«قمپز» در جغرافیای طنز کشور معتبر است/ فقط دو خط قرمز داریم
«قمپز» در جغرافیای طنز کشور معتبر است/ فقط دو خط قرمز داریم
رئیس دفتر طنز حوزه هنری قم در گفت‌وگویی مفصل و خواندنی از محفل طنز قمپز به عنوان یکی از پدیده‌های طنز کشور یاد کرد و گفت: برای شوخی با مسائل سیاسی آزاد هستیم اما دو خط قرمز مهم داریم.

نسیم قم/ سرویس فرهنگ و هنر _ محمد مهدی عنایت پور: اگر از علاقه مندان به دنیای شعر باشید، احتمالا ً وقتی نام او را می شنوید، در ذهن شما کلید واژه هایی نظیر «طنز»، «قمپز» و «قند پهلو» ردیف می شوند.

در قم، نام او و قمپز به یکدیگر گره خورده؛ محفلی که چند سالی است به عنوان یکی از پدیده های فرهنگی قم حسابی سر زبان ها افتاده و از دل آن، چهره های جدیدی به فضای طنز کشور معرفی شده اند.

او فرزند انقلاب است و در شب یلدای سالی که انقلاب به پیروزی می رسد پا به عرصه وجود گذاشته و این روزها، انقلاب و او و قمپز هر سه به عدد «چهل» سلام می کنند؛ او دکتر عباس احمدی است، شاعر طنزپرداز معاصر!     

برای گفت وگو با عباس احمدی ویژگی های بسیاری را می توان فهرست کرد اما جذاب ترین این ویژگی ها «بیان صریح و سریع» و «تواضع» و در یک کلام «اخلاق دلنشین» اوست؛ او دکترای منابع طبیعی دارد و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی اراک است.

«مثنوی دانشجویی»، «دانشگاه نامه» و «مخزن الاشرار» از آثار او هستند و تاکنون جوایز جشنواره های متعددی نظیر جایزه ادبی دکتر قیصر امین پور، طنز جوان، طنز مکتوب و طنز سوره را صید کرده است.   

برای گفت وگو با دکتر عباس احمدی راهی حوزه هنری قم شدیم و دقایقی پیش از آغاز یکی از جلسات قمپز، با او درباره خودش و چهل سالگیش، حال و روز شعر طنز در کشور و محفل قمپز صحبت کردیم. محفلی که به قول رئیس دفتر طنز حوزه هنری قم، امروز در جغرافیای طنز ایران از آن به عنوان محفل شعر معتبر یاد می شود.

البته این محفل طنز به گفته او فقط با دو خط قرمز مواجه است اما شوخی با مسائل سیاسی و رخدادهای کشور در آن آزاد است.

رئیس دفتر طنز حوزه هنری قم همچنین معتقد است که هنوز هم لهجه قم دست نخورده مانده و مانند لهجه های مشهدی و اصفهانی و شمالی چندان شناخته شده نیست و از این ظرفیت در حوزه طنز استفاده خاصی نشده است.

دکتر عباس احمدی شمع چهل سالگی خود را در قمپز سی و هشتم فوت کرد و ما هم سرآغاز گفت وگوی خود را با رئیس دفتر طنز حوزه هنری قم از چهل سالگی شروع می کنیم:  

* اول از همین چهل سالگی شروع کنیم! چهل ساله شدن چه حسی دارد؟

حس خاصی که ندارد اما انسان احساس می کند در سراشیبی به لحاظ عمر افتاده و به خدا نزدیکتر می شود.

*اسیر بحران های چهل سالگی که نشدید؟

این بحران ها بیشتر سوسول بازی است و برای سلبریتی هاست(خنده).

*برنامه خاصی برای چهل سالگی دارید؟

فعلاً که دچار روزمرگی هستیم.

*وارد بحث اصلی گفت وگو شویم؛ چطور شد عباس احمدی وارد حوزه طنز شد؟

از دوران نوجوانی علاقه داشتم و برای معلم و مدیر مدرسه و خانواده و دوستان، شعر اخوانیه‌ای می گفتم اما به طور جدی از دوران دانشجویی بود. دانشجوی دانشگاه تهران بودم و در نشریه دانشجویی به صورت سریالی، کاری به اسم مثنوی دانشجویی چاپ می کردم که خیلی مورد استقبال هم واقع می شد.

حتی به یاد دارم جشنواره ای برگزار شد و مرحوم زرویی نصرآباد، بنده را مورد تفقد قرار دادند و از آن کار خوششان آمده بود.

آن موقع در دهه هفتاد برنامه هایی مثل شب شعر طنز نبود و صداوسیما هم به مقوله طنز مکتوب نمی پرداخت و فقط گاهی جشنواره هایی برگزار می شد که خیلی جای بروز و ظهور نداشت.

*امروز نگاه جامعه و صداوسیما و نهادهای فرهنگی به بحث طنز بازتر شده؟

جامعه تغییر کرده و صداوسیما هم رویکرد خودش را تغییر داده. در طنز مکتوب، حوزه هنری خوب کار کرده و نمونه آن، برنامه شب شعر «در حلقه رندان» است که از اوایل دهه هشتاد در تهران راه اندازی شد. جشنواره طنز مکتوب و شعرخوانی طنز شاعران در نزد رهبر انقلاب تأثیر زیادی در گشایش فضای طنز داشت. البته یادآوری کنم به بحث کمدی و فیلم کاری ندارم، مقصود بنده حوزه طنز مکتوب هست.

*در مسئولان هم چنین نگاهی ایجاد شده؟ جنبه و ظرفیت طنز را پیدا کردند؟

تا حدودی بهتر شده اما مجبور هستند. در دهه هشتاد طنز پیامکی فعال بود و بعد که شاهد ورود گوشی های هوشمند بودیم، طنز در فضای مجازی خیلی رشد کرد و امروز فضای مجازی و اپلیکیشن های پیامرسان، فضا را گشایش دادند.

شما نگاه کنید مسائلی مثل برخورد نماینده سراوان قبلاً هم اتفاق می افتاد اما دیده نمی شد یا خیلی از مسائل طنز مثل عکس گرفتن نمایندگان با خانم موگرینی پخش  نمی شد و بر این اساس، طنزی هم ایجاد نمی شد.

*طنز در ذات خودش معمولاً تلخ هست. تحمل این تلخی طنز در کشور ما وجود دارد؟

بعضی ها درباره طنز تعبیری دارند که مثل کارد جراحی است و اگر هم می بُرَد و گزنده است، هدفش اصلاح است و مثل چاقوی آدم کشی نیست که هدفش تخریب باشد. البته به شرطی که مدیران و مسئولان هم سعه صدر و نقدپذیری بیشتری داشته باشند و بپذیرند که همه ما اشتباه داریم و کامل نیستیم.

هنوز حساسیت هایی در ایران وجود دارد و ما تا رسیدن به وضعیت ایده آل فاصله داریم اما در این دو دهه شاهد حرکت های خوبی در عرصه طنز بودیم و به قول معروف «این از نتایج سحر است».

*آقای عباس احمدی در ادبیات و طنز شهرت دارد اما رشته تحصیلی و شغل او در حوزه منابع طبیعی هست!

البته بنده شعر جدی هم زیاد داشتم اما رشته تحصیلی من در دانشگاه، منابع طبیعی بوده و در کنارش از کودکی به ادبیات علاقه داشتم.

بنده رشته تجربی بودم و به حوزه منابع طبیعی علاقه دارم و درآمد اصلی من از آن رشته هست اما سعی کردم از راه هنر یا شعر دنبال درآمد نباشم. البته اگر چیزی بدهند می گیریم(خنده)، نمی خواهم شعار بدهم که من اصلاً دنبالش نیستم اما اینکه بخواهم به هر قیمتی و هر جایی کاری بکنم، نه الحمدالله این گونه نبوده. من بخاطر پول هرجایی نرفتم و هر روزنامه ای نرفتم مطلب بنویسم.

خیلی از محافل هم ما را دعوت می کنند که سطح خوبی ندارد و به نوعی دنبال عمله طرب و مجلس گرم کن و دلقک بازی هستند! البته آن هم جای خودش است و بالأخره هنری هست که خدایی، من ندارم و آنجا نمی روم!(خنده)

*شما در سری نخست برنامه «قندپهلو» حضور داشتید و جایزه «کله قند زرین» این برنامه را هم صید کردید؛ این برنامه چه بازخوردی در میان مردم و جامعه داشت؟

خیلی عالی بود. در ابتدا فکر می کردند برنامه چون در شبکه آموزش پخش می شود، کسی نمی بیند و می گفتند هرچه شعر طنز خواندید اشکالی ندارد چون این برنامه، شب ها پخش می شود و کسی نگاه نمی کند اما بعد استقبال عجیبی شد.

