واکنش مجمع هم افزائی جوانان انقلاب اسلامی به استعفای زاکانی:

مشی اصولگرایانه بار دیگر نشان داد که در انحرافی بزرگ از مکتب امام خمینی (ره) و مسیر انقلاب اسلامی قدم برمی دارد

امروز آنجه به عنوان عارضه ای در فضای سیاسی قم و رها ماندن کرسی نمایندگی مردم این دیار در مجلس شورای اسلامی می بینیم، جلوه ای از مشی اصولگرایانه دکتر زاکانی است، متاسفانه مشی اصولگرایانه بار دیگر نشان داد که در انحرافی بزرگ از مکتب امام خمینی ره و مسیر انقلاب اسلامی قدم برمی دارد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نسیم قم، مجمع هم افزائی جوانان انقلاب اسلامی در پی انتخاب دکتر علیرضا زاکانی به عنوان شهردار تهران و استعفای ایشان از نمایندگی مردم شریف قم در مجلس شورای اسلامی بیانیه ای صادر کرد، متن بیانیه به شرح زیر است:

“إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها”
«سوره مبارکه نساء/آیه شریفه ۵۸»

با سلام و احترام به محضر مردم شریف و صبور استان قم
دوران چهل و سه ساله انقلاب اسلامی مجموعه ای در هم تنیده از عظمت ها و جلوه های باشکوهی است که یک ملّت می تواند در حیات تاریخی خود به نمایش گذارد. انتخابات سیزدهمین دوره ریاست جمهوری و ششمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا ورای نتایج خود، آزمون پیچیده ای بود که با حضور معنادار مردم در دشوارترین شرایط اقتصادی و معیشتی به سرانجام رسید.
این حضور بیش از هرچیز بیانگر مطالبه عمومی مردم برای آغار دورانی جدید در مسیر مدیریتی کشور بود، امروز مردم عزیزمان چشم انتظار خدمت صادقانه و حل معظلات اقتصادی و اجتماعی به دور از سیاست زدگی و قبلیه گرائی هستند.
در دنباله تحولات مدیریت سیاسی و شهری در کشور، خبری به اطلاع شهروندان ما رسید که انتظار شنیدن آن نمی رفت، خبری که به معنای رهاگذاشتن کرسی نمایندگی مردم قم در مجلس شورای اسلامی بود، خبر انتخاب جناب آقای دکتر زاکانی به عنوان شهردار تهران… پس از قطعی شدن این خبر سؤالات و انتقادات بسیار دامنه داری در افکار عمومی مطرح گشت:
آیا پشت نمودن ایشان به مسئولیت در شهر کریمه اهل بیت، ده کجی و توهین به توده های مردم این استان محسوب نمی گردد؟!
آیا نیمه کاره گذاردن مأموریت تحولی در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، نشان از بی تعهدی و بی مسئولیتی ایشان نیست؟!
آیا بی آبرو کردن جریان انقلابی قم نشانه ای از سیاست غیر اخلاقی ایشان نیست؟ جریانی که در هنگامه انتخابات مجلس شورای اسلامی سعی نمود در برابر انتقاداتی که غیر بومی بودن دکتر زاکانی را زمینه ای بر بی تفاوتی ایشان نسبت به معضلات عدیده استان می دانستند، با ده ها توجیه بایستد، ولی امروز باید شاهد به اثبات رسیدن همان نقدها باشد!
آیا حضور دکتر زاکانی در انتخابات مجلس از حوزه انتخابیه قم و سپس استعفای ایشان باعث تنگ شدن عرصه برای حضور جوانان دانا و کاردان در تراز بیانیه گام دوم نشده است؟!
آیا وعده های متنوع دکتر زاکانی به نخبگان برای ریل گذاری در مسیر ایجاد حلقه ارتباطی میان حوزه های علمیه و کُلنی های حکمرانی کشور، نمایشی بوده است؟!
آیا حضور دکتر زاکانی به عنوان نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی، نردبانی برای بالا رفتن از مسیر قدرت در جمهوری اسلامی بوده است؟!
آیا انتصاب ایشان در سمت شهرداری کلان شهر تهران، بر اساس تخصص و شایستگی صورت گرفته است؟!

از این رو مجمع هم افزایی جوانان انقلاب اسلامی، با توجه به فرصت پیش آمده بر خود لازم می بیند تا نکاتی را با شما مردم عزیز در میان گذارد:
اولاً؛ پرداختن به این موضوع از باب تعیین رویکرد در قبال یک شخص و مصداق هیچ ارزش انقلابی نداشته و شایسته است از رهگذر بررسی این رخداد به دنیال آسیب شناسی های جریانی و گفتمانی در فضای سیاسی کشور باشیم.
ثانیاً؛ برای پاسخ و قضاوت نمی توان از جانب انصاف خارج شد و می بایست ابهاماتی را که به نیت، انگیزه و اغراض درونی مربوط می شود را به عالم متعال ارجاع داد.
ثالثاً؛ همه داوری ها پیرامون شخصیت و مشی سیاسی آقای دکتر زاکانی می یابد با درنظر داشتن کلیت و برآیند عملکردی ایشان چه به عنوان وکیل مردم قم در مجلس و چه به عنوان مسئول مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، صورت پذیرد.
رابعاً؛ از میان همه ابعاد و زوایای این رویداد، آن چه باید مورد دقت و تأمل جدی قرار گیرد، موضوعی است که به نظر می رسد، علت العلل تمامی این نارضایتی ها و شکوائیه ها باشد:
جناب آقای دکتر زاکانی با تمامی خدمات و مجاهدت هایی که در طول دوران خدمت خود در انقلاب اسلامی داشته اند، “شاخص ترین نماد از جریان اصول گرائی” در کشور هستند. امروز آنجه به عنوان عارضه ای در فضای سیاسی قم و رها ماندن کرسی نمایندگی مردم این دیار در مجلس شورای اسلامی می بینیم، جلوه ای از مشی اصولگرایانه ایشان است. مشی اصولگرایانه بار دیگر نشان داد که در انحرافی بزرگ از مکتب امام خمینی ره و مسیر انقلاب اسلامی قدم برمی دارد. جریانی که سال هاست بیشترین عاملیت را در حکمرانی جمهوری اسلامی داشته و در ناکارآمدی و نارضایتی های عمومی مردم از نظام سهم بسزائی دارد.
این الگوی سیاسی در نسبت به محوری ترین آموزه انقلاب یعنی مردم سالاری دینی بسیار بی تفاوت و لاقید است. ریشه عمده نقدها و رفتارهای قبلیه گرایانه در این منطق سیاسی و مدیریتی به بی اعتقادی این دوستان به مقوله جمهوریت بازمی گردد و لذاست که در این بستر بسیاری از منش ها و کنش ها به راحتی توجیه می شود و اراده مردم و خواست نخبگان به عنوان توده فعال مردم، اندک ارزشی در قبال تصمیمات سهم خواهانه و پشت درهای بسته این جریان نخواهد داشت.
امام به ما آموخت که “جان مایه پیشرفت حقیقی در میدان دادن به تصمیم و اراده مردم” است، رهبر انقلاب در توصیه های راهبردی خود در مراسم تنفیذ رئیس جمهور منتخب، به روشنی کلید حل تمامی مشکلات کشور را “در میدان دادن به مردم و سپردن امور به دستان پر قوت توده ها”، منحصر نمودند.
اگر قرار باشد یک طبقه با نفوذ در حاکمیت بدون توجه به عوارض و پس لرزه های اجتماعی و بی تفاوت نسبت به منافع عمومی، خواست خود را بر مردم تحمیل نماید و زیر میز تمامی تعهدات خود بزند، پس تفاوتش با استکبار و ایده های حکمرانی آن ها در چیست؟!
آقای دکتر زاکانی بار دیگر به روشنی نشان داد، چرا رهبری انقلاب ادامه راه طی شده را به “قیام جوانان برای ساختن ایران” گره زده اند. رفتار و منش ایشان گواهی شد که “دنباله این مسیر باید با همت و هشیاری و سرعت عمل و ابتکار شما جوانان طی شود. مدیران جوان، کارگزاران جوان، اندیشمندان جوان، فعالان جوان، در همه میدان های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و بین المللی و نیز در عرصه های دین و اخلاق و معنویت و عدالت باید شانه زیر بار مسئولیت دهند و ایران عزیز را الگوی کامل نظام پیشرفته اسلامی بسازند”.
باشد که این رخداد برای دلسوزان و خون دل خوردگان این نهضت عبرت آموز شود و برای پاسخ به فرمان جهاد رهبری آستین های خود را بالا زده و هیچ میدانی از نیازهای مردم و انقلاب را خالی نگذارند تا آرمان های بیانیه گام دوم هرچه زودتر و با هزینه های کمتری محقق گردد.

والسلام علی من اتبع الهدی
مجمع هم افزائی جوانان انقلاب اسلامی
مردادماه ۱۴۰۰