به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، ، حجتالاسلام رهدار، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در دویستوشصتوششمین نشست از سلسله نشستهای مــــرکـــز مـــطالعات و پــاســخگــویی بـه شبــــهــات (حوزههای علمیه) با عنوان بازخوانی تحولات اخیر کشور، گفت: این تقابل نهتنها پایانپذیر نیست، بلکه هرچه جبهههای حق و باطل خالصتر، گستردهتر و شفافتر شوند، شدت این نزاع نیز افزایش مییابد و صورتهای پیچیدهتری به خود میگیرد.
وی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران در عصر حاضر بهعنوان یک نظام سیاسی با داعیه حقطلبی و مقابله با سلطه شکل گرفته است، افزود: طبیعی است هرچه این نظام بر مبانی اسلامی خود پایبندتر باشد و در مسیر تحقق اهدافش پیشرفت کند، مواجهه آن با جریان کفر و استکبار جهانی نیز تشدید می شود. از همین رو، اگر جمهوری اسلامی بخواهد جمهوری اسلامی بماند، باید انتظار فتنهها، شورشها، تحریمها و حتی جنگها را داشته باشد.
رهدار با اشاره به امکان تحلیل فتنههای جمهوری اسلامی از زوایای مختلف الهیاتی، امنیتی و سیاسی تصریح کرد: در این بحث، تمرکز اصلی بر تحلیل جامعهشناسی سیاسی و تاریخ سیاسی جمهوری اسلامی است؛ نگاهی که فتنهها را نه رخدادهایی مقطعی و جدا از هم، بلکه حلقههایی از یک نزاع مستمر و چندلایه تاریخی میداند.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با تبیین ماهیت متمایز انقلاب اسلامی گفت: برخلاف اغلب جنبشها و نهضتهای ضد استعماری دو سه قرن اخیر در جهان اسلام و جهان شرق که عمدتاً ماهیتی ملیگرایانه داشتند، انقلاب اسلامی ایران از آغاز دارای افقی جهانی بود. هدف این انقلاب صرفاً سقوط رژیم پهلوی نبود، بلکه مقابله با استکبار جهانی و حذف ساختار سلطه از جهان را دنبال میکرد.
به گفته وی، همین رویکرد جهانی موجب شد جریان استکبار از نخستین روزهای پیروزی انقلاب، پروژههای براندازانه متعددی را علیه نظام نوپای جمهوری اسلامی طراحی کند. نخستین اقدام، تحمیل یک جنگ تمامعیار بود؛ با این تصور که نظام تازهتأسیس ایران تاب مقاومت نخواهد داشت.
رهدار خاطرنشان کرد: نتیجه جنگ تحمیلی برخلاف محاسبات دشمن رقم خورد و جمهوری اسلامی در پایان جنگ، هم از نظر قدرت سخت و هم قدرت نرم، تقویت شد. پس از آن، دشمنان به راهاندازی جنگهای نیابتی و فرسایشی منطقهای روی آوردند که اوج آن در قالب جریان داعش ظهور یافت.
وی افزود: در مقابل، شکلگیری محور مقاومت با حضور نیروهایی همچون حزبالله لبنان، انصارالله یمن، حشدالشعبی عراق، فاطمیون، زینبیون و دیگر گروههای مقاومت، معادلات منطقهای را بهطور بنیادین به زیان دشمنان تغییر داد.
تغییر راهبرد فتنه؛ از تهران به شهرستانها
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با اشاره به تحولات جنگ نرم گفت: پس از ناکامی در جنگ سخت و نیابتی، تمرکز دشمن بر جنگ نرم افزایش یافت؛ جنگی که البته همواره در کنار جنگ سخت وجود داشته است. در دهههای نخست، تمرکز اصلی فتنهها بر پایتخت بود؛ از حوادث کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ تا فتنه گسترده ۱۳۸۸.
وی ادامه داد: پس از شکست این پروژهها، دشمن راهبرد خود را تغییر داد و تمرکز را از تهران به استانها و شهرستانها منتقل کرد. تحلیل آنها این بود که تهران بهدلیل تجربه بالا، مدیریت قوی و امکانات لجستیکی گسترده، در برابر فتنهها مقاومتر شده است، در حالی که در برخی مناطق، آمادگی مدیریتی و امنیتی کمتر است و پراکندگی جغرافیایی شورشها، ارزش افزوده رسانهای بالاتری ایجاد میکند.
