حوزه علمیه و ضرورت راهبردیِ نهضت روایت در آینده‌سازی تمدنی
حوزه علمیه و ضرورت راهبردیِ نهضت روایت در آینده‌سازی تمدنی

اگر حوزه علمیه می‌خواهد در آینده‌سازی تمدنی سهم داشته باشد، باید روایت‌گر باشد؛ روایت‌گر صادق، عمیق و امیدوار.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، راستش هر وقت از «آینده حوزه علمیه» حرف می‌زنیم، قبل از اینکه مفاهیم بزرگ مثل تمدن، نوآوری یا پاسخ به مسائل نو بیاید توی ذهنم، یک تصویر ساده می‌آید: شبی از شب‌های حجره. سکوتی که فقط صدای ورق‌زدن کتاب یا نوتیفیکیشن موبایل می‌شکند. طلبه‌ای که همزمان «مکاسب» می‌خواند و خبرهای عجیب جهان را بالا و پایین می‌کند؛ از هوش مصنوعی گرفته تا بحران خانواده، از جنگ روایت‌ها تا فروپاشی معنا.

همان‌جا بود که اولین بار با خودم گفتم: مسئله فقط این نیست که حوزه چه جوابی دارد؛ مسئله این است که حوزه چه داستانی از آینده دارد؟

ما در حوزه معمولاً عادت داریم پاسخ بدهیم، اما کمتر روایت بسازیم. حال آن‌که آینده را بیشتر از آنکه با پاسخ‌ها بسازند، با روایت‌ها می‌سازند. آدم‌ها با قصه‌ها جهت می‌گیرند، نه با بخش‌نامه‌ها. تمدن‌ها هم همین‌طور.

قصه‌ای که مرا درگیر کرد

چند وقت پیش، طلبه‌ای جوان را دیدم که می‌گفت: «من نمی‌ترسم که حوزه به مسائل نو جواب نده؛ می‌ترسم که دیر جواب بده، یا وقتی جواب می‌دهد که دیگر کسی گوش نمی‌دهد.»

این جمله ساده، مثل میخ رفت توی ذهنم. فهمیدم ما با بحران «زمان» روبه‌رو هستیم، نه فقط بحران «حکم». دنیا با سرعت روایت می‌سازد؛ روایت از انسان، از خوشبختی، از پیشرفت. اگر حوزه در این میدان روایت نداشته باشد، حتی درست‌ترین پاسخ‌ها هم بی‌صدا می‌مانند.

اینجا بود که ایده «نهضت روایت در حوزه» برایم جدی شد. نه به‌عنوان یک کار تزئینی یا رسانه‌ای، بلکه به‌عنوان بخشی از مأموریت تمدنی حوزه.

روایت؛ پلی بین سنت و آینده

حوزه همیشه محل سنت بوده؛ سنتی زنده، نه موزه‌ای. اما سنت اگر روایت نشود، به‌تدریج برای نسل جدید بیگانه می‌شود. روایت، همان پلی است که سنت را به آینده وصل می‌کند. وقتی از فقه حرف می‌زنیم، اگر نتوانیم داستان انسان امروز را در آن ببینیم، فقه تبدیل می‌شود به متنی محترم اما دور.

نهضت روایت یعنی اینکه فقیه، متکلم و استاد حوزه، فقط نپرسد «حکم چیست؟» بلکه بپرسد «این مسئله چه قصه‌ای از انسان امروز و فردا دارد؟»

مثلاً مسئله هوش مصنوعی، فقط بحث از ابزار نیست؛ قصه‌ای است درباره جایگاه انسان، اختیار، مسئولیت و حتی معنای عبادت در جهانی هوشمند. اگر این قصه را حوزه نگوید، دیگران می‌گویند؛ آن‌وقت ما فقط منتقد روایت‌های دیگران می‌شویم، نه خالق روایت خودمان.

حوزه و نوآوری تمدنی؛ از دل قصه‌ها

نوآوری تمدنی الزاماً از آزمایشگاه یا اتاق فکر شروع نمی‌شود؛ گاهی از یک روایت تازه شروع می‌شود. اینکه دین را نه مانع پیشرفت، بلکه راهنمای «انسانِ آینده» معرفی کنیم. حوزه می‌تواند روایت کند که دینداری در جهان پیچیده فردا، یعنی مسئولیت‌پذیری بیشتر، اخلاق عمیق‌تر و فهم دقیق‌تر از انسان.

اگر حوزه بتواند روایت‌های معنادار بسازد روایت از اقتصاد عادلانه، خانواده پایدار، علم مسئول، قدرت اخلاقی آن وقت پاسخ به مسائل نو، طبیعی و قابل‌قبول می‌شود. چون مردم اول داستان را می‌پذیرند، بعد حکم را.

یک تصویر از آینده که دوست دارم

گاهی خیال می‌کنم چند سال بعد، طلبه‌ای روی منبر یا پشت میز گفت‌وگو نشسته و به‌جای ترساندن مردم از آینده، برایشان قصه می‌گوید: قصه اینکه چطور می‌شود در جهانی پر از تکنولوژی، هنوز انسان ماند؛ چطور می‌شود پیشرفت کرد و مؤمن بود؛ چطور می‌شود نوآور بود و ریشه‌دار.

آن طلبه، فقط ناقل متن نیست؛ راوی یک افق است. افقی که حوزه در ساختنش نقش داشته.

آخر قصه، اول راه است

نهضت روایت در حوزه، یعنی جدی گرفتن این حقیقت که آینده، میدان رقابت روایت‌هاست. اگر حوزه علمیه می‌خواهد در آینده‌سازی تمدنی سهم داشته باشد، باید روایت‌گر باشد؛ روایت‌گر صادق، عمیق و امیدوار.

روایتی که از دل سنت می‌آید، اما چشمش به فرداست. روایتی که مسئله‌های نو را انکار نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به فرصتی برای معنا و نوآوری تبدیل می‌کند.

شاید آینده حوزه، از همین روایت‌های کوچک شروع شود؛ از حجره‌ها، از گفت‌وگوها، از یادداشت‌هایی که شبانه نوشته می‌شوند. قصه‌هایی که آرام‌آرام، آینده را شکل می‌دهند.

یادداشت از: جواد طلوع رضائی‌صفار، دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم(ع) و طلبه سطح خارج حوزه علمیه خراسان رضوی

منبع خبر: خبرگزاری تسنیم