مکتب انتقادی -چه از حیث اندیشهای و چه عملی- نمیتواند به این جهان ضربه شالودهشکنانه بزند؛ بلکه ما معتقدیم باید گفتمان انتقادی خود را از طریق گفتمان مقاومت اسلامی بازسازی کنیم».
مطالبه رهبری جریان اعتراض علیه نظم استکباری
رهدار مهمترین تقاضای این اساتید از ایران را ایدهپردازی برای رهبری جریان اعتراض علیه نظم استکباری جهان دانست و افزود: ما در نقطهای هستیم که امام شهیدمان سه مختصه برای نظم نوین جهانی بیان فرمودند که عبارتند از «افول آمریکا، چرخش به شرق و جهانی شدن گفتمان مقاومت». امروز حداقل دو مورد از این سه گانه با بازیگری مستقیم ما در حال رقم خوردن است.
افول آمریکا و ابرقدرتی ایران
وی با اشاره به دو جنگ اخیر تحمیل شده بر ایران اسلامی ابراز کرد: افول آمریکا توسط گفتمان مقاومت رقم میخورد. ایران در این دو جنگ به تنهایی با ۴۴ کشور در حال جنگ است. لایههای پنهان این جنگ در حوزه پدافند غیرعامل نشان میدهد لشکری از کشورهای جهان از جبهه مقابل حمایت میکنند و ما تنهایی در برابر آنها ایستادهایم. این یعنی قطعاً ابرقدرت هستیم.
رهدار در بخش دیگری از سخنان خود به تأثیر طوفانالاقصی بر جهان اسلام اشاره کرد و بیان داشت: از زمان طوفانالاقصی، قهرمانان و آزادمردان اهل سنت پرسشی واقعی را پیش روی مذهب خود نهادند و آن این است که آیا این مذهب ما به درد ما میخورد؟ چه اتفاقی باید بیفتد که مذهب ما راه بگشاید، مبنا بدهد، روش بدهد، ساختار بدهد و افق نشان دهد؟ آنها نگفتند ما شیعه میشویم، اما گفتند تشیع آن مکتب و آن قرائتی از اسلام است که میتواند مبنا بدهد، روش بدهد، ساختار بدهد و افق ایجاد کند.
معیار سنجش گفتمان مقاومت
وی در پایان با تأکید بر معیارهای ارزیابی این گفتمان عنوان کرد: سنجش عیار گفتمان مقاومت از طریق قیمت شلغم، گوشت و کرایه خانه و تورم صورت نخواهد گرفت. این مسئله با آنها بینسبت است. ما داریم جهانی را طراحی میکنیم بر پایه آموزههای شیعی اسلامی و از طریق گفتمان مقاومت. بایسته است بدانیم در چه نقطهای از تاریخ ایستادهایم و مراقب تئوریهای خرد، رهزن و تحریفی باشیم که از مسیر منحرفمان نکنند.
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














