ائمه جمعه و جماعات چگونه می‌توانند مأمن مردم و سنگ صبور جوانان باشند؟
ائمه جمعه و جماعات چگونه می‌توانند مأمن مردم و سنگ صبور جوانان باشند؟

مسجد زمانی دوباره به خانه واقعی تبدیل می‌شود که مردم خود را شنیده‌ شده، محترم و صاحب حق گفت‌وگو بدانند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام به سی‌وسومین اجلاس سراسری نماز بر ضرورت تبدیل‌شدن ائمه جمعه و جماعات به «مأمن مردم» و «گوش شنوا و پذیرای درد دل‌های آنان»، اگر از سطح یک توصیه اخلاقی فراتر رود، می‌تواند الگویی کارآمد برای بازسازی اعتماد اجتماعی باشد. امام جمعه باید پیش از آنکه سخن بگوید، بشنود؛ پیش از آنکه قضاوت کند، بفهمد؛ و پس از شنیدن درد مردم، در حد توان برای گره‌گشایی از مشکلات آنان گام بردارد.

مسجد در سنت اسلامی تنها محل اقامه نماز نیست، بلکه کانون ارتباط اجتماعی و معنوی جامعه است. امام جمعه نیز صرفاً صاحب تریبون و خطیب جمعه نیست؛ او می‌تواند حلقه واسط میان مردم، جامعه دینی و ساختارهای مسئولیت عمومی باشد. ازاین‌رو، تأکید بر «مردمی‌بودن ائمه جمعه» را باید در قالب یک ضرورت اجتماعی و سرمایه‌ساز فهم کرد.

مأمن بودن بیش از آنکه به ساختمان و جایگاه مربوط باشد، به کیفیت رابطه با مردم بازمی‌گردد. مردم زمانی درد دل خود را با یک عالم دینی در میان می‌گذارند که احساس کنند قرار نیست سخنشان بلافاصله به قضاوت، سرزنش یا برچسب‌گذاری بینجامد. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های سلوک مردمی، فاصله نگرفتن از زندگی واقعی مردم است. رهبر انقلاب در توصیه‌های خود به ائمه جمعه، بر «رفتار پدرانه با همه» تأکید کرده و فرموده‌اند: «رفتار امام‌جمعه باید همانند رفتار پدر با فرزندان خود باشد و باید همه را بر سر سفره معنویت و دین بنشاند.»

رفتار پدرانه یعنی امام جمعه خود را در برابر جامعه صاحب جایگاهی برتر و دور از دسترس نداند؛ بلکه همچون پناهگاهی اخلاقی، در کنار مردم بایستد. حضور در میان مردم، سرزدن به خانواده‌ها، احوال‌پرسی، دیدار با اقشار مختلف و شناخت مستقیم مسائل جامعه، رفتارهایی تشریفاتی نیستند، بلکه ابزارهایی حیاتی برای ایجاد اعتماد اجتماعی‌اند.

جامعه امروز، به‌ویژه نسل جوان، بیش از گذشته به ارتباط بی‌واسطه نیاز دارد. جوان منتقد الزاماً جوان مخالف نیست و پرسشگر بودن الزاماً به معنای بی‌اعتمادی نیست؛ گاه نقد صریح، نشانه تعلق، دغدغه‌مندی و امید به اصلاح است. اگر جوان دلسوز نتواند پرسش خود را در محیطی دینی و با آرامش مطرح کند، پرسش او از بین نمی‌رود، بلکه به فضایی منتقل می‌شود که امکان گفت‌وگوی سازنده در آن به مراتب کمتر است.

گام دوم، «شنیدن» است؛ اما شنیدنی که با پاسخ‌دادن شتاب‌زده یا قضاوت‌کردن اشتباه گرفته نشود. رهبر انقلاب در مواجهه با سخنان دیگران، حتی در جایی که با دیدگاه آنان موافق نیستیم، بر شنیدن تأکید کرده‌اند: ممکن است سخنی را قبول نداشته باشیم، اما باید به آن گوش کنیم. این نکته از نظر ارتباطات اجتماعی بسیار حیاتی است. شنیدن به معنای پذیرفتن نیست، همان‌گونه که نقد کردن به معنای دشمنی نیست. امام جمعه‌ای که بتواند به جوان منتقد، خانواده گرفتار، کارگر نگران و دانشجوی پرسشگر فرصت سخن گفتن بدهد، پیش از آنکه به مسئله آنان پاسخ دهد، بخشی از مسئله را حل کرده است؛ زیرا انسان پیش از پاسخ، نیازمند آن است که احساس کند «دیده و شنیده» شده است. جلسات صمیمی و دیدارهای بی‌واسطه زمانی اثرگذارند که سخن مردم در آنها واقعاً شنیده شود، نه اینکه صرفاً فرصتی برای بیان سخنان مسئولان باشد.