رهدار با تشریح سیر تحول تاکتیکها گفت: در فتنه سال ۱۳۹۶، اگرچه تمرکز جغرافیایی تغییر کرده بود، اما هدف همچنان نهادهای حاکمیتی بود؛ از پاسگاههای انتظامی و فرمانداریها تا حوزههای علمیه. هدف، قرار دادن مردم در برابر ساختار امنیتی کشور بود.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم افزود: در سال ۱۳۹۸، تاکتیک تغییر کرد و اینبار نهادهای مدنی و زیرساختهای زندگی روزمره مردم هدف قرار گرفت؛ از ترمینالها و خطوط ریلی گرفته تا بانکها و مراکز مرتبط با معیشت، با این هدف که فشار اجتماعی افزایش یافته و مردم مقابل نظام قرار گیرند.
به گفته وی، در حوادث سال ۱۴۰۱ نیز تاکتیک بار دیگر پیچیدهتر شد و دشمن مستقیماً سراغ خانوادههای نیروهای مدافع امنیت رفت و تلاش کرد نبرد روانی را به درون خانهها بکشاند.
جنگ دوازدهروزه و فروپاشی محاسبات دشمن
رهدار با اشاره به تحلیل دشمن از کاهش فاصله زمانی فتنهها و کاهش مشارکت انتخاباتی اظهار داشت: دستگاه استکبار به این جمعبندی رسیده بود که جامعه ایران آماده فروپاشی است و اگر یک جنگ خارجی با عملیات رسانهای گسترده همراه شود، کار نظام تمام خواهد شد. این تحلیل مبنای آغاز جنگ دوازدهروزه رژیم صهیونیستی علیه ایران قرار گرفت.
وی تصریح کرد: برخلاف این محاسبات، در همان روزهای ابتدایی جنگ، و حتی پیش از بروز جلوههای رسمی مدیریت حکومتی، بصیرت مردم ایران موجب شکلگیری یک وفاق اجتماعی گسترده شد و کشور به یک صف متحد تبدیل گردید.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم با استناد به مبانی نظری گفت: جامعهشناسان جنگ معتقدند اگر کشوری واقعاً «ملت» داشته باشد، نخستین پیامد جنگ خارجی، تقویت انسجام اجتماعی است. ایران یک ملت تاریخی است؛ ملتی که پیش از اسلام نیز به معنای سیاسی کلمه وجود داشته و در طول قرون، با اندیشه اسلامی و انقلاب اسلامی تعمیق یافته است.
وی در مقایسه ایران و رژیم صهیونیستی افزود: جنگ دوازدهروزه، ادعای ملتبودن اسرائیل را بهطور جدی فرو ریخت. مهاجرت معکوس، فرار شهروندان و بحران اجتماعی در داخل سرزمینهای اشغالی نشان داد اسرائیل فاقد انسجام ملتمحور است؛ در حالی که ایران، حتی بدون صدور پیام رسمی، بهصورت خودجوش متحد شد.
تهران؛ نقطه شکست پروژه دشمن
به گفته وی، تجربه جنگ دوازدهروزه نشان داد تهران نقطه شکست پروژه دشمن است. مردم پایتخت جنگ را بهصورت ملموس لمس کردند و همراهی اجتماعی با سناریوهای دشمن در این شهر به حداقل رسیده است.
رهدار با اشاره به نتایج یک پیمایش معتبر در تهران گفت: بر اساس این تحقیق، حدود ۹۰ درصد پاسخگویان رژیم صهیونیستی را دشمن میدانند، نزدیک به ۸۰ درصد اعلام کردهاند در هر شرایطی پای دفاع از نظام میایستند و حدود ۷۰ درصد نیز در صورت جنگ، تبعیت از فرمان رهبری را تصریح کردهاند.
وی در پایان تأکید کرد: افزایش بلوغ سیاسی جامعه، تفکیک میان «حق اعتراض» و «سوءاستفاده دشمن»، و کاهش امکان بسیج تودهای برای جریانهای معاند، نشان میدهد جمهوری اسلامی وارد مرحلهای جدید از مواجهه با فتنهها شده است؛ مرحلهای که در آن، هزینههای دشمن بهمراتب افزایش یافته و معادلات منطقهای و بینالمللی بیش از گذشته به نفع جبهه مقاومت در حال تغییر است.
انتهای پیام













