پایداری کنش دینی؛ تهدید برای فرضیه‌های سکولار
پایداری کنش دینی؛ تهدید برای فرضیه‌های سکولار

جامعه‌شناسی مدرن نمی‌تواند جامعه‌ای را که با سرمایه معنوی حرکت می‌کند به‌طور کامل تبیین کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، وقتی در یک جامعه، سطوح بالایی از کنش جمعیِ طولانی‌مدت دینی مثل حضور خیابانی، مقاومت اجتماعی یا مشارکت نمادین دیده می‌شود، این پدیده چه تهدیدهایی برای علوم اجتماعیِ مدرن ایجاد می‌کند؟

کنش‌های گسترده‌ جمعی که با پایداری، معنابخشی دینی، ایثار، مقاومت و حضور پیوسته در فضای عمومی همراه است، چندین چالش و تهدید نظری برای جامعه‌شناسی مدرن ایجاد می‌کند. در جامعه‌شناسی مدرن، اصل بر این است که:

۱. کنش جمعی معمولاً مبتنی بر منافع است؛

۲. جامعه بدون «محرک سازمانی» نمی‌تواند هفته‌ها یا ماه‌ها «حضور مداوم» تولید کند.

اما در نگاه اسلامی، اصول متفاوتی حاکم است. مثلا

۱. معنویت محرک اجتماعی است نه فقط منافع.
2. همبستگی ولایی می‌تواند پایدارتر از همبستگی سودمحور باشد.
3. کنش اجتماعی عبادت‌محور ظرفیت بسیج طولانی دارد.
4. هویت ایمانی جای هویت طبقاتی یا منفعتی را می‌گیرد.

بر این اساس، این چالش‌ها وجود دارند:

تهدید اول: ناتوانی نظریه‌های مدرن در فهم «معنویت کنشگر»

علوم اجتماعی مدرن انسان را منفعت‌‌‌گرا و فردگرا می‌بیند، اما کنشهای اجتماعی مبتنی بر ایمان، زیارت، نذر، شهادت‌طلبی، یا مقاومت نشان می‌دهد که انسان می‌تواند انگیزه‌های غیرمنفعتی و انگیزه‌های آرمانی داشته باشد. این یک تهدید نظری برای مدل‌های سودمحور است.

تهدید دوم: غلبه «همبستگی اخلاقی» بر «سازماندهی سکولار»

علوم اجتماعی مدرن معتقد است کنش جمعی بدون سازمان رسمی شکل نمی‌گیرد. در حالی که در نگاه دینی، «ولایت» یک پیوند سازمانی نیست؛ یک پیوند قلبی است.

سنت «تراحم» و «تواصل» شبکه اجتماعی طبیعی خلق می‌کند و مفهوم «امت» نوعی همبستگی فرامادی ایجاد می‌کند. این امر برای نظریه‌های مدرن تهدید است، زیرا نشان می‌دهد نظم اجتماعی می‌تواند بدون ساختارهای عقلانی بوروکراتیک پایدار بماند.

تهدید سوم: قدرت بازتولید «هویت جمعی دینی» 

در نظریه‌های مدرن، هویت دینی باید با مدرنیته تضعیف شود. هویت جمعی به رسانه و اقتصاد وابسته است و بر همین اساس، نسل‌های جدید کمتر دینی می‌شوند. در حالی که بر اساس ایدئولوژی اسلامی، هویت دینی از طریق مناسک، قابلیت بازتولید دائمی دارد. وقتی یک جامعه توان بازتولید هویت دینی در نسل‌های مختلف را داشته باشد، این پایداری تهدیدی برای فرضیه‌های جامعه‌شناسی سکولار است.

تهدید چهارم: غلبه «معنای قدسی» بر «معنای کارکردی»

در مدل‌های مدرن، معنا محصول زبان، قرارداد یا رسانه است. قدسیت قابل دوام نیست، اما بر اساس نگرش دینی، معنا را از «وحی» می‌توان گرفت و قدسیت را منبع انرژی اجتماعی دانست و مناسک را تولیدکنندهٔ نظم می‌دانیم. وقتی مردم به یک مفهوم قدسی، یک آرمان قدسی یا یک الگوی مقاومت قدسی معنا می‌دهند، این قدرت معنابخشی برای جامعه‌شناسی سکولار قابل توضیح نیست. بنابراین جامعه‌شناسی مدرن نمی‌تواند جامعه‌ای را که با سرمایهٔ معنوی، ولایی، قدسی و همبستگی ایمانی حرکت می‌کند، به‌طور کامل تبیین کند.

نویسنده: حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمد سلطانیه، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی