ميرزا عبدالله روز ۲۲/۱۰/۵۰ دار فاني را وداع گفت و طبق وصيت بايستي به كربلا حمل و در حرم حسيني (ع) دفن گردد ولي با توجه به موقعيت سياسي و تيرگي روابط ايران و عراق اين كار ميسر نگرديد، لذا جنازه را بعد از تشيع در تاريخ ۲۳/۱۰/۵۰ از مسجد جامع به شهر ري […]

  ميرزا عبدالله روز ۲۲/۱۰/۵۰ دار فاني را وداع گفت و طبق وصيت بايستي به كربلا حمل و در حرم حسيني (ع) دفن گردد ولي با توجه به موقعيت سياسي و تيرگي روابط ايران و عراق اين كار ميسر نگرديد، لذا جنازه را بعد از تشيع در تاريخ ۲۳/۱۰/۵۰ از مسجد جامع به شهر ري برده و در جوار حضرت امام‌زاده حمزه‌ بن موسي ‌بن جعفر(ع) به خاك سپردند.
در مراسم ختم آن مرحوم در تاريخ ۲۵/۱۰/۵۰ حجت‌الاسلام محمد تقی _فلسفي در شبستان چهلستون با حضور انبوهي از جمعيت، سخنراني تاريخي خود عليه هتاكي به امام خميني (ره) را ايراد نمود كه در سراسر كشور بازتاب گسترده‌اي يافت و پانزده روز پس از اين سخنراني آ‌قاي فلسفي تا آخر عمر رژيم پهلوي ممنوع‌المنبر گرديد.
ج ـ آيت‌الله حسن سعيد تهراني فرزند آ‌يت‌الله ميرزا عبدالله و خانم صغري سعيد تهراني (متولد ۱۲۵۹، متوفي اواخر بهمن ۱۳۴۶ش)در سال ۱۳۳۸ق (۱۲۹۸ش) در تهران ديده به جهان گشود. آموزش مقدماتي و سطح را در محضر پدر و حوزة علميه تهران و قم گذراند و علوم دانشگاهي را تا مقطع كارشناسي در رشتة الهيات ادامه داد. در سال ۱۳۷۰ ق (۱۳۲۹ش) عازم نجف اشرف گرديد. در حوزة نجف از حلقة درس آيات عظام: سيد محسن حكيم، سيد ابوالقاسم خويي و علامه حسين حلّي بهره برد و مورد توجه خاص علامه حلّي قرار داشت به‌طوري كه اجازه اجتهاد و روايت او و هم‌چنين در نامه‌اي صحت و اتقان تقريرات او را از دروس صادر فرمود. اين تقريرات با نام مدارك‌العروه (دليل‌العروه) تحرير گرديده است.دوره اقامت وي در نجف پانزده سال به طول انجاميد و در سال ۱۳۸۵ق (۱۳۴۴ش) به تهران بازگشت و طبق دستور پدر بزرگوراش به اقامه نماز جماعت در مسجد چهلستون پرداخت.
جامعيت آن مرحوم در علوم مختلفه و معارف اسلامي،‌ خلوص، شيفتگي به اهل بيت‌ (ع)، غيرت ديني و مقابله با بدعت‌ها و دروغ‌پردازي‌هاي‌ دشمنان اسلام و تشيع، فروتني و تواضع فوق‌العاده، قدرت جاذبه فراوان بالاخص در قشر جوان، زهد، تقوا، ساده‌زيستي و سخت‌كوشي وي موجب گرديد كه به سرعت مورد توجه و علاقه عام و خاص و مرجع و ملجاء علماء، طلاب، اساتيد، دانشجويان، بازاريان، مبارزان، نيازمندان،‌ مستضعفان و اقشار مختلف ديگر مردم مسلمان قرار گيرد. هرچند پرداختن به هريك از اين خصايل لازم و ضروريست و آثاري نيز در اين زمينه به طبع رسيده ولي هيچ‌كدام نتوانسته ابعاد خدمات ديني، فرهنگي، اجتماعي، و سياسي وي را چنان كه حق‌ مطلب است، ادا نمايد.
