فرامتنی پیرامون پیمایش تحلیلی زیست مجازی ایرانیان
فرامتنی پیرامون پیمایش تحلیلی زیست مجازی ایرانیان

پیمایش «زیست مجازی ایرانیان» نشان می‌دهد سایبر ایران نه آینه واقعیت است و نه معیار تصمیم‌سازی.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، ، در عصر حکمرانی سایبرنتیک و لزوم تصمیم‌سازی‌های مبتنی بر شواهد، تولید و پیمایش داده‌های آماری صحیح و کل‌نگر، یک ضرورت حیاتی به شمار می‌رود. بدون دسترسی به داده‌های خامی که آینه‌ی تمام‌نمای واقعیات اجتماعی باشند، هرگونه برآورد اطلاعاتی و تصمیم‌گیری نهایی دچار سوگیری‌های فاحش و تفسیر به رأی‌های اشتباه خواهد شد.

طی سال‌های اخیر، اگرچه تلاش‌هایی برای بهره‌برداری از داده‌های موجود در فضای سایبر به‌منظور انجام پیمایش‌های آماری صورت گرفته است، اما فرامتن تحلیلی پیش‌رو، که توسط محمدعلی شکوهیان راد تدوین شده است، با طرح یک پرسش کلیدی به سراغ این چالش می‌رود: آیا فضای سایبر ایران، به‌دلیل فقدان فضای سایبر ملی و وقوع دستکاری‌های مداوم خارجی، همچنان می‌تواند معیار مناسبی برای سنجش دقیق وقایع اجتماعی کشور باشد؟

این یادداشت تحلیلی ضمن تأکید بر عدم نمایش «تمدن پیشرفته و مترقی ایرانی – اسلامی» در فضای سایبر کنونی، نتیجه می‌گیرد که اتکای صرف به این داده‌ها باعث ترویج مسائل منفی و ناامیدکننده شده و دستاوردها، انسجام ملی، و پیشرفت‌های علمی را در حاشیه قرار می‌دهد. در ادامه این یادداشت، ابعاد این مسئله‌ی مهم در حوزه حکمرانی سایبرنتیک و نیاز به پیمایش‌های آماری واقع‌بینانه مورد واکاوی قرار می‌گیرد.

فرامتنی پیرامون پیمایش تحلیلی زیست مجازی ایرانیان

انجام پیمایش‌های آماری در موضوعات مختلف که داده‌های صحیح و واقع‌گرایانه تولید نماید، از اهم ضروریات حکمرانی در عصر سایبرنتیک است، زیرا زیربنای تحلیل اطلاعات و حصول برآوردهای اطلاعاتی است و مادامی که داده‌های خامی که کل‌نگر و واقع‌گرایانه هستند، در دسترس نباشند، سایر برآوردها و تصمیم‌سازی‌ها، دچار تفسیر به رأی‌های اشتباه می‌شود.

توجه به این مهم موجب شده که در سال‌های اخیر، برخی مراکز رصدی و نظرسنجی، از داده‌های موجود در فضای سایبر برای انجام پیمایش‌های آماری در موضوعات مختلف بهره‌برداری کنند اما به تدریج مشخص شد که فضای سایبر در ایران به‌دلیل عدم وجود فضای سایبر ملی و وقوع دستکاری‌های مداوم خارجی که عامدانه، جریان اطلاعات را دچار سوگیری نموده است، نمی‌تواند آینه‌ی وقایع اجتماعی کشور باشد. بدین معنا که عموماً فضای سایبر کشور به بازتاب مسائل منفی و ناامیدکننده ضریب می‌دهد و دستاوردها، انسجام ملی، پیوندهای اجتماعی، محاسن فرهنگی، توان سیاسی، اقتدار نظامی و دفاعی، پیشرفت‌های علمی و فناورانه و در یک کلام «تمدن پیشرفته و مترقی ایرانی – اسلامی» را به نمایش نمی‌گذارد. به همین دلیل اتکای صرف به داده‌های فضای سایبر باعث وقوع سوگیری در تحلیل‌ها و برآوردهای اطلاعاتی نهایی می‌شود.