آن زمان تلگرام نبود اما مخاطبان هم ایمیل می دادند و هم در فیسبوک خیلی پیام می دادند. بسیاری از مردم دیده بودند و این نشان می داد مردم خیلی علاقه دارند اما صداوسیما فکر می کند شعر و ادب و موسیقی کهنه شده و به آن کم می پردازد.

بازخورد سری نخست خیلی خوب بود و بر مبنای آن، سری دوم و سوم و چهارم را تولید کردند اما به دلیل اینکه همه طنزپردازان قوی را در سری اول خرج کردند، سری های بعدی کمی  ضعیف تر شد. در کشور ما تقریباً سی نفر طنزنویس خوب در حوزه شعر داریم و به همین دلیل در سری های بعدی کفگیر به ته‌دیگ خورد. البته جا دارد از زحمات رضا رفیع تشکر کنم که بانی خیر در این زمینه شد.

*ادامه گفت وگو را به سمت «قمپز» ببریم؛ چطور شد این محفل طنز شکل گرفت؟

سال ۹۱ در زمان مدیریت آقای فرجی در حوزه هنری قم، فعالیت هایی را با برگزاری کارگاه طنز آغاز کردیم در حالی که پیش از آن، هیچ کاری نشده بود.

در ادامه، نخستین جشنواره سوهان روح را برگزار کردیم و یک سری استعدادها کشف شدند. بعد به فکر افتادیم کارگاه ها را ادامه بدهیم و جشنواره دوم در سال ۹۳ برگزار شد که مورد استقبال عجیبی قرار گرفت و بازتاب خبری وسیعی داشت.

لذا این ایده را گرفتیم که محفل طنز قمپز را در چهارشنبه های آخر هر ماه بدون وقفه به جز محرم و صفر برگزار کنیم و تا کنون ۳۹ نشست برگزار شده و در آستانه چهلمین سال انقلاب، چهلمین محفل قمپز هم برگزار خواهد شد. 

در این مدت مدیران حوزه هنری قم از این برنامه حمایت کردند. هم آقای فرجی و هم آقای معلمی انصافاً خیلی حمایت کرد؛ او از جنس مدیرانی بود که دنبال بیلان کاری و اینها نبود.

*ایده اصلی طنز قمپز را چه کسی داد؟

ایده محصول همفکری بنده و آقای شرافت بود که در آن دوران مسئولیت آفرینش های ادبی حوزه هنری قم را برعهده داشت.

*قمپز در جغرافیای طنز کشور به خوبی شناخته شده؟

در قم خیلی خوب شناخته شده و صداوسیمای قم هم معمولاً گزارش کوتاهی از برنامه ها پخش می کند.

در کشور هم از آنجا که بیشتر استادان خوب کشور را به «قمپز» دعوت کردیم، به عنوان برنامه ای که منظم برگزار می شود و کارهای خوبی در آن خوانده می شود، شناخته شده است.

بسیاری از استادان طنز که اگر بخواهند برنامه ای بروند، مبلغ زیادی درخواست می کنند یا اصلاً بخاطر سطح جلسه نمی روند اما در برنامه قمپز با وجود بودجه محدود حوزه هنری قم شرکت می کنند.

بعد از ما هم چند استان دیگر مثل اصفهان و یزد شروع کردند اما علاوه بر قوی بودن آثار شاعران طنزپرداز قم، استقبالی که در قم می شود در جاهای دیگر نبود.

الحمدالله امروز قمپز شناخته شده و تبدیل به برندی شده و اسم خوب و با مسمایی دارد.

ما تلاش کردیم جنبه ادبی را حفظ کنیم و نمی خواهیم «قمپز» را تبدیل به یک جُنگ کنیم چراکه خیلی راحت می شود هرجلسه انواع موسیقی ها را آورد و استندآپ کمدی برگزار کرد اما ما تاکنون دنبال این رویه نبودیم.

*سازوکار انتخاب شاعران طنزپرداز و اشعار چگونه هست؟

ما مدتی پیش از هر نشست، فراخوان با موضوع مشخص یا آزاد می دهیم. شاعران طنزپرداز از طریق ایمیل و آیدی کانال تلگرام قمپز، آثار را می فرستند. بنده اشعار را نگاه می کنم و اگر به لحاظ ساختار یا زبان یا طنز ایراد داشته باشد، نکات را گوشزد می کنیم و اگر به لحاظ رعایت نکردن خطوط قرمز هم مشکلی باشد، تذکر می دهیم.