تكليف كتاب حاضر نيز در حد ارائه تصويري از زندگي و فعاليت‌هاي سياسي بزرگان در مسجد جامع است و هدف آن تقديم عملكرد اين پايگاه مهم در تاريخ سياسي نهضت امام خميني (ره) و انقلاب اسلامي مي‌باشد لذا نمي‌تواند به شرح مبسوط و بسنده‌اي از شخصيت‌ها بپردازد. از اين‌رو به ناچار به‌صورت مختصر برخي از خدمات ارزشمند او را ذكر مي‌نمائيم.
تأسيس مدرسة علميه
مدرسة علميه‌ مسجد جامع در سال ۱۳۸۶ ق (۱۳۴۵ ش) توسط آيت‌الله حسن سعيد تهراني بنا گرديد. مسجد در گذشته داراي چهار حجره بود كه با احداث بناي مدرسة علميه‌ تعداد حجره‌ها به پانزده رسيد و حجره‌هاي قديمي نيز تعمير و بازسازي شد. مدرسه در قسمت فوقاني شبستان زير گنبد قرار گرفته است.
آيت‌الله سعيد تهراني در برخي از نوشته‌هاي خود به سال تأسيس، چگونگي و علت تأسيس مدرسه و فعاليت‌هاي آن اشاره نموده و مي‌نويسد:
« … از نجف اشرف مراجعت نموده و دوراني را در قم و تهران و نجف در دانشگاه و حوزه گذراندم … در ضمن انجام وظيفه از نماز و تبليغ، به رفع احتياجات مسجد [جامع تهران] از برق و آب لوله و حوض و حوض خانه و ساير نيازها پرداخته و به فضل خداي متعال در همه موارد موفقيت حاصل شد. پس از بررسي‌هايي [در]يافتم كه در دنياي كنوني كه پيشرفت علوم روز، برق‌آسا افكار همه جهان را به خود متوجه ساخته و مغزهاي كشور ما را هم تاحدي تصرف نموده، بايد تا حد امكان در جلوي اين سيل خانمان برافكن ايستادگي نمود، لذا مدرسه‌اي در كنار مسجد با كتابخانه‌اي بنا نموده و از سال ۱۳۸۶ ق شروع به‌كار [نمود] و از بهترين مدّرس‌هاي تهران و قم دعوت نمودم براي همكاري [تا] در اين امر حياتي مساعدت فرمايند تا دسته‌اي از طلاب جوان و جوانان دانشگاهي با مباني اسلام آشنا شوند و آن‌چه زيباست بگيرند و آن‌چه موجب فساد است، ترك كنند و از وجود حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين آقاي نقوي و حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين آ‌قا سبحاني و ديگران در اين راه استفاده‌هاي زيادي به عمل آمد … دروسي كه در مدرسه‌ داده مي‌شد به صورت پلي‌كپي بين دانشجويان و طالبان دروس پخش و ارسال مي‌گرديد. سالياني به همين منوال ادامه خدمت داده شد و دروسي را كه فرا مي‌گرفتند به وسيله طلاب در قراء و قصبات، شب‌هاي جمعه با اقامة نماز براي علاقه‌مندان پياده مي‌گرديد … »
« … متوجه شدم كه وظيفة بزرگي را بايد انجام دهم تا براي نسل جوان و آينده طرحي ريخته شود، لذا با كمك مردان صالح و علاقه‌مندان به مكتب تشيع مدرسه‌اي در جنوب شرقي مسجد جامع تأسيس نموده و به تعمير چهلستون همت گماردم … طلاب هم در ماه رمضان و محرم و شب‌هاي جمعه به اطراف اعزام مي‌شدند و براي كساني كه در خارج بودند كتاب‌هايي تأليف و يا تهيه نموده و به آدرسي كه به دست رسيده بود، تقديم مي‌گرديد. … »