مرکز ملی فضای مجازی در شهریور سال جاری، نتایج پیمایشی با عنوان «زیست مجازی ایرانیان» را منتشر نمود که علاوه بر رعایت اصول داده‌پیمایی و توجه به واقع‌گرایی، از وجوه مختلف نیز حائز اهمیت است، از جمله آنکه یک‌سری اشتاباهات متداول و مرسوم را که حتی برخی مسئولان در عرصه‌ی تصمیم‌گیری به آن دچار هستند، شفاف نموده است.

نگاه کلی به پیمایش آماری – تحلیلی زیست مجازی ایرانیان حاکی از آن است که وضعیت‌شناسی جامعه‌ی ایرانی در نسبت به فضای سایبر از منظر «زیست‌بوم بودن فضای سایبر» محل بررسی و مطالعه است که یکی از جدی‌ترین نیازمندی‌های امروز کشور، خصوصاً نسبت به رده‌های سنی نوجوانان و جوانان می‌باشد.

همچنین گستره‌ی توصیف مصداقی زیست‌بوم سایبری در این پیمایش تحلیلی، در پنج محور دیده شده که از وجوه سخت به سمت وجوه نرم متمایل است و عبارتند از:

۱. دسترسی و زیرساخت اینترنت

۲. زمان و سطح استفاده از اینترنت

۳. سایبری شدن سبک زندگی

۴. مصرف شبکه‌های اجتماعی

۵. انگیزه‌های استفاده از فضای سایبر

قصد نوشتار حاضر، این نیست که نتایج تحلیل مذکور را تکرار کند، بلکه ارائه‌ی فرامتنی است که تلاش دارد نشان دهد فقدان چنین اطلاعاتی، تا چه حد می‌تواند انواع خسارات را به کشور و جامعه تحمیل کند.

۱) ایران، یک جامعه‌ی تماماً سایبرنتیکی است؟!

سال‌ها است که نگاه جمع کثیری از مسئولان کشور، نخبگان و حلقه‌های میانی به این گزاره باورمند شده که «بهترین، مؤثرترین و در دسترس‌ترین فضا برای ارتباط اثرگذار با آحاد جامعه، فضای سایبر است». در نتیجه در یک دهه‌ی گذشته، ارتباطات منسجم حضوری و میدانی، رفته‌رفته تضعیف شده و جای خود را به فعالیت‌های آنلاین داده است. از این تغییر تدریجی، چند سالی نگذشته بود که امام امت متذکر شدند:

بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیام‌هایشان را برسانند. این فایده ندارد! تخاطب واقعی لازم است! میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریّه لازم است، بحث‌های دونفره و سه‌نفره لازم است، جلسات تحلیل لازم است؛ این‌جور با مخاطبینتان بنشینید (بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان، ۱۷/۳/۱۳۹۶)

اکنون آمار تحلیلی مرکز ملی فضای مجازی از واقعیتی بسیار مهم، اما مغفول پرده برداشته است که بیش از پیش، اهمیت تأکید امام انقلاب را نشان می‌دهد. اینکه حدود ۲۳ درصد از جمعیت بالای ۱۵ سال کشور -یعنی معادل ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کل کشور- اصلاً از اینترنت استفاده نمی‌کنند!

این بدان معنا است که اصرار بر جامعه‌سازی سایبرنتیکی در دهه‌ی گذشته در حالی که هنوز به هر دلیلی، بخش چشمگیری از مردم با فضای سایبر مرتبط نیستند، عملاً موجب نادیده‌ گرفتن ۱۵ میلیون نفر از جمعیت کشور شده است. پس اگر بنابر توسعه‌ی آموزش، امکانات دولتی نظیر دولت الکترونیک، اقدامات فرهنگی، ظرفیت‌های اقتصادی مبتنی بر کسب و کار دیجیتال و … باشد، عملاً ۱۵ میلیون نفر از چرخه‌ی حکمرانی کشور خارج می‌شوند. همچنین اینگونه نیست که ۷۷ درصد جمعیت بالای ۱۵ سال، دائماً در تعامل با تمامی وجوه فضای سایبر باشند و میزان دسترسی و استفاده‌ی آنها از ارتباط کم تا زیاد، متفاوت است.

علت شکل‌گیری گزاره‌ی غلط «جامعه‌ی تماماً سایبرنتیکی ایران» در ذهن گروهی از مسئولان و نخبگان این است که در فقدان چنین تحلیل واقع‌گرایانه‌ای، تصورشان از سراسر استان‌ها، شهرستان‌ها و بخش‌های کشور، همانند امکانات زیرساختی و فناورانه‌ی کلان‌شهرها است و از آن مهم‌تر تصور می‌کنند موج سبک زندگی آنلاین که در شهرهای بزرگ را ایجاد شده، تا انتهای بخش‌های و روستاهای تمامی استان‌ها را دربر گرفته است.

۲) همه‌ی مردم از وضعیت اینترنت ناراضی هستند؟!

احتمالاً شما هم زیاده با این گزاره مواجه شده‌اید که «اینترنت ایران یکی از بدترین اینترنت‌های جهان است»، «سرعت اینترنت در ایران فقط از کره‌ی شمالی بهتر است» و «همه‌ی مردم از وضعیت اینترنت ناراضی هستند». این جملات پرتکرار، یکی از مصادیق واگویه‌هایی است که صرفاً از فضای سایبر و بدون هیچ پشتوانه و سندیتی در جامعه فراگیر شده است.

اکنون پیمایش تحلیلی زیست مجازی ایرانیان نشان می‌دهد که ۳۸.۳ درصد جامعه از اینترنت اصلاً راضی نیستند؛ یعنی بیش از ۶۰ درصد اختلاف با تصور رایج! برخلاف آن، حدود ۲۰ درصد از جامعه از کیفیت اینترنت اظهار رضایت دارند.

شکی نیست که باید کیفیت زیرساخت‌های فناورانه‌ی سایبری کشور بر اساس سیاست‌گذاری کلان و الگوی حکمرانی مشخص، طبق برنامه‌ای جامع و ناظر به آینده‌ی متعالی ایران اسلامی، ارتقاء یابد. آنچه اکنون محل بحث است، گزاره‌های معروف اما کاملاً اشتباهی است که حتی در کلام مسئولان نیز بارها شنیده شده است.

۳) همه‌گیری یک اعتیاد شیک!

سال‌ها است که از معرفی نوع جدید اعتیاد در دنیا می‌گذرد، اعتیادی که اختصاراً به «اعتیاد اینترنتی» شناخته می‌شود و بیانگر میزان استفاده‌ی بی‌رویه و بی‌‌برنامه از فضای سایبر است. تحلیل اطلاعاتی مرکز ملی فضای مجازی نشان می‌دهد دومین موضوعی که ایرانیان در طول شبانه‌روز برای آن زمان صرف می‌کنند، فضای سایبر است که البته در تفکیک سنی مردان زیر ۳۵ سال، جایگاه نخست را دارا است. با این اوصاف، بخش کمی از جامعه‌ی آنلاین کشور، در فضای سایبر به تولید محتوا مشغول است و قریب به ۹۰ درصد جامعه، عموماً مصرف‌کننده‌ی اطلاعات هستند، نه تحلیل‌گر و تولیدکننده.

این در حالی است که آثار منفی و مخرّب استفاده‌ی مداوم از محتوای آنلاین بر عملکرد مغز، از افت حافظه تا انزوای اجتماعی، اثبات شده است. اساساً هر چه مصرف‌کنندگی اطلاعات بیشتر باشد، درجه‌ی تخدیر ذهن نیز افزایش می‌یاید. واقعاً قابل توجه است که در زبان انگلیسی، به مصرف‌کنندگان دو پدیده، User گفته می‌شود؛ نخست مصرف‌کنندگان اطلاعات در فضای سایبر (Cyber User) و دوم، مصرف‌کنندگان مواد مخدر (Drug User). با این تفاوت که جامعه از اعتیاد به مواد مخدر استقبال نمی‌کند اما به‌علت برخی بدفرهنگی‌ها، مصرف زیاد فناوری‌های سایبری، نشانه‌ای از پیشرفت و به‌روز بودن است، یک اعتیاد شیک!