*از خطوط قرمز گفتید؛ قمپز با چه خط قرمزهایی مواجه هست؟

در قم اولین خط قرمز مسائل مذهبی است که خدای ناکرده توهینی به مسائل مذهبی نشود و بعد از آن هم مسائل قومی مهم هستند.

*مسائل سیاسی چطور؟

شوخی با مسائل سیاسی و مشکلات و اتفاقات موجود در جامعه برای ما خط قرمز نبوده.

* این روزها در فضای مجازی، ویدئوهای شعرخوانی طنزپردازان قمپز، خوب بازدید می خورد. به نظر می رسد «قمپز» نقش مؤثری در معرفی چهره های جدید به حوزه طنز داشته.

بله قم در حوزه شعر آیینی و جدی شاعران زیادی دارد ولی در حوزه شعر طنز، کاری انجام نشده بود و محلی برای ارائه نبود تا اینکه محفل طنز «قمپز» شکل گرفت و امروز محلی شده که دوستان می آیند و کارهای خود را ارائه می دهند.

همچنین با توجه به شرایط قم محدودیت هایی وجود داشت اما امروز حتی از خانم ها کار طنز می خوانند.

امروز تعدادی از بچه های قمپز، طنزپردازان خوبی حتی در سطح کشور هستند و در مجلات کشور طنز می نویسند. در جشنواره های طنزی که در دو سه سال اخیر برگزار شده، رتبه های خوبی از بچه های قم داشتیم.        

*از قم چه ظرفیت های دیگری برای ظهور و بروز در حوزه طنز وجود دارد؟ معمولاً گفته می شود قمی ها هم طناز هستند و هم جنبه بالایی دارند.

یکی خود لهجه قمی هست و ما در جلسات خیلی عمد داریم به آن بپردازیم و ظرفیت خیلی خوبی دارد. قبلاً هم آقای فتحعلی اویسی و جواد رضویان به آن پرداخته بودند و خوب هم نتیجه داده بود. 

در شعر هم خیلی ظرفیت دارد. بعضی از کلیپ های قمپز که با لهجه قمی بود، بازتاب وسیعی داشت. طنزپردازها در تابستان، دیداری با وزیر ارتباطات داشتند، وزیر در آن جلسه به یکی از کلیپ های قمپز که آقای فرهاد موحدی با لهجه قمی خوانده بود، اشاره کرد.

بسیاری از آداب و رسوم فرهنگ قم هم ظرفیت بالایی برای طنز شدن دارد. لهجه قمی مثل لهجه های مشهدی و اصفهانی و شمالی خیلی شناخته شده نیست و از این ظرفیت در حوزه طنز هنوز استفاده خاصی نشده است.

*جنبه بالای مردم قم هم که همیشه زبانزد بوده؛ تاکنون همراهی مردم قم چطور بوده؟

جنبه مردم الحمدالله خوب بوده. قم به دلیل حضور قومیت های مختلف، ظرفیت پذیرش بالایی دارد. مثلاً تعصب هایی که در بعضی شهرها دیده می شود، در قم نیست.

*قمپز قرار هست به چه نقطه ای برسد و چه جایگاهی برای آن در آینده پیش بینی کردید؟

اصولاً در ایران خیلی آینده نگری معنایی ندارد و کلاً در شرق نمی شود برنامه ریزی بلندمدت انجام داد!

با وجود این، ما هر بار سعی می کنیم حرکات جدیدی انجام دهیم که جلسه دچار تکرار نشود اما جریان ادبیات همیشه ادامه خواهد داشت و هیچ‌گاه تکراری نمی شود.

*آقای احمدی! مردم ما هنوز به ادبیات علاقه مندند؟

صددرصد. البته سطح مطالعه و سواد پایین آمده. قبلاً بسیاری از افراد سواد نداشتند اما شعر حفظ بودند. اکنون اگر از یک نفر در خیابان بخواهید که یک بیت شعر بخواند «میازار موری که دانش کش است» یا «بنی آدم اعضای یکدیگرند» می خواند که صحیح آن هم «بنی آدم اعضای یک پیکرند» هست.

مردم ایران به طور ذاتی به شعر و موسیقی و کلام آهنگین علاقه دارند و ممکن است این مسئله کمرنگ یا پررنگ شود اما از بین نمی رود چون اگر از بین برود، زبان فارسی از بین خواهد رفت.

*یکی از مشکلاتی که معمولاً در جامعه داریم بحث مربوط به فرهنگ شهروندی است. طنز توانایی تقویت فرهنگ شهروندی را دارد و تا چه اندازه ای می توان از این ظرفیت استفاده کرد؟

اتقاقاً طنز در حوزه «فرهنگ شهروندی» جزو موضوعات جشنواره سوهان روح بود و به این مسئله پرداختیم اما اصولاً فرهنگسازی کار زمان بری هست. 

طنز مشکلات را بزرگ و اغراق شده نشان می دهد اما برای گسترش فرهنگسازی، کارهایی که در رابطه با فرهنگ شهروندی خوانده می شود، باید جنبه تبلیغی پیدا کند و به صورت کتاب و بیلبورد و فیلم ارائه شود تا بتواند فرهنگسازی کند.

*امروز تا چه اندازه مقوله طنز با سطحی نگری دست به گریبان هست؟

فضای مجازی به این مسئله دامن می زند و هرکسی احساس می کند، طنزنویس هست. کم نیستند کسانی که پشتوانه ادبی و مطالعه ندارند اما لطیفه ای در فضای مجازی می گذارند و عده ای هم لایک کرده و از این طریق فکر می کنند، طنزنویس بزرگی هم هستند!

مشکل اصلی ما در بحث طنز این هست که مطبوعات قوی نداریم و شاید به این دلیل هست که دوران مطبوعات کاغذی گذشته باشد. در مطبوعات، کسی می تواند بنویسد که قلمی داشته باشد اما در فضای مجازی هرکسی برای خودش صاحب قلم هست!

*در برنامه قمپز مراقبت کردید که اشعار به سمت زردشدن نرود؟

بنده این قصد را دارم اما نمی شود به طور کامل محدود کرد چون خیلی شدید هم که ممیزی شود، عملاً برگزار نشود بهتر است.

*چگونه می توان تفاوت طنز فاخر و زرد را تشخیص داد؟

کسانی که کارشناس هستند می توانند تشخیص دهند اما به طور کلی، طنزی که سوژه محور، موضوع محور و دغدغه مند و هدفش اصلاح باشد و به دنبال هجو و تخریب اشخاص نباشد، جزو طنز خوب است.

*طنز شفاهی مخاطب بیشتری دارد یا مکتوب؟

متأسفانه امروز طنز شفاهی.

*چرا متأسفانه؟

ما خودمان طرفدار طنز مکتوب هستیم و معتقدیم به کتاب تبدیل می شود و ماندگارتر است. امروز اگر عبید زاکانی می آمد شعر می خواند کسی نمی خندید اما آن طنز مکتوب او، مهم و ماندگار است. البته طنز شفاهی هم در جای خود خوب است.

*چرا حوزه طنز مکتوب، مخاطب و پایگاه اجتماعی ندارد؟

به دلیل تضعیف مطبوعات هست که به حاشیه رفتند.

*شما بیشتر به شعرهای طنز کدام شاعران علاقه مند هستید؟

در حوزه طنز اشعار ایرج میرزا، مرحوم ابوتراب جلی، مرحوم ابوالقاسم حالت، مرحوم زرویی نصرآباد، مرحوم عمران صلاحی و سعید بیابانکی و ناصر فیض مورد علاقه ام هستند.

*از نظر شما، چه کسی بیشتر به گردن حوزه طنز مکتوب حق دارد؟

عبید زاکانی و دهخدا در نظم و نثر. 

*بسیاری از افراد به خصوص جوانان، علاقه مند ورود به بحث طنز هستند، چه توصیه ای به آنان دارید؟

اگر استعداد بازیگری دارند به سمت کمدی و استندآپ بروند بهتر است اما اگر در طنز نوشتاری و مکتوب مستعد هستند، قطعاً مطالعه و حضور در کارگاه ها و شرکت در محافل طنز می تواند به آنان کمک کند.

*در پایان، اگر نظر و پیشنهاد و پیامی هم برای مسئولان فرهنگی و هنری قم دارید، بفرمایید.

پیامی ندارم. مسئولان ما هم که الحمدالله همه هنرمندند و از کارهایشان مشخص هست! از شما هم که به فرهنگ و ادبیات توجه می کنید، تشکر می کنم.