استقلال واقعی تنها با بیرون راندن نیروهای بیگانه از مرزهای جغرافیایی به دست نمیآید. آزادی و استقلال حقیقی، آنگاه محقق میشود که فکر و فرهنگ ما از سلطه و وابستگی به بیگانه رها شده باشد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، امروزه دیگر از استعمار کهن با قوا و قشون نظامی سخن نمیگوییم، بلکه از استعماری نو و خطرناکتر سخن میرانیم: «استعمار ذهنی».
این، جنگ برای تسخیر فکرها و قلبهاست، جنگی که هدف نهایی آن، باور به «برتری مطلق فرهنگ بیگانه» و احساس «کهتری و حقارت نسبت به فرهنگ و هویت خودی» است.
این استعمار چگونه عمل میکند؟ این سلطه نامرئی، نه با لشکرکشی، که با ابزارهای ظریف و اثرگذار پیش میرود؛ از مجرای «سامانههای آموزشی و علمی» و با تحریف تاریخ. از طریق «صنعت رسانه و هنر» مانند هالیوود، موسیقی و مد و به ویژه فضای مجازی با القای برتری ایدئولوژی بیگانه نسبت به باورهای ارزشهای بومی با «کمرنگ کردن زبان مادری» که رکن اصلی هویت و حامل فرهنگ است.
پیامدهای استعمار ذهنی چیست؟ وقتی ذهنها تسخیر شود، این تبعات تلخ پدید میآید:
۱.تردید یا تغییر در باورهای و وارزشهای بومی
۲.وارونگی عاطفی: نفرت از هویت خویش و عشق به دشمن!
۳.بحران هویت و خودکمبینی در سطح فردی و اجتماعی.
۴.وابستگی همهجانبه در عرصههای فکری، سیاسی و اقتصادی.
۵.از دست دادن آرامش و سلامت معنوی.
راه برونرفت و مقابله آن چیست؟
اما این پایان داستان نیست. ما میتوانیم و باید در این نبرد نابرابر پیروز شویم. راهکار چیست؟
۱.تقویت آگاهی و پرورش تفکر انتقادی.
۲.توجه و تمرکز بر حقیقت محوری و حقیقت جویی
۳.بازگشت به ریشهها و احیای هویت و فرهنگ بومی.
۴.تولید محتوای مستقل و قدرتمند در عرصههای گوناگون.
۵.مجهز شدن به فناوریهای جدید برای مبارزه در میدانهای نوین.
استقلال واقعی تنها با بیرون راندن نیروهای بیگانه از مرزهای جغرافیایی به دست نمیآید. آزادی و استقلال حقیقی، آنگاه محقق میشود که فکر و فرهنگ ما از سلطه و وابستگی به بیگانه رها شده باشد. این، پیششرط هرگونه پیشرفت و سربلندی راستین است.
نویسنده: محمد فنائی اشکوری، استاد حوزه و دانشگاه
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