۴) همه‌ی ضروریات زندگی ایرانیان، به‌صورت آنلاین تأمین می‌شود؟!

از زمان وقوع همه‌گیری کرونا که تمامی ضروریات زندگی را با سایبر ادغام کرد و از آموزش و ارتباطات تا امور بانکی و خرید، آنلاین شد، چنین تصور می‌شود که تقریباً میزان خیلی کمی از زیست فیزیکی باقی مانده و کماکان تمامی ضروریات اکثر مردم، آنلاین تأمین می‌شود. اما آمارهای واقعی و تحلیل‌های دقیق مرکز ملی فضای مجازی نشان می‌دهد به جز استفاده‌ی تقریباً چشمگیر مردم از تاکسی‌های اینترنتی و امور بانکی، مابقی امور اکثراً به‌صورت مراودات اجتماعی و حضوری انجام می‌شود.

نکته‌ی جالب و احتمالاً خارج از تصور اکثر مسئولان این است که به‌طور میانگین حدود ۶۰ درصد از مردم، هرگز حتی یک بار هم برای خرید وسایل، رزرو بلیت، اقامتگاه، برقراری تماس تصویری یا دریافت انواع خدمات از طریق اینترنت اقدام نکرده‌اند؛ حتی در دوره‌ی سه ساله‌ی کرونا! سؤال این است که چرا جامعه‌ی ایران تا این حد در ذهن بخشی از مسئولان و نخبگان سایبریزه تصور می‌شود، تا آنجا که با واقعیت‌های اجتماعی در تضاد است؟!

شایسته است در پرانتز تأکید کنم «قدر جامعه‌ی مردمی، اجتماعی و منسجم‌مان را بدانیم که حتی در عصر سایبر نیز کماکان به قوت اجتماعی خود باقی است و تلاش کنیم که سایبر در خدمت جامعه‌ی ایرانی – اسلامی باشد، نه زندگی ما در خدمت سایبر».

۵) اگر اینستاگرام را ببندیم، اقتصاد کشور فلج می‌شود!

خاطرم هست زمانی که به‌‌‌علت فتنه‌ی ۱۴۰۱، شورای عالی امنیت ملی تصمیم گرفت تا اینستاگرام را که به یکی از بسترهای اصلی ترویج ناهنجاری‌های شدید فرهنگی، تهدیدآفرینی اجتماعی و اقدام علیه امنیت ملی تبدیل شده بود، مسدود نماید؛ برخی مسئولان و وب‌سایت‌‌های خبری اعلام کردند بسته شدن اینستاگرام می‌تواند اقتصاد کشور و معیشت مردم را فلج کند؛ زیرا حدود ۸ لی ۹ میلیون شغل در این فضا جریان دارد!

این آمار کاملاً غیرواقعی و غلط در حالی بود که آن زمان، مجموع حساب‌هایی که فعالیت اقتصادی داشتند و موقعیت جغرافیایی آنها در ایران قرار داشت، کمتر از نیم میلیون بودند که بیش از ۶۰ درصد آن نیز قانوناً و شرعاً دچار اشکال بود، نظیر جعل انواع مدارک تحصیلی، جعل مدارک هویتی، فروش سلاح سرد و گرم، فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی، شرط‌بندی و … . علاوه بر آنکه همان زمان پس از مسدود شدن اینستاگرام اثبات شد که آمارهای به شدت اغراق‌آمیز درباره‌ی نقش اقتصادی این پیام‌رسان فوری، واقعیت ندراد؛ اکنون مبتنی بر تحلیل اطلاعات زیست مجازی ایرانیان مجدداً مشخص گردید که اساساً بیش از ۹۳ درصد از مجموع مشاغل مردم، هیچ ارتباطی با فروشندگی در فضای سایبر ندارد و کل فروشندگانی که از اینترنت نیز برای فروش استفاده می‌کنند ۶.۷ درصد است. نکته‌ی مهم‌تر اینکه آمار مذکور، جمع فعالیت اقتصادی در تمامی بستر اینترنت داخلی و خارجی است و سهم اینستاگرام از آن کمتر از ۱.۷ درصد است!