اما «گوش شنوا» اگر به «دست گره‌گشا» متصل نشود، پس از مدتی کارکرد خود را از دست می‌دهد. مردم هنگامی اعتماد می‌کنند که میان شنیدن و اقدام، رابطه‌ای واقعی و ملموس ببینند. امام جمعه قرار نیست جای دستگاه اجرایی را بگیرد؛ اما می‌تواند در شناسایی مسائل، پیگیری مطالبات، میانجی‌گری اجتماعی و فعال‌کردن ظرفیت‌های خیرخواهانه نقش‌آفرین باشد. مشکلات معیشتی، آسیب‌های اجتماعی و مسائل محلی تنها با سخنرانی حل نمی‌شوند؛ گاه یک تماس، یک پیگیری یا بسیج ظرفیت خیرین می‌تواند گرهی بزرگ را باز کند. بنابراین، امام جمعه موفق کسی نیست که تنها مشکلات بیشتری را بشنود، بلکه کسی است که شنیدن را به پیگیری، و پیگیری را تا حد امکان به نتیجه تبدیل کند.

مأمن مردم بودن الزام مهم دیگری نیز دارد: «گشودگی نسبت به همه مردم». تریبون نماز جمعه نباید فقط پژواک صدای یک طیف خاص اجتماعی باشد. شهروندی که با یک دیدگاه سیاسی موافق نیست، جوانی که پرسشی متفاوت دارد و فردی که نقد جدی مطرح می‌کند، همگی بخشی از همین جامعه هستند. این امر به معنای نفی اصول نیست؛ چرا که گفت‌وگوی اجتماعی بدون اصول ممکن نیست، اما دفاع از اصول نیز الزاماً به معنای بستن راه گفت‌وگو نیست.

جامعه سالم، جامعه‌ای است که در آن نقد، پیش از تبدیل شدن به تقابل، امکان گفت‌وگو پیدا کند. یکی از مهم‌ترین کارکردهای اجتماعی امام جمعه می‌تواند ایجاد فضایی باشد که در آن «منتقد بودن» با «دشمن بودن» یکی تلقی نشود و «پرسشگری» با «بی‌دینی» خلط نگردد.

در نهایت، «مأمن مردم» بودن بیش از آنکه یک عنوان باشد، یک سرمایه اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که با حکم و بخشنامه ایجاد نمی‌شود و با سخنرانی حفظ نمی‌گردد. این سرمایه از رفتار روزمره ساخته می‌شود: از نحوه برخورد با یک جوان؛ از صبر در شنیدن یک اعتراض؛ از احترام به یک منتقد؛ از پیگیری مشکل یک خانواده؛ و از حضور در کنار مردم در روزهای سخت.

امام جمعه‌ای که پدرانه در میان مردم حضور دارد، با حوصله گوش می‌دهد، پیش از قضاوت می‌کوشد مسئله را بفهمد و پس از شنیدن برای گره‌گشایی تلاش می‌کند، به‌تدریج از یک «صاحب تریبون» به یک «مرجع اعتماد اجتماعی» تبدیل می‌شود.

شاید امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین مأمنی نیاز داریم؛ جایی که جوان منتقد بدون ترس از برچسب‌خوردن سخن بگوید، خانواده گرفتار درد دل کند، شهروند ناراضی اعتراض خود را بیان کند و انسان مؤمن برای پرسش‌هایش پاسخ بجوید. مسجد زمانی دوباره به خانه واقعی مردم تبدیل می‌شود که مردم در آن فقط نمازگزار نباشند، بلکه خود را شنیده‌شده، محترم و صاحب حق گفت‌وگو بدانند. این همان سلوک مردمی است که فاصله میان تریبون و جامعه را کاهش می‌دهد و «امام جمعه» را نه فقط خطیب جمعه، بلکه مأمن مردم و سنگ صبور جوانان منتقد و دلسوز می‌سازد.

یادداشت از: حجت‌الاسلام والمسلمین بهمن اکبری رایزن فرهنگی سابق ایران در عمان، تانزانیا و ازبکستان

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم