هوش مصنوعی میتواند با حذف سوگیریهای ناخودآگاه انسانی، به قاضیای بیطرفتر و عینیتر تبدیل شود. با این حال این مسیر پر از موانع و آسیبهای جدی است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، فیلم «عدالت مصنوعی» (Artificial Justice) اثر سیمون کاسال، محصول اسپانیا در سال ۲۰۲۴، آیندهای نزدیک را به تصویر میکشد که در آن دولت اسپانیا قصد دارد سیستم قضایی خود را به طور کامل به یک هوش مصنوعی پیشرفته بسپارد.
این فیلم که در ژانر علمی-تخیلی و تریلر جای میگیرد، پرسش بنیادینی را مطرح میکند: آیا عدالت بدون انسان میتواند معنایی داشته باشد؟ در این روایت، هدف اصلی استفاده از هوش مصنوعی، افزایش کارایی و عینیت در نظام قضایی و حتی حذف احساسات انسانی برای دستیابی به عدالتی دقیقتر عنوان میشود؛ ایدهای که با استقبال عمومی همراه است، چرا که مردم دخالت کمتر انسان را باعث بیطرفی بیشتر میدانند. در اینجا بحث ادراک عدالت نیز خودنمایی میکند.
داستان حول محور قاضی کهنهکاری به نام کارمن کاستا میگردد که از او دعوت میشود تا با شبیهسازی پروندهها، عملکرد این سیستم را ارزیابی کند، اما در میانه این روند، ناپدید شدن مرموز سازنده نرمافزار، کارمن را درگیر شبکهای پیچیده از توطئه، فریب و فساد سیاسی میکند و جان او را به خطر میاندازد. این اتفاق نقطه آغاز نقد اصلی فیلم بر سیستم پیشنهادی است.
فیلم نشان میدهد که چگونه عدالت الگوریتمی، علیرغم ادعای کارایی و دقت میتواند به حذف ارزشهای انسانی مانند همدلی و اخلاق بینجامد و در نهایت، به جای توزیع عادلانه قدرت، آن را در اختیار گروههای خاصی قرار دهد.
فیلم با به تصویر کشیدن تقابل انسان و ماشین، کارمن کاستا را به عنوان نماد مقاومت در برابر کارایی بیروح الگوریتمها قرار میدهد. همهپرسی نمایش داده شده در فیلم نیز نمادی از کشمکش میان دموکراسی و فناوری اقتدارگراست.
در نهایت، «عدالت مصنوعی» با ترکیب دنیای سیاست، فناوری و عناصر هیجانانگیز، اگر چه ممکن است در ریتم و ایجاد غافلگیری ضعفهایی داشته باشد، اما ارزش اصلی خود را در برانگیختن گفتوگو درباره آینده عدالت در عصر هوش مصنوعی نشان میدهد.
این اثر از تصویر رایج هوش مصنوعی بدخواه فراتر رفته و به بررسی عملی کاربرد آن در نظام قضایی و پیامدهای نگرانکننده احتمالی آن میپردازد؛ از غیبت انسانیت در عدالت گرفته تا خطر تمرکز قدرت و نادیده گرفتن پیچیدگیهای اخلاقی.
فراتر از داستان فیلم و فراتر از عدالت قضایی و کیفری، رابطه هوش مصنوعی و عدالت اجتماعی مهم است. هوش مصنوعی ظرفیت عظیمی برای تحقق عدالت اجتماعی دارد؛ از طریق تحلیل حجم عظیمی از دادهها میتواند تبعیضهای ساختاری را در نظامهای مختلف از جمله اعطای وام، استخدام، و سیستم قضایی شناسایی کند، به توزیع عادلانهتر منابع کمک کند و دسترسی به خدمات حقوقی را برای اقشار محروم با هزینه کمتر فراهم آورد.
در این دیدگاه، هوش مصنوعی میتواند با حذف سوگیریهای ناخودآگاه انسانی، به قاضیای بیطرفتر و عینیتر تبدیل شود. با این حال، این مسیر پر از موانع و آسیبهای جدی است. بزرگترین نگرانی، تعصب الگوریتمی است. هوش مصنوعی بر پایه دادههای تاریخی آموزش میبیند و اگر این دادهها خود آینهدار تبعیضها و ناعدالتیهای گذشته باشند، هوش مصنوعی تنها این تبعیضها را تقویت، نظاممند و در پوششی از عینیتِ فناورانه پنهان میکند.
مشکل دیگر، مسئله شفافیت است. بسیاری از سیستمهای پیچیده هوش مصنوعی مانند “جعبه سیاه” عمل میکنند و حتی سازندگان آنها به طور کامل نمیتوانند توضیح دهند که چگونه به یک نتیجه خاص رسیدهاند.
باید بیشتر در مورد ظرفیت های هوش مصنوعی برای برابری و عدالت اجتماعی کار کرد پیش از آنکه الگوریتم ها و سیستم های وارداتی آن را برای ما تعیین کنند. بحث هایی مانند پیوست عدالت را نیز می توان به کمک هوش مصنوعی فرمسازی کرد.
یادداشت از حجت الاسلام احمد اولیائی
منبع خبر: خبرگزاری تسنیم