اینکه باید انواع بسترهای سایبری برای فعالیت‌های اقتصادی در نظر گرفته شده و تضمین‌های قانونی، فرهنگی و … برای آنها در نظر گرفته شود تا مردم از آن بهره‌مند شوند، یک ضرورت منطقی است. اختلاف بر این گزاره است که چقدر فاصله‌ی میان ۹.۰۰۰.۰۰۰ شغل در اینستاگرام با سهم ۱.۶۵ درصدی این پلت‌فرم در فعالیت اقتصادی فروشندگان، حرف برای گفتن و تحلیل کردن دارد …

۶) حکمرانی سایبری، در اشغال بیگانه

از مهم‌ترین نکاتی که مبتنی بر پیمایش تحلیلی زیست مجازی ایرانیان حاصل می‌شود، این است که به استناد پر استفاده‌ترین شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های فوری در میان مردم، باید گفت که حکمرانی سایبری کشور در اشغال و تصرف بیگانه است و از میان چهار پیام‌رسان‌رسان پراستفاده‌ی کشور، سه مورد آن متعلق به آمریکا است!

این گزاره‌ی به‌شدت خطرناک، در حالی به‌دلیل غفلت مسئولان برای کشور ما رخ داده است که هیچ کدام از کشورهای پیشرفته و قدرت‌های بین‌المللی، از آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان گرفته تا روسیه و چین اجازه‌ی وقوع چنین خطای هولناک و خسارت‌باری را نداده‌اند. کشور ما، بارها و بارها از میدان دادن بدون کنترل و نظارت به پیام‌رسان‌های خارجی، ضربه‌های سنگینی متحمل شده است اما کماکان این روند اشتباه، اصلاح نشده است.

قاعده‌ی عقلی و علمی بر این است که یا باید پیام‌رسان‌های مورد استفاده، ملی باشند یا مبتنی بر دیپلماسی سایبری، با شرکت ارائه‌دهنده‌ی خدمات، قراردادی منعقد شود که ضمن حفظ اولویت‌ها و منافع ملی و اجتماعی، خدمات آن شرکت در اختیار مردم قرار بگیرد.

سرانجام

پیمایش تحلیلی مرکز ملی فضای مجازی که با عنوان «زیست مجازی ایرانیان» منتشر شده است، علاوه بر اصلاح گزاره‌های غیرواقعی متعددی که رایج شده و حتی تفکر مسئولان و تصمیم‌سازان را دچار اشتباه کرده است، مجدداً نشان داد:

۱) نگاه علمی – پژوهشی به فضای سایبر، جزء لاینفک شناخت این عرصه است؛

۲) تصورات و برداشت‌هایی که از فضای سایبر نسبت به اقسام مسائل و موضوعات جامعه شکل گرفته است، صحیح نیست و نباید جامعه را از بازتاب‌های سایبری شناخت؛

۳) توجه به ابعاد فیزیکی و حضوری در روابط اجتماعی و انواع مسائل ملی، ضرورت و جایگاه ویژه دارد و سایبریزه شدن جامعه که به‌دنبال آن، توسعه‌ی تمامی امکانات و خدمات صرفاً در فضای سایبر مدنظر دارد، یک اشتباه محاسباتی است؛

۴) حکمرانی فضای سایبر از طریق ایجاد فضای سایبر ملی، بیش از هر زمانی ضروری است تا مردم بتوانند ضمن بهره‌مندی از محاسن و فرصت‌های این فضا، در مقابل انواع تهدیدات و مخاطرات آن مصون باشند.

یادداشت از: محمدعلی شکوهیان‌راد، پژوهشگر و نویسنده مطالعات سایبرنتیک

انتهای پیام